بازخوانی، بررسی و تحلیل شاهکار جاودانه ای بنام شمس الضُّحی اثر محسن نفر

بازخوانی، بررسی و تحلیل شاهکار جاودانه ای بنام شمس الضُّحی اثر محسن نفر
این جانِ جان افزاست این...

محمد جواد صحافی
منبع : ماهنامه گزارش موسیقی
آدرس دسترس به این مطلب: https://t.me/mjsahafi/587
—---—
نمیتوان هر اثری را که توسط هنرمند تولید و عرضه میشود ماندگار دانست، زمانیکه هنرمند نمیتواند حس درونی‌اش را وصف کند، هنرش را به خدمت گرفت و با استفاده از خلاقیّت ذاتیش، حالِ خود را به تصویر کشیده و در نتیجه خالق اثری میشود که ماندگار شده و از ارزش هنری بالایی برخوردار میشود. این تعریف میتواند شامل تمام هنرمندانی باشد که جدای آنکه اثر ماندگاری را خلق کرده اند، پنجره ای نو در جهان هنر را گشوده‌اند. مینیاتور مسخ کننده  فرشچیان و رقص قلم امیرخانی بر کاغذ بی جان نمونه هایی هستند که میتوان از آنها به عنوان آثار هنری ماندگار در تمام ادوار تاریخ نام برد، هنرمندان بسیاری در تمام رشته های هنر توانسته اند با خلق آثاری از این دست نام خود را در میان اساتید بزرگ تاریخ هنر ایران جاودانه سازند، موسیقیدانان نیز در این راه قدمهای بسیاری برداشته و خالق آثاری ماندگار گشته اند، هنرمند با استفاده از ابزاری که در اختیار دارد و بهره گیری از خلاقیت و مکاشفه اتفاقات پیرامون، منابع الهام بخش و موضوعات اطرافِ خود، زمینه را برای خلق یک اثر فاخر فراهم کرده و با قرار دادن این قطعات در کنار هم، اثری را خلق میکند که حس درونیش را به تصویر بکشد، در این بین شعر و کلام، سهم به سزایی در زیبا تر کردن یک اثر موسیقایی ایفا میکند.
با نیم نگاهی به آثار به یاد ماندنی موسیقی در سالهای گذشته، میتوان دریافت که برخی از این آثار به دلایلی - همچون پرداختن بیش از حد منتقدان وکارشناسان به اثر مربوطه و یا استقبال مردم از اثر به دلیل شهرت خواننده (که هیچگاه به تنهایی نمیتواند در خلق یک اثری هنری موسیقی سهیم باشد) پر رنگ تر از سایر آثار شده و از اقبال بسیار بیشتری برخوردار بوده است، گرچه گاهاً از درجه کیفی پائینتری نیز برخوردار بوده اند. اما در نقطه مقابل، آثار زیبای بسیاری در سالهای گذشته تولیده شده اند که برخلاف کیفیت بالایشان، مورد بی مهری قرار گرفته و مدتهاست کسی فرصت گوش کردن به آنها را برای خود فراهم ننموده است، آثاری که باید جاودانه تر و خاطره انگیز تر میشدند، اما در آرشیوِ کمتر هنردوستِ علاقه مندی میتوان آنها را یافت.
اگر بخواهیم نمونه ای از این آثار را نام ببریم، آلبوم شمس‌الضحی شاهکار جاودانه مُحسن نَفَر آهنگساز گزیده‌کار موسیقی ایرانی دارای شاخصه های مد نظر نگارنده در سطور بالاست، آلبومی که آمیخته به کلام حضرت مولاناست و آواز زیبای حسام‌الدّین سـراج آن را جان بخشیده است. اثری که بسان پرونده ای خاک خورده نه در زمان ارائه‌اش مورد توجه آنچنانی قرار گرفت و نه پس از گذشتِ سالها از انتشارش کسی سراغی از آن گرفت. تبحُّر خارق العاده سراج در اجرای اشعار عرفانی باعث شده است تا صدای او به بهترین نحو ممکن با اثر جفت و جور شود.

در ستایش شمس‌الضحی هرچه نوشته شود کم است، انتخاب شعری قوی و تاثیر گذار که با  موسیقی ستودنی نفر همراه شده است، باعث خلق اثری شده که پس از گذشت سالها از تولیدش، نمونه دومی همانند آن به بازار موسیقی ایران معرفی نشد. دوری محسن نفر از جنجال های معمولِ حاکم بر موسیقی و نیز “هنرمند مِحور”  بودن مخاطبین موسیقی باعث شده تا مخاطبین، شناخت کمتری از این نوازنده، آهنگساز، ردیف دان و پژوهشگر ارزنده که از شاگردان بزرگانی چون علی‌اکبر خان شهنازی، یوسف فروتن، سعید هرمزی، عبداله دوامی و محمود کریمی بوده است، داشته باشند. او را میتوان از معدود هنرمندانی دانست که هنر را فدای مقاصد اقتصادی خویش نکرده اند. مطالعه آثار وی این مدعا را ثابت میکند که با وجود گزیده کاری توانسته است آثاری فاخر و ماندگار از خود برجای گذارد.
باغ ارغوان، شمس‌الضُّحی و وصلِ‌ مستان نمونه‌ای از این آثار است، شمس‌الضُّحی که به سفارش حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی در قالب مجموعه نینوا و با عنوان نینوا (4) در سالهای 1365 و 1366 ساخته شد، از بارِ عرفانی بالایی در شعر برخوردار است که با ملودی حماسی متناسب با حال و هوای آن دوران کشور آمیخته شده است، گرچه بنا به گفته آهنگساز، فضای عرفانی و حماسی موجود که بر آمده از روحیات آن لحظه نوازنده بوده، باعث خلق شمس‌الضُّحی شده است. وی معتقد است، شمس‌الضُّحی “پاداش کار نیک” بوده و اوج بندگی در آن موج میزند.

مجموعه آثار نینوا شامل “ پنج آلبوم موسیقی” بوده که توسط واحد موسیقی حوزه “اندیشه و هنر اسلامی” در دهه 60 تولید شد، حسام الدین سراج که از موسسین واحد موسیقی این حوزه بود در دوره جنگ ایران و عراق دو آلبوم نینوا 1 و 2 را با بهره گیری از مدرسان مرکز حفظ و اشاعه موسیقی آهنگسازی کرده و وظیفه خوانندگی در این آلبومها را برعهده گرفت، اما با اضافه شدن محسن نفر به حوزه موسیقی همکاری جدیدی میان این دو هنرمند شکل گرفت به گونه ای که در سه آلبوم دیگر این مجموعه که با عنوان وصل مستان ( نینوای 3 )، شمس‌الضُّحی (نینوای 4) و باغ ارغوان(نینوای 5) تولید شد، محسن نفر در مقام آهنگساز و سراج به عنوان خواننده این آلبومها، آنها را تولید و در بازار موسیقی آن زمان که دارای محدودیتهای بسیاری نیز بود عرضه نمودند. نفر که آهنگسازی (بخش بیکلام) نینوای6 را نیز به پایان رسانده بود، طی اختلافی که با مدیریت حوزه هنری بدلیل تغییر دیدگاهش داشت اثر را نیمه کاره رها کرده و همکاری خود با این مرکز را قطع کرد.
بی شک “شمس‌الضحی”  را میتوان نماد شکوه و عظمت دستگاه همایون دانست و بی‌تردید آنرا یکی از بهترین اجراها در این دستگاه برشمرد. این آلبوم شباهت کمتری به آثار برتر موسیقی تولید شده در آن زمان دارد، یگانگی آن اثر تا این زمان جدای از موارد ذکر شده در سطور بالا اتّفاقیست که تاکنون در هیچ‌یک از آثار منتشر شده تاریخ موسیقی ایران رخ نداده است، در شمس‌الضُّحی خواننده به همراه ارکسترِ پلی‌فونیکِ تار (چندصدایی) و بدون استفاده از هیچگونه ساز کوبه‌ای و ریتمیک کار خود را انجام میدهد. ارکستر تار نیز در هفت بخش جداگانه و برای هفت ساز تار نت نویسی شده است، محسن نفر جدای از آهنگسازی برای این آلبوم، به تنهایی وظیفه یک ارکستر را انجام داده است، و بر اساس نت های نوشته شده، هفت بار به  صور مختلف ملودی ها را با ساز تار اجرا کرده و در استودیو آنها را با یکدیگر ادغام نموده و نهایتاً حاصل آن را به صورت میکس، به گوش مخاطب رسانده است، نکته قابل توجه آنکه خط ملودی توسط یک تار اجرا میشود و باقی، وظیفه اجرای آکوردها را بر عهده دارند، چنین خلاقیتی با وجود بهره گیری از کمترین امکانات در استودیو و در دوره‌ای که اکثر آثار تولید شده به صورت اجرای زنده و با حضور تمام اعضای ارکستر موسیقی انجام میپذیرفت ستودنیست.
اما این اثر جدایِ از ویژگیهای منحصر بفرد ذکر شده در سطور بالا، اتفاقی دیگر در موسیقی را نیز رقم میزند. مُصنِّف در ساخت شمس‌الضُّحی از ریتمهای هفت ضربی که از ترکیب دو، دو، سه تشکیل شده بهره گرفته است. ریتمهای هفت ضربی از قدیم‌ الایّام، بیشتر در موسیقی و رقص مناطق کردنشین، دیده میشد اما ترکیب اکسنت‌های* استفاده شده برای تولید این ریتمها در یک میزان عمدتا بصورت سه، چهار بوده است.
نگرش خلاقانه آهنگساز به کل مجموعه آلبوم باعث شده، تا این اثر از جهات مختلف به عنوان اثری ماندگار مطرح شود، انتخاب شعر،ملودی قوی، شیوه اجرای همخوانی، لحن اجرای شعر توسط خواننده که نشان از تبحر و تسلط  سراج به ادبیات است و همچنین تکنوازی بی مانند اعجوبه ای بنام  محسن نفر از مجموعه عواملیست که توانسته اند ماندگاری این آلبوم را چندین برابر کنند. درجه بالای عرفان اشعار حضرت مولانا و آهنگین بودن آنها باعث میشودتا اعتبار شعر مولانا دو چندان شود، محسن نفر نیز با انتخاب هوشمندانه یکی اززیبا ترین اشعار حضرت مولانا و ملودی پردازی دقیق و خلاقانه، شعر را به زیبا ترین نحو ممکن در خدمت موسیقی گرفته است.

از خلاقیت های دیگر آهنگساز، شیوه اجرای همخوانی آلبوم است، آهنگساز از گروه همخوان به گونه ای در موسیقی خود استفاده کرده است که کل یا چند بیت شعر تنها با یک نت اجرا می‌شود. محتوای کل آلبوم در دو روی نوار با یکدیگر متفاوت است، روی نخست، شامل چهار بخش قطعات بیکلام بر مبنای ارکستر تار به نامهای “حکایت سر سپار ” ، “دل زار” ، “سرود سَرو” و “غریو یار” است که محسن نفر نوازندگی تمام قطعات را نیز بر عهده گرفته است. اما تمام بخش دوم اختصاص به تصنیفی دارد که نفر با همراهی سراج آن را اجرا کرده اند. نکته قابل ذکر این تصنیف ادغام دو شعر مشابه از مولانا و اجرای آن در قالب تصنیف است. با کند و کاو در بسیاری از آثار موسیقی تولید شده نکته ای مشابه را میتوان دریافت و آن اینکه آهنگساز (و در برخی موارد خواننده) شعر انتخابی خود را مطابق میل خود تغییر داده، ابیاتی را حذف، و کلمات را تغییر میدهد. در بسیاری از موارد نیز ابیات جابجا شده ونتیجتاً آنچه به مخاطب ارائه میشود با نسخه اصلی شعر تفاوتهایی دارد. اعمال این تغییرات بر روی شعر که البته با دلایلی نیز همراه است در موارد جای نقد داشته و برخی کارشناسان آن را نوعی لطمه به  بدنه اصلی شعر میدانند اما برخی دیگر معتقدند که در صورت تناسب محور عمودی شعر، حفظ محتوا و برهم نخوردن وزن آن، انجام چنین تغییراتی بلامانع بوده و در برخی موارد نیز باعث زیباتر شدن شعرمیشود.  تصنیف شمس‌الضُّحی نیز از این قاعده مستثنی نیست و اعمال تغییراتی برروی شعر باعث شده تا شعر اجرا شده تفاوتهایی با نسخه اصلی آن داشته باشد. مشخص‌ترین تغییر شعر را میتوان به افزودن بیتی جدید به شعر عنوان نمود. ابیات شعر مربوط به غزلیست که  مصرع آغازینش: “این کیست این، این کیست این، این یوسف ثـانی است این” میباشد، اما با مطالعه غزل شماره 1792 مولانا هیچ نشانی از بیت معروف این آلبوم : " بسم الله ای روح البقا، بسم الله ای شیرین لقا...بسم الله ای شمس‌الضُّحی، بسم الله ای عِین الیَـقین" که نام آلبوم نیز از آن انتخاب شده است مشاهده نمیشود. اضافه‌کردن این بیت از غزل 1793 مولانا و انتخاب یکی  از کلمات آن به عنوان نام آلبوم میتواند نشان از علاقه آهنگساز و خواننده به تک بیت مورد اشاره  بوده باشد که سعی کرده است تا با توجه به یکسان بودن اوزان اشعار و برابری قافیه های آنها بیت مورد علاقه را به شعر اصلی افزوده و با تاکیدهای چندباره در موسیقی بر روی این بیت آن را بدل به یکی از ابیات اصلی شعرنماید. با این وجود، خواننده با ادای صحیح واژه‌ها منظور شاعر را به خوبی به شنونده منتقل کرده و با آکسان‌گذاری های دقیق بر روی شعر، تغییر پیاپی لحن با وجود ثابت بودن نسبی خط ملودی و همچنین حفظ روحیه حماسی-عرفانی موجود در اثر باعث ایجاد فضایی پویا در کل تصنیف شده است تا فضای کسالت بار حاکم در بسیاری از آثار موسیقی را در این آلبوم شاهد نباشیم.

آهنگساز نیز سعی کرده است تا بین شعر و موسیقی ارتباطی نزدیک ایجاد کند و با انتخاب شعری عرفانی این ارتباط را  تا انتها حفظ نماید. در این میان سهم سراج در مقام خواننده اثر به دلیل آشنایی کاملش با ادبیات بسیار تاثیرگذار است. آهنگساز نیز برای تاثیرگذاری هرچه بیشتر موسیقی، پیوند معنوی خود با مخاطب را از بخش اول نوار برقرار کرده، و با آنکه بخش اول بصورت بیکلام اجرا شده‌ و بدلیل سخت بودن برقراری ارتباط با مخاطب در آثار بیکلام (علی الخصوص مجموعه هایی که بصورت تکنوازی انجام گرفته است)، با تکنوازی های جانانه و حساب شده توانسته است به راحتی از پس کار برآمده و اتصال خود با مخاطب را از ابتدا تا انتهای آلبوم حفظ کند. از دیگر مؤلـّفه های این اثر میتوان به عدم حضور ساز تمبک اشاره کرد که علیرغم عدم استفاده از این ساز شاهد اجرایی ریتمیک در کل تصنیف هستیم. همچنین، طراحی کاور این آلبوم نیز بر عهده مجید قادری بوده و صداقت جبّاری خوشنویسی آن را برعهده داشته است .
همکاری زوج هنری محسن نفر و حسام الدین سراج باعث شد که تمام آثار منتشر شده آنها از بهترینهای دوران خود شده و هم اکنون نیز از ارزش بالایی برخور باشند. اما فعالیت اندک نفر که تاکنون آهنگسازی تنها چهار آلبوم با کلام را برعهده داشته است و جملگی نیز با صدای سراج اجرا شده‌اند هنر والایش را زیر سئوال نمیبرد، او همانند جلیل شهناز و فرهنگ شریف، از لحن و ویژگیهای منحصر بفردی در نوازندگی‌اش برخوردار است و نوآوری هایش در چارچوب موسیقی اصیل تنها مختص خود اوست. پاساژهای** پیچیده وی دارای معنا بوده و بداهه هایش مخاطبان را میخکوب میکند. در کنار آن سراج نیز به عنوان فردی که تسلط کافی به موسیقی وادبیات دارد توانسته است قطعات نفر را به بهترین نحوممکن اجرا کند، جدای از آن، نزدیکی تفکرات این دو هنرمند به یکدیگر و داشتن نگاهی معنوی به مقوله هنر باعث بوجود آمدن همدلی و وفاقی شده که ادامه‌اش منجر به خلق آثاری ارزشمند همچون باغ ارغوان، وصل مستان، یاد یار و شمس‌الضحی گردیده است.


*اکسنت (ACSEND) : اکسنت در موسیقی شامل تاکید، فشار یا تقویت بر روی بخشی خاص از یک نت یا مجموعه ای از نتهاست.


منبع : کانال تلگرام محمد جواد صحافی
https://t.me/mjsahafi

 

مسیر هنری عقیلی، جاده یک‌طرفه منتهی به پرتگاه

نقدی بر عملکرد هنری سالار عقیلی به بهانه کنسرت مشترکش با رضا صادقی
مسیر هنری عقیلی، جاده یک‌طرفه منتهی به پرتگاه

اگر به سابقه فعالیت هنرمندان آوازه خوان جوانمان که نامشان از اواسط دهه هشتاد بر سر زبان‌ها افتاد بیافکنیم به نامی بر می‌خوریم که حضور و فعالیتش در عرصه موسیقی بسیار بسیار بیشتر از سایر هنرمندان هم وزن خود بوده است؛ از اجرای کنسرت‌ها گرفته تا همکاری با صدا و سیمای ملی در قالبهای متفاوت، بسیاری وی را افتخاری شماره دو نام می‌نهند و در نقطه مقابل کسانی دیگر این حرکت وی را می‌ستایند.


این نام کسی نیست جز «سالار عقیلی»، خواننده ای که سه تار نیز میزند و رشته تخصصی‌اش بازیگری تئاتر است، کسی که در عرض حدود هفت سال بیست آلبوم موسیقی را روانه بازار نموده است؛ یعنی هر سال سه آلبوم. شاید هوادارانش این تعداد آلبوم‌ها را عادی توصیف نمایند اما زمانی که موسیقی تیتراژ فیلم‌ها و سریالهای تلویزیونی و کنسرتهای متعدد داخل و خارج وی به همراه بسیاری از گروههای ریز و درشت موسیقی را کنار هم جمع می‌کنیم به عدد قابل توجهی می‌رسیم...

ادامه نوشته

نغمه هایی که فقط قیمتشان گران است ...

کدام جرم سنگین تر است؟ سوء استفاده از علاقه مخاطبین یا دریافت غیرقانونی آثار موسیقی؛

" نغمه هایی که فقط قیمتشان گران است ..."



چندیست که هنرمندان عرصه فرهنگ و هنر کشورمان با توسل به روشهای مختلف و مبتکرانه بر آن گشته اند تا فرهنگ خرید محصولات فرهنگی را در کشور نهادینه کنند برخی با کمک روابط عمومی بالای خود همچون مهران مدیری با مزه پرانی و بیان سخنانی ملتمسانه با چاشنی طنز از مردم درخواست خرید محصولاتش را می نماید و در ازای آن با انجام قرعه کشی های فراوان ، جوایز بزرگی را نیز به خریداران محصولاتش به پاس رعایت قانون کپی رایت تقدیم میکند و در این راه نیز موفق میگردد، برخی دیگر نیز از طرق قانونی اقدام به طرح شکایت علیه منتشر کنندگان غیر قانونی آثار مینمایند اگر چند تا کنون نیز توفیق چندانی در حصول نتیجه مطلوب به دست نیاورده اند ...


ادامه مطلب را بمطالعه فرمائید ؛

ادامه نوشته

ساز، کوک .... آواز ، نا کوک !!

نگاهی به دلایل افت آواز در موسیقی ایرانی

ساز، کوک .... آواز ، نا کوک !!

میتوان آواز را یکی از اجزا لا ینفک موسیقی اصیل ایرانی بر شمرد ؛ از قدیم الایم و از دوران عمومیت

یافتن موسیقی اصیل ایرانی آواز ایرانی نیز به همراه آن در میان مردم نامی برای خود دست و پا نمود

تا آنجا شهره آن مرزها را طی نموده و صدای خود را جهانیان به گوش جهانیان رسانید .


از رضا قلی میرزا ظلی،  طاهر زاده ، اقبال آذر ، نور علی خان برومند و  ادیب گرفته تا کمی بعد تر و

ظهور بزرگانی چون عبداله دوامی و نور الدین رضوی سروستانی و محمود کریمی وبسیاری دیگر که

جمله آنها وظایف خطیر خود را به درستی تمام انجام داده و شاگردانی تربیت نمودند که خود هم اکنون

از اساتید موسیقی ایرانی به شمار میروند ، بزرگانی چون محمد رضا شجریان ، شهرام ناظری ، پریسا

،  حسام الدین سراج ، و بسیاری از هنرمندان نام آور دیگر که تک تک آنها بدل به  اساتیدی بزرگ و نام

آور در عرصه هنر موسیقی ایران زمین گشته اند ...


ادامه مطلب را مطالعه فرمائید ....

ادامه نوشته

روزهای سکوت موسیقی ایرانی - بخش سوم و فرجامین

پرونده ، بررسی دلایل عدم ماندگاری آثار موسیقی در سالهای اخیر

روزهای سکوت موسیقی ایرانی - بخش سوم و فرجامین

در دو بخش قبل ، نگاهی داشتیم به دلایل عدم موفقیت آثار موسیقی در سالیان اخیر . در این میان با استماع سخنان و اظهار نظرات کارشناسان و هنرمندان مطرح این عرصه مواردی بیان گردید که گاها بر عدم موفقیت آثار موسیقی از دهه هشتاد تاکنون صحه گذارد . برخی بزرگان نیز چون حمید متبسم با این سخن مخالف بوده و معتقد بودند آنچه رمز مانا گشتن اثری را مشخص مینماید گذشت زمان است و از هم اکنون نمیتوان با قطعیت تمام در مورد عدم ماندگاری آثار متولد شده اظهار نظر نمود .

در ادامه این نوشتار و در بخش پایانی این پرونده دلایلی چون شرایط اجتماعی ، اختلاف هنرمندان ، ظهور تکنولوژی و تاثیرات این موارد را با حضور کارشناسان بررسی می نماییم

برای مشاهده بخش فرجامین این پرونده ادامه مطلب را مطالعه فرمائید ...

 

ادامه نوشته

روزهای سکوت موسیقی ایرانی - بخش دوم

پرونده ؛ بررسی دلایل عدم ماندگاری آثار موسیقی در سالهای اخیر

روزهای سکوت موسیقی ایرانی ، بخش دوم

در بخش اول این نوشتار نگاهی داشتیم بر پاره ای از دلایل عدم ماندگاری آثار موسیقی در سالیان اخیر.

در همین رابطه پای مصاحبت هنرمندان بزرگی نشسته و آغاز گر بحثی گشتیم که شاید دریچه ای باشد به سوی حرکتی نو در ماندگار سازی آثار موسیقی اصیل ایرانی در نخستین بخش این نوشتار برخی نظرات هنرمندانی چون متبسم ، درخشانی ، بهروزی نیا و منبری را خواندیم . شباهت کلام متبسم و درخشانی و تاکید آنان بر ماندگاری آثار نو برای نگارنده  جالب توجه بود در عین حال جمال الدین منبری خواننده اثر ماندگار " دلارام " نیز نظر جالبی در این زمینه داشت او معتقد بود عمده دلیل عدم ماندگاری آثار موسیقی گوشه نشینی هنرمندان ،میباشد بنا بر اعتقاد ایشان هنرمندان خود را مشغول کارهایی کرده اند که فرصت پرداختن به هنر را از خود سلب نموده اند ،

بخش اول سخنان بهروزی نیا نیز بسیار جالب بود ؛ او معتقد بود که عدم وجود فضایی مناسب با اصالت موسیقی و همرنگ گشتن اجباری هنرمندان با جامعه ای مبتنی بر زندگی ماشینی که  مردمانش سرعت را در دستور کار خود قرار داده اند باعث گردیده است همه چیز با شتاب صورت گیرد و هنرمند نیز مجبور است برای آنکه از قافله عقب نماند ادامه این راه را بدود ....

در بخش دوم نوشتارم علاوه بر نظرات این بزرگان سخنان هنرمندان جوان و نوگرایی چون بهراد توکلی ، احسام اینانلو و جهانبخش رستمی را مطالعه خواهیم نمود ...

این مقاله در شماره 52 ماهنامه گزارش موسیقی مکتوب گردیده است .

این نوشتار را در ادامه مطلب بخوانید ....


ادامه نوشته

رمز عشقت دل عشاق بدست آورده....

در ثنای چاوش موسیقی ایران ؛

رمز عشقت دل عشاق بدست آورده....

این روزها هوای قلممان ابریست ، دل و دماغی برای نوشتن ندارد همین روزهاست که جوهرش خشک شود ، ذهنش پر از سوژه است ،  سوژه های ناب و تازه ، اما چه سود که خریداری ندارد ... اگرچند لنگ لنگان تصمیم دارد تا پای جان بجنگد و تا آنجا که در توانش است برای هدفش مبارزه کند !

 این روزها دیگر کمتر کسی به موسیقی فکر میکند و زمانی را برای گوش دادن به آن اختصاص میدهد  ، چه رسد به نوع اصیلش که دیگر حوصله گوش سپردن به پیش در آمد و درآمد و آواز بزرگانمان نمانده ، حال ، این وسط  کسی هم بیاید و نقدی کند و انتظار خریداری هم داشته باشد انتظاری بس عبث است و بیهوده...

باخواندن سطور فوق شاید این گمان کنید که نا امید شده ایم از نگاشتن در راه  موسیقی . راستش را بخواهید حدثتان درست است ، گرفتار نا امیدی شدیدی شده ایم نه تنها این یک قلم ، که ذهنها و قلمهایمان...

 

ادامه مطلب را مطالعه فرمائید ...

ادامه نوشته

روزهای سکوت موسیقی ایرانی - بخش اول

در نوشتار حاضر سعی دارم تا نگاهی بیافکنم بر مواردی که باعث گردیده اند تا آثار و آلبومهای هنری در سالیان اخیر ماندگاری چندانی نداشته باشند و مخاطبین آثار موسیقایی با وجود قدیمی بودن آثار سالیان گذشته تمایل بیشتری نسبت به شنیدن چندین باره آثار جدید داشته باشند  .

 در این نوشتار متفاوت که میتوانم به جرات بیان کنم مشابه آن تاکنون نگاشته نشده است با هنرمندان و اساتید بزرگی چون مجید درخشانی ؛ حمید متبسم ، حسین بهرزوی نیا جمال الدین منبری و بسیاری دیگر از هنرمندان پای صحبت نشسته و هم کلام گشتم تا نظرات کارشناسانه شان را در مورد عدم ماندگاری آثار موسیقایی در سالیان اخیر جویا گردم .

به دلیل طولانی بودن نوشتار آن را در دو بخش بحضورخوانندگان عزیز خواهم رساند .

این مقاله در شماره ۵۲ ماهنامه گزارش موسیقی مکتوب گردیده است...



بررسی دلایل عدم ماندگاری آثار موسیقی در سالهای اخیر
روزهای سکوت موسیقی ایرانی
 

روزهایی که در آن به سر میبریم را میتوان روزهای سکوت موسیقی ایرانی در سال جدید دانست ، روزهایی که هنرمندان فعالیت های خود را منحصر به خارج از کشور نموده اند و هر از گاهی از گوشه ای برخی نیز در چند شهر کشور ساز خود را بصدا در می آورند . اما حقیقت آنکه موسیقی ایرانی سالهاست در سکوت به سر میبرد و فعالیت هنرمندان فعال در این عرصه به طرز چشم گیری روز به روز کاهش میابد . آندسته از فعالان این عرصه نیز آنچنان که باید ، نمیتوانند طرفداران خود را راضی نگاه دارند این مسئله در مورد اکثر قریب به اتفاق هنرمندان صادق است از اساتید بنام و فعال این عرصه چون شجریان گرفته تا دیگر بزرگانی که پرونده فعالیت هنری خود را بنا به دلایلی مبهم بطور کامل مختومه نموده اند ...

ادامه مطلب را مطالعه فرمائید ...

 

ادامه نوشته

نگاهی کوتاه به پسرفت موسیقی مذهبی در ایران

 نگاهی کوتاه به پسرفت موسیقی مذهبی در ایران


همواره با نزدیک شدن به ایام عزاداری ماه محرم صدای نوحه ها و مداحی های عزاداران را از گوشه وکنار شهر میتوان شنید ، صداهایی که گاهاً از میان آنها میتوان هنوز رگه هایی از موسیقی اصیل و دستگاهی ایرانی را یافت .

میتوان دوران صفویه و زمان حکومت شاه عباس صفوی را به دلیل وجود مذهب شیعه و علاقه شاه وقت به موسیقی ، دوران رشد و بلوغ موسیقی مذهبی ایران  نام برد ، موسیقی مذهبی از انشعاباتی تشکیل گردیده است از گاها از قبل از صفویه وجود داشته و تا کنون نیز بر اساس این تفکیک ، فعالان این عرصه ، فعالیت خود را انجام میدهند ؛ این انشعابات شامل روضه خوانی ، مداحی ، نوحه خوانی تعزیه خوانی ، اذان و تلاوت قرآن میگردند . شرط فعالیت در هر کدام از این دسته ها آشنایی کامل به موسیقی ایرانی و دارابودن صدایی خوش بود ...

ادامه نوشته

به بهانه اجرای سالار عقیلی و گروه راز و نیاز در زنجان

به بهانه اجرای سالار عقیلی و گروه راز و نیاز در زنجان 

سالار عقیلی و هنرش که در تهران جامانده بود !!


سالار عقیلی پس از پنج سال مجددا باری دیگر در بقول خودش سرزمین مادری اش زنجان به اجرای کنسرت پرداخت ؛ اما حواشی این کنسرت این بار نه خنده های تمسخر آمیز بر روی سن و نه ترک قهر آمیز نیمی از اعضای گروه در میانه اجرا به دلیل اختلافشان با یکدیگر بر سر استاد بودن یا نبودن جناب عقیلی نبود ؛

حاشیه های این کنسرت این بار رنگ و بویی دیگر داشت ؛ سالار خان مااین بار در اجرای یک شبه اش در زنجان که با بی برنامه گی گروه و تهیه کننده کنسرت همراه بود خاطره چندان خوشی را در اذهان دوستداران موسیقی اصیل ایرانی ثبت نکرد . اگر چند مورد اقبال و استقبال عموم واقع گشت اما گوش شنونده گان ریز بین از شنیدن این اجرا به درد آمد .

ادامه نوشته

چهره های زیبا ؛ موسیقی های زشت !

تاملی برای ورود چهره های جدید به عرصه موسیقی

چهره های زیبا ؛ موسیقی های زشت !



چند وقتیست بازار وبسایتهای ارائه و دانلود موسیقی بسیار گرم گشته و ایندسته از وب سایتها طرفداران بیشماری را جذب خود نموده اند ؛ وبسایتهای که بدون هیچگونه نظارتی فعالیتهای خود را آغاز کرده وادامه میدهند و به ارائه موسیقی های عمدتا خوش رنگ و لعاب و شیک ! میپردازند .اما در اینجا بحث بر سر چرایی فعالیت اینگونه سایتها و نهادی که مجوز فعالیت آنها را صادر نموده و بر عملکرد این وب سایتها نظارت نمینماید ! نیست که اینگونه مباحث آنقدر که مطرح گشته اند نخ نما شده و منتقدان و هنرمندان نیز از بس که بر رعایت حقوق مادی و معنوی خود فریاد برآوردند خود نیز ...


ادامه مطلب را مطالعه فرمائید

ادامه نوشته

" پیش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم"

یادداشتی به مناسبت یکم شهریور سالروز میلاد حسین علیزاده

" پیش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم..." 

تقویم موسیقی ایرانی سرشارست از روزهای خوش و فرخنده ، روزهایی که با فرا رسیدنش اتفاقات و رخدادهای تلخ حواشی این هنر را که اینروزها کم هم نیستند از خاطر می زداید ...

سالروز تولد هنرمندان و اساتید بنام مان یکی از این اتفاقات زیباست ، اتفاقی که اگر چند در ذهن بسیاری از مردم کم اهمیت تر از سالمرگ هنرمندان است اما میزان تاثیر گذاری آن در بطن موسیقی و هنر بسیار مثبت تر است ...

میتوان به جرات گفت نمیتوان هنرشناسی را یافت که حسین علیزاده را نشناسد ، بزرگمردی که سالیان سال از عمر گرانبار خود را وقف موسیقی و هنر اصیل ایرانی نموده است ، برای معرفی او نیازی به نام بردن نی نوا ، ترکمن ، سواران دشت امید ، شور انگیز ، زمستان است ، صبحگاهی ، ماهور ، عصیان و بیش از 60 اثر منتشر شده وی نیست  ، نیازی به ساز سلانه  و مقام داد و بیدادی ابداعی این فرزند آفتاب  و دهها کتاب تالیفی و سه بار نامزدی اش در معتبر ترین جایزه جهانی موسیقی ،  گرمی نیست ، چرا که نامش حجت را بر اهل هنر تمام کرده است .

ادامه مطلب رابخوانید ....
ادامه نوشته

قصه غم انگیز موسیقی ما - قسمت پنجم ( در سوگ نی نواز بهشتیان )

در سوگ نی نواز بهشتیان ...

بی هیچ مقدمه ای بر سر اصل مطلب میروم ...

    امروز سخن از نی نوازی است که  ،  سالهای بسیاری خدمات شایانی به هنر موسیقی این سرزمین کرد ، بزرگ مردی از جنس تاج اصفهانی ، شاگرد ابوالحسن خان صبا و ادیب خوانساری ، مردی که تندیس اش در گالری مفاخر هنری جهان در لندن نصب شد ، چهره ماندگار سال 81 ، خالق آثار ماندگار و نگاهبان موسیقی ایران زمین  ...

 

ادامه مطلب را مطالعه فرمائید ...

ادامه نوشته

اندر احوالات شاهین نجفی و جوزدگی ما ایرانیان

این نوشتار چندی پیش در صفحه فیس بوک حقیر قرار گرفت که با استناد به نظرات برخی دوستان و اعمال تغییراتی در آن ، در تارنگارم منتشر گردید ...

اندر احوالات شاهین نجفی و جوزدگی ما ایرانیان

ما ایرانیان کلا انسانها جو گیری هستیم ، منتظریم تا اتفاقی حادث گردد و سریع کارشناسانه! از آن اتفاق حمایت یا انتقاد کنیم . البته این در زمانیست که این اتفاق جنبه حمایت یا نقد داشته باشد برخی دگر ، چون فوت یک فرد سرشناس نیاز به نقد ندارد  ؛ به محض از دست شدن بزرگی ؛ همه به یکباره به یاد او می افتند و او را عزیز می شمرند . اگر چند این عمل در ظاهر زیبا و پسندیده است اما پسندیده تر آنکه زنده گان مان را نیز یادی کنیم ؛

اما برخورد ایرانیان با اتفاقاتی که در آن نظرات موافق و مخالف وجود دارد نیز جالب است خلیج فارس ، نمونه روشنیست از برخورد موافقین و مخالفین . در اینکه خلیج فارس مختص ایرانیان است و بس ،هیچ شک و شبهه ای نیست اما در این بین برخی از هموطنان آذری ،  به دلیل عدم حمایت دولتمردان ار دریاچه ارومیه در مخالفت از نام خلیج فارس از خلیج عربی حمایت نمودند تا نشان دهند اگر تغییر نام خلیج فارس به خلیج عرب پر اهمیت است نجات دریاچه ارومیه نیز در درجه اولی تری قرار دارد . اما به راستی آیا این راهکار مناسبی برای برون رفت از معضل خشکی دریاچه ارومیه است ؟

مگر نه اینکه هر دو جزو خاک پاک این کهن دیارند ؟ و از دست دادن هر کدام از این منابع طبیعی ( هر یک بنحوی ) جبران ناپذیر و بی بازگشت است ؟


لطفا ادامه مطلب را مطالعه فرمائید ...

ادامه مطلب

ادامه نوشته

دود عود ، گلی از گلخانه باغبان موسیقی ایران زمین ...

دود عود ، گلی از گلخانه باغبان موسیقی ایران زمین ...

در موسیقی ایران نواهایی را میتوان یافتکه در سالیان گذشته توسط نام آوران این عرصه تولید و بدل به قطعاتی ماندگار و خاطره انگیز در ذهن هنر دوستان گشته اند . چنین آثاری در موسیقی ایرانی کم نیستند و میتوان با اندکی جستار در آرشیو موسیقی های خود آنها را یافت ، آثاری که میتوانند در حد یک قطعه موسیقی چند دقیقه ای خاطره انگیزی باشند که با گوش سپردن بدان حس نوستالژیکی به مخاطب دست دهد که یادآور خاطرات خوش و ناخوش ایام گذشته است و یا یک آلبوم موسیقی کامل که روزها و سالهاست بسیاری از زمان مان را برای لذت بردن از این آلبوم صرف نماییم...


ادامه مطلب را مطالعه نمائید ...

ادامه نوشته

نگاهی بر موسیقی اصیل ایرانی در سال 1390

" در سال جدید تصمیم بر آن گرفته ام تا نوشتارها و مقالات خود را تحت عنوان فایل پی دی اف در انتهای هر مقاله ای جهت دانلودو استفاده بیشتر ، در اختیار علاقه مندان و دوستان عزیز قرار دهم . از همین رو هنر دوستان عزیز میتوانند برای در اختیار داشتن نسخه پی دی اف این نوشتار ، آن را از انتهای این مقاله دریافت نمایند .

با مهر و احترام ـ محمد جواد صحافی "



نگاهی بر موسیقی اصیل ایرانی در سال 1390

هر چه بود گذشت ، خود را برای آینده بسازیم ...

موسیقی اصیل ایرانی در سال 1390 تکانی بخود داد و بازار فروش آلبومهای هنرمندان موسیقی به دلیل انتشار آثار هنرمندان رونق یافت ، آثاری که با آواز هنرمندان نام آشنایی چون محمدرضا شجریان ، شهرام ناظری ، حسام الدین سراج ، همایون شجریان ، موسیقی اصیل ایرانی را به تکاپو انداخت و هوادارا را به سوی فروشگاههای موسیقی کشاند ... اما در این میان دیگر بزرگان موسیقی نیز بیکار ننشستند و کنسرتهای متعددی را در نقاط مختلف ایران زمین برگزار نمودند از پور ناظری ها با همراهی علیرضا قربانی گرفته تا حسین علیزاده و شهرام ناظری و همایون شجریان با قمصری و  کنسرتهای سالیانه محمد رضا لطفی با همراهی گروه شیدا فعالیتهایی را در سطح کشور انجام داده و هموطنان عمدتا پایتخت نشین مان را خرسند نمودند و همچنان شهرستانی ها چونان سنوات گذشته در حسرت حضور در کنسرتهای اساتید بزرگ ماندند ، نیز موسیقی مان نیز چون سنوات گذشته از گزند اتفاقات ناگوار در امان نماند و حاشیه های تلخی برایش حادث گردید و عزیزانی نیز از میانمان رفتند ،  همانطور در نقطه مقابلش خبرهای خوش و مسرت بخشی را نیزکه کم هم نبودند تجربه کردیم ، به امید آنکه در سال 91 ، با تجربه شکست ها و درس از ناکامی های گذشته در پی جبران بوده و سالی خوش و بدون اتفاقات و حواشی درد ناک برای موسیقی ایران زمین داشته باشیم نگاهی داریم بر آنچه که بر موسیقی ایران در سال 1390 گذشت ...

ادامه نوشته

ویژه نامه نوروزی شجریانیها منتشر گشت ...


ویژه نامه نوروزی شجریانی ها منتشر گشت ؛

این ویژه نامه پر بار در دو بخش تقدیم دوستداران موسیقی گشته است که حاصل زحمات فراوان اهل قلم و هنر دوستان ارجمند میباشد . بخش اول این ویژه نامه شامل دل نوشته ها و مقالات هنرمندانی چون حمید متبسم (آهنگساز و نوازنده سه تار )  ، پوریا اخواص ( خواننده موسیقی اصیل ایرانی )  ، کرم قلاوند ( ) ، محمد جواد صحافی ( نویسنده و منتقد موسیقی )، خلیل محمدی ( فیلمسار ، تدوینگر و منتقد موسیقی ) ، عدالت عابدینی ( خبرنگار ) ، زهرا مراد پور ( گوینده رادیو تلویزیون ) ، محسن محسنی ( پژوهشگر موسیقی ) و بسیاری دگر از علاقه مندان به استاد شجریان بوده و بخش دوم نیز پرونده ای برای بیوک آقا مراغه ای که شامل دست نوشته استاد شجریان به ایشان ، معرفی بیوک آقا مراغه ای ،  دست خط و متن استاد شجریان برای ایشان ، عکسها و فیلمهای اختصاصی از سفر هنرمندان به شهر مراغه و بازدید از این تار نواز دلسوخته میباشد .

به دوستان عزیز و علاقه مندان بزرگوار توصیه میکنم مطالعه این ویژه نامه نوروزی را از دست ندهند ...


آدرس لینک ویژه نامه : http://shajarianfans.com/Nowrooz1391/

بهــار ، موسیقی زیبای طبیعت

قرار است به ملاقات یک تابلوی نقاشی بروم... خداوند مهربان تصمیم دارد تا در بوم نقاشی جدیدش فصلی را نقاشی کند که حکایت از سبزی و نشاط دارد، حکایت از جنب‌وجوشی وصف‌ناشدنی در جانداران، او تصمیم گرفته است این‌بار رنگ سبزش را بر صفحه‌ی بوم نقاشی خود پخش کند و گل‌های زرد و سفید رنگ نرم، لطیف و کوچکی را بر بلندای کوهی ترسیم نماید که از میان دوسنگ سخت خشن بیرون جسته و محیط را احاطه کرده است، او این تصمیم گرفته است تا کلمات را جان ببخشد، گل را، باران را، خاک را، برگ را، نسیم را، شبنم را...

او قرار است در تابلوی جدید خود آفتاب را گرما ببخشد، پرندگان را به آشیانه‌های خود بازگرداند و آب‌های یخ زده از سرمای سخت زمستان را تکانی دهد و راهی‌شان سازد به استقبال فصلی نو؛
موسیقی بهار با آواز پرندگان و همراهی ارکستر سمفونیک باران و نسیم و جویباران و با رهبری و آهنگسازی بزرگترین رهبر عظیم ترین ارکستر جهان٬ «خداوند» در حال برگزاری است؛ این کنسرت قرار است در بزرگترین سالن موسیقی دنیا با نام «طبیعت» برگزار شود برگ‌ها خود را آماده‌ی تزیین این سالن می‌کنند قرار است گل‌های رنگارنگ برای استقبال از میهمانان این کنسرت زیباترین لباس‌های خود را بر تن کنند و با گرمی از مدعوین پذیرایی کنند مجری این کنسرت نیز رومیناست؛ خدای طبیعت و سرسبزی، پاکیزه و بدور از هر پلشتی و زشتی؛ آرایش دلفریب این زیبای بی‌همتا با آن لباس رنگین گل‌اندودی که بر تن کرده، عقل از سر هردلداده‌ای می‌رباید؛ مگر می‌شود دید و دل نبست؟

نسیم خواهد رقصید و گل‌ها و شکوفه‌ها با همراهی نسیم عطر مست‌کننده خود را به آنان‌که از این کنسرت لذت می‌برند ارزانی می‌دارند. مست می‌شوی از آواز بلبلان غزلخوان و ساز باران و عطر نرگس و آنجاست که گل‌ها نوازش‌ات می‌کنند.

تاکنون هیچ ترکیبی به زیبایی ترکیب رنگ تابلوی بهار بزرگ نقاش عالم گیتی ندیده‌ام ، الحق که نقاش قابلیست، تو گویی تابلو اش عطرآگین است؛ عطر باران، سبزه، خاک؛ عطر بهار. آفتابش از گرمای آتش گرمتر است... خاک را چه زیبا به تصویر کشیده، لمسش می‌کن ... تو گویی این خاک جان دارد، نسیم را ببین مالامال از محبت است زمانی‌که دستِ نوازش بر صورت برگ می‌کشد. جانوران را... چه در تکاپویند، آن موریانه کوچک را ببین که به دنبال خرده‌نانی برای قوت خود در جستجوی خاک است و آن عقاب سرافراز را که چون گذشته بلندپروازانه در اوج خودنمایی می‌کند.

این بهار است، از راه رسیده، مالامال از شادی برای زدودن غبار، برای منزه کردن دل و جان از زشتی‌ها، برای رهایی از غم‌ها، این بهار است، آمده است تا سیاهی شب‌های سرد زمستان را بزداید و سبزی و گرما را هدیه دهد. آمده است تا شکوفه‌ها را میهمان روزها و شب‌های‌مان کند و صدای بلبلان را طنین اندازد در کالبد طبیعت تا درختان این اسکلت‌های بلور آجین از سرما برخیزند و شکوفایی را نوید دهند...

آمد بهار خرم و آورد خرمی...  وز فر نوبهار شد آراسته زمی
خرم بود همیشه بدین فصل آدمی... با بانگ زیر و بم بود و قحف در غمی

بهار را باور کن؛ باز کن پنجره‌ها را تا ببینی که نسیم روز میلاد اقاقی‌ها را جشن گرفته‌ست، چلچه‌ها برگشتند و طراوات را فریاد می‌زنند، بهار را باور کن، آمد بهار خرم و رحمت نثار شد، باز کن پنجره‌ها را و ببین کوچه یک پارچه آواز شده؛ قاصدک خوش خبر از راه رسیده، بیدار شو ببین این عظمت را، بلند شو و روی ماه این خالق بی همتا را ببوس ...

ای دریغ از تو که گر کامی نگیری از بهار...

به احترام آقای پاواروتی، خبـــــر......دار

به مناسبت سالروز میلاد شوالیه موسیفی ایران

به احترام آقای پاواروتی، خبـــــر......دار


در تقویم موسیقی ایرانی روزهایی هست که نباید از آنها به سادگی گذشت، سالروز میلاد هنرمندان و یاد بود پرواز این بزرگان هر دو به اندازه یکسان خوشایند و ناگوارند.
در برخی روزها هنرمندانی دیده به جهان گشوده و ظهور نموده‌اند که حضورشان اتفاقی نو، مبارک و میمون برای موسیقی بوده است و در نقطه مقابل روزهایی نیز بوده‌اند که از دست دادن هنرمندان و اساتید موسیقی لطمه بزرگی به این هنر والا وارد نموده است.

هر گاه یادی از هنرمندانمان که از دست شده‌اند میکنم به ناگاه دو هنرمند بزرگ موسیقی که هر دو غریبانه ودر اوج از میان مان وداع گفتند را در ذهن بیاد می‌آرم ، پرویز یاحقی و پرویز مشکاتیان .. آن دو مظفران و فاتحان موسیقی ایران زمین که چونان نامشان در موسیقی ایرانی زمین پیروز و عزیز بودند، هر چند زود برفتند و آتش عشق خود را در جان عاشقانشان شعله ور ساختند ... یادشان گرامی باد. ..

ادامه نوشته

در حسرت یک تکه تصویر ...

در حسرت یک تکه تصویر ...

سال 1390 را میتوان سالی متفاوت برای موسیقی ایرانی قلمداد نمود ، دلیل بیان این سخن از آن روست که کنسرتهای متعددی توسط هنرمندان و اساتید موسیقی در داخل و خارج از کشور برگزار گردید ، همچنین آلبومهای موسیقی نیز در مقایسه کمی تولیدات نسبت به سال گذشته دارای رشد بهتری بوده اند ، اگر چند هیچکدام از آنها را نمیتوان جزو آثار ماندگار موسیقی برشمرد ، با این اوصاف برگزاری کنسرتهای متعدد اساتید و همنشینی آنان در کنار یکدیگر ، و تشکیل گروه دوستی ، که هنر دوستان سالیان سال چنین همنشینی را به انتظار میکشیدند میتوان اتفاقی فرخنده و مبارک در این عرصه قلمداد نمود . اما در این بین متاسفانه وجود پاره ای رسوم غلط در موسیقی از سالهای دور باعث گردیده اند تا ماندگاری چنین کنسرتهایی در ذهن مخاطبین کمرنگ تر گردد ...

ادامه نوشته

نگاهی به آلبوم چاووشی ساخته مجید درخشانی و بررسی فعالیتهای پوریا اخواص

 نگاهی به آلبوم چاووشی ساخته مجید درخشانی و بررسی فعالیتهای پوریا اخواص

 " چاووشی " تلفیقی از شور جوانی و تجربه

 

در زمانه ای که هنر موسیقی اصیل ایرانی کمتر مورد توجه قرار گرفته و جوانان ، به جای توجه بر فرهنگ اصیل خود به فرهنگ و هنر غربی گرویده اند و نتیجتاً طرفداران موسیقی اصیل ایرانی روز به روز کمتر و کمتر میشوند و این هنر والا جایگاه اصلی واقعی خود را در میان سایر هنرهای ایرانی از دست میدهد ، نگرانی از دست دادن بزرگانی چون شجریان و ناظری وعلیزاده و امثالهم ، چونان از دست دادن مشکاتیان و پایور و ملک و تجویدی بزرگوار ، و نبود جایگزینی در حد این بزرگان غم مان را بیش از پیش افزون تر می نماید ، گاها مشاهده میگردد جوانانی در گوشه ای ، بدور از هیاهو و جنجال های تبلیغاتی اساتید موسیقی مان ، مشغول فعالیت های هنری خود میباشند تا چراغ این هنر والای ایرانی را روشن نگاه دارند ؛ اگرچند تعداد این هنرمندان و تعدد فعالان در این عرصه ، در مقایسه با سالیان قبل کمتر بوده است و حتی ممکن است در مواردی به تعداد انگشتان دو دست نیز نرسد اما جای شکرش باقیست که میتوان از همین تعداد اندک به یکی دو نفر آنها بسیار امیدوار بود و برایشان آینده درخشانی را در عرصه هنر موسیقی اصیل ایرانی متصور گشت . . .

ادامه مطلب را بخوانید

 

ادامه نوشته

برای او که ساده ، بی ادعا و پربارست

همواره هنر موسیقی اصیل ایرانی درگیر حاشیه ها و جو سازی های اطرافیانی بوده است ، این گونه جوسازی ها و پرداختن به حاشیه ها باعث گردیده اند تا موسیقی اصیل ایرانی ، روز به روز عقب افتاده تر و گوشه نشین تر گردد . نقد آلبوم هنرمند بزرگی چون شجریان و یا ناظری ،  انتقاد از عملکرد افرادی چون افتخاری ، سخن پراکنی های نخ نما شده فردی چون محمد رضا لطفی در آستانه کنسرتهایش بر علیه هنرمندان و موضع گیری متعصبان و طرفداران این عزیزان و بحث و جدل آنها با طرفداران باعث گردیده تا آنقدر جو موسیقی مسموم و آفت زده شود که پرداختن به اصل موضوع به طور کل فراموش گشته و هدف تنها اثبات حقانیت خود و نه هنرمند مورد علاقه خود باشد ...

ادامه مطلب را مطالعه فرمائید ؛

ادامه نوشته

توضیح به دوستان عزیز

در پی درج مطلبی از اینجانب که نقدی بود بر آلبوم " مرغ خوشخوان " استاد شجریان ؛ متاسفانه عده ای مغرض بنده را به باد فحش و ناسزا گرفته و شوربختانه هر آنچه لایق خود بوده است را طی پیامهای متعدد خصوصی بر این جانب و خانواده ام نسبت داده اند . این نوع واکنشها برای نقد آلبومی از استاد بزرگی چون شجریان خود  نشان دهنده آن است که با کمال تاسف روحیه نقد پذیری در میان مردم مرده است . و فرهنگیان مان نیز تنها ادعای با فرهنگ بودن را از خود نشان میدهند و این حرکت آنها تنها به جهت آن است دگران گمان کنند دگر اندیشند ...

البته در طول مدتها فعالیت این حقیر در موسیقی اصیل ایرانی چنین مسئله ای نه یکبار که بارها مشاهده گردیده است و این حقیر در نقد افرادی چون سرگورابی و افتخاری نیز شاهد چنین برخوردهایی از جانب طرفداران این افراد بوده ام اما تعجب بنده از دوستداران استاد بزرگی چون شجریان است که انتظار بیشتری از این عزیزان داشتم که متاسفانه این انتظار برآورده نگردید .

به ناگاه به یاد مناجات دکتر شریعتی بزرگ اوفتادم که در بخشی از آن سخن دل من و بسیاری از هنر دوستان واقعی را به زیبایی با خداوند خود در میان گذاشته اند . . .

ای خداوند!
به علمای ما مسؤولیت
و به عوام ما علم

...

.و به متعصبین ما فهم
و به فهمیدگان ما تعصب

...

 و به حسودان ما شكاف و به خودبینان ما انصاف
و به فحاشان ما ادب  و به فرقه‌های ما وحدت

 و به مردم ما خودآگاهی

و به همه‌ی ملت ما، همت تصمیم و استعداد فداكاری و شایستگی نجات و عزت ببخش!


آمین ...


مطالب مربتبط :

نگاهی به آلبوم جدید محمد رضا شجریان : مرغ خوشخوان ؛ آلبومی که در حد نام محمد رضا شجریان نبود ...

نگاهی به آلبوم "مرغ خوشخوان " اثری جدید از استاد محمد رضا شجریان

نگاهی به آلبوم "مرغ خوشخوان " اثری جدید از استاد محمد رضا شجریان :

مرغ خوشخوان آلبومی که در حد نام محمد رضا شجریان نبود....

چندیست موسیقی اصیل ایرانی روزهای آرام و سردی را به نسبت سنوات گذشته میگذراند ، از ابتدای سالی که در آن قرار داریم تا کنون تعداد کنسرتهای فاخر و ارزشمند حتی به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسد ، آلبومهای ارائه شده موسیقی اصیل ایرانی نیز در چنین وضعیتی به سر میبرند و چندان چنگی به دل نمیزنند . از چنین سردی فعالیت اهالی موسیقی میتوان ، عدم تمایل آنها و دلسردی شان به ادامه فعالیت در شرایط کنونی را دریافت ...

اما بعضا نیز ار گوشه کنار اخبار خوشی به گوش میرسد که هنرمندان وهواداران آنها را امیدوار به آینده  مینماید ؛ یکی از این رویدادهاکه میتوانست گرمابخش جامعه سرمازده موسیقی اصیل ایرانی باشد ؛ دریافت مجوز پخش آلبوم " مرغ خوشخوان " استاد شجریان پس از بیش از حدود دو سال انتظار و متعاقب آن انتشار این آلبوم بود ...

ادامه مطلب را مطالعه فرمائید ...

ادامه نوشته

یادداشتی به مناسب سالروز میلاد خسرو موسیقی ایران محمد رضا شجریان

اول مهر برای اهالی موسیقی و هنر دوستان طعم و بویی خاص دارد ، از آن جهت که سالروز میلاد بزرگمردیست از تبار عشق و مهر که موسیقی ایرانی مدیون اوست ؛ زن و مرد و پسر وجوان او را نیک میشناسند و با صدای او ایام سپری نموده اند ، سالهاست برای سالروز میلاد محمد رضا شجریان مینویسم و احساسم را نسبت به او و هنرش بیان میدارم ، اگر چند میدانم برای وصف صفت بزرگی چون شجریان نگارش چند مقاله و یادداشت کافی نیست ، ...

ادامه مطلب را بخوانید ...

ادامه نوشته

لب فرو بند از طعام و از شراب ، سوی خوان آسمانی کن شتاب

روزه داران ساعتها لب از طعام و شراب فرو می بندندو دهان خود را پاک میگردانند از هر دروغ افترایی و چشمان خود را بر ظواهر دنیوی می پوشانند و طفل جان خود رااز شیر شیطان باز می کنند تا ساعاتی در صیام گذراندند و میهمان سفره ای شوند که نه فقیر و غنی میداند و نه کوچک و بزرگ میشناسد همه را با یک نگاه میبیند و میستاید میهمانانش را ؛ که خوانده اند دعوت اش و لبیک گفته اند به حضور در میهمانی اش ، تا اجابت کند میهمانانش و بچشاند ذره ای از طعام بهشت  و شراب فردوس را بر آنان ...

اما با غروب خورشید و زمان معنوی اذان مغرب و با پایان میهمانی آن روز خداوند ، لحظه سبز حضور بر سفره های افطار با نوایی روحانی که آدمی را به سوی خوان آسمانی پرواز میدهد ، عرفان و خلوص آن لحظات بیش از پیش می نمایاند . . . نوایی که شجریان بزرگ آن را خلق نمود تا روزه داران ساعات پایانی خود را با صدای دلکش این بزرگ مرد هنر موسیقی ایران زمین میهمان سفره های خداوند باشند .

سالها پیش زمانی که ایام ماه مبارک رمضان در پیش رو بود ؛ به ناگاه نوای روحانی " رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنا "  در اذهان مردم شکل میگرفت ، نوایی که بواسطه صدای عرفانی و ناب استاد شجریان روزه داران را به تعالی میکشاند و نزدیک شان مینمود به خدایی که میهمان سفره پر برکتش بوده اند ...

 اما ؛گویی این صدا به مذاق برخی ناخوش آمد ،این نوای روحانی و پاک را بر نتابیدند و شنوندگان را محروم از ربنایش نمودند .  برای بسیاری از مردم ایران زمین ماه رمضان بدون ربنای شجریان هیچ رنگ و بویی ندارد ، گویی روزه داران در سفره افطارشان چیزی را گم کرده اند و دیگر افطاری ها بدون ربنای شجریان آن فضای روحانی و آن صفای قدیم را ندارد .

 جالب است بدانید استاد شجریان بارها در مسابقات متعدد داخلی و خارجی قرآنی موفق به کسب جوایز متعددی گشته اند و مقامهای برتری را در قرائت قرآن از آن خود نموده اند ، تبحر ایشان در اجرای ربنا موید همین مطلب است . دعای ربنا در کاست تلاوت قرآن ایشان که به یاد پدر مرحومشان با همین نام ( به یاد پدر ) تلاوت نموده و منتشر ساختند قرار گرفته است ، اجرای ماهرانه دعای ربنا که از دستگاه راست شروع گردیده و به ماهور ختم شده تحسین بر انگیز است ، با وجود کیفیت پائین ضبط این اثر که در تیرماه 1358 اجرا گردیده و تنها به جهت تمرین کار آموزان جهت اجرای مجدد آنها برای ارائه به رادیو و تلویزیون ملی آن زمان ، توسط استاد ضبط گردیده است بازهم میتوان ظرافتهای اجرای این اثر را احساس نمود .

مناجات قبل از ربنا نیز خالی از لطف نیست و زیبایی اجرای آن کم از اجرای ربنا نمیباشد . این مناجات در آواز افشاری اجرا گردیده است

در انتها فایل دانلود مناجات افشاری و ربنای استاد شجریان را در تقدیم میکنم به دوستداران هنر پاک ایرانی و تمام روزه داران عزیز ، تا بگوییم ، اگر چند دیگر صدای ربنای شجریان از رسانه ها به گوش نمی رسد اما این بار نیز خود ربنا را همانند سال گذشته میهمان منازل خود خواهیم نمود ....

 

آنان که لحن پاک تو انکار می کنند / خود را به چشم اهل خرد خوار می کنند
تنها نه خاکیان که ملائک در آسمان / با بانگ ربنای تو افطار می کنند



دانلود مناجات افشاری

دانلود دعای ربنا

 

با مهر و احترام

محمد جواد صحافی

۱۸ مرداد ۱۳۹۰

نگاهی به تاریخچه موسیقی آذربایجان و مقایسه رشد آن با موسیقی ایرانی -بخش فرجامین

در بخش نخست نگاهی داشتیم به تاریخچه موسیقی آذربایجان و بررسی اهمیت موسیقی آن دیار توسط دولتمردان و رسانه های وابسته به آنها ، همچنین نگاهی داشتیم به خواستگاه موسیقی آذربایجان شهر شوشا که مرکز پرورش بزرگان موسیق آذربایجان بوده است .

در بخش فرجامین این مقاله بررسی خواهیم نمود اهمیت ساز و آواز را در موسیقی آذربایجان و مقایسه ای خواهیم نمود رشد موسیقی ایرانی را با موسیقی آذربایجان .

خوانندگان جان را ، به مطالعه بخش فرجامین این مقاله دعوت مینمایم ....

ادامه نوشته

نگاهی به تاریخچه موسیقی آذربایجان و مقایسه رشد آن با موسیقی ایرانی

نوشتار حاضر در زمینه موسیقی آذربایجان بررسی تفاوتهای آن با موسیقی ایرانی ، مقاله ایست از حقیر که در شماره تیرماه ماهنامه هنر موسیقی نیز چاپ گردید ؛ نکاتی را لازم دیدم بیان نمایم تا دوستداران موسیقی قبل از مطالعه در نظر داشته و با مد نظر داشتن این نکات در صورت تمایل نسبت به مطالعه آن اقدام نمایند :

1.      ابتدای عرایض آنکه این نوشتار به دلیل طولانی بودن در دو بخش تقدیم خوانندگان عزیز میگردد ، خواهشمندم برای نتیجه بخشی بهتر هر دو بخش را مطالعه نمائید .

2.      نوشتن این مقاله حدود هشت ماه از زمان حقیر را صرف خود نموده است ؛ تا به رایگان در اختیار شما عزیزان جان قرار گیرد ، مصاحبت با هنرمندان موسیقی و جمع آوری منابع بسیار مکتوب و غیر مکتوب بالغ بر چهارصد صفحه به زبانهای انگلیسی آذربایجانی و فارسی ماحصل تحقیقیست که  هم اکنون در اختیار شماست پس از شما خواهشمندم آن را به دقت و تا انتها مطالعه فرمائید .

3.      از عزیزان خواهشمندم در اظهار نظرات خود فقط و فقط به موضوع اشاره شده در مقاله بپردازند و نوشتار را به حاشیه نکشانند ، امری که متاسفانه در چند نوشتار اخیرم شاهد آن بودم که باعث بروز تشنج هایی در در این تارنگار گردید .

 

 ارادتمند شما

محمد جواد صحافی

 

ادامه نوشته

سخنی کوتاه با خوانندگان عزیز

نوشتار کوتاهی که نگاشته میشود نقدیست بر رفتار غیرمنطقی و بعضا جاهلانه ما ایرانیان در برخورد با تولید یک اثر هنری و نه صرفا موسیقایی . متاسفانه یکی از خلقیات بسیار ناشایست ما ایرانیان آن است که خود را کارشناس صرف در تمام امور بدانیم و سخن خود را نیز به عنوان صحیح ترین اظهار نظر برگزینیم ، کافیست در مجلسی نشسته و بحث را از سیاست شروع کنیم و با فوتبال و علی دایی ادامه دهیم و به استاد شجریان و مینیاتور های فرشچیان ختم کنیم . مطمئنا خواهیم دید در همان محفل چند ده نفره کوچک چند صد متخصص در امور سیاسی ، هنری ، ورزشی و اقتصادی داریم .

دیروز به دعوت یکی از دوستان عزیزم بر سر صحنه فیلم برداری از سریالی بودیم ، برای تهیه پلانی یک دقیقه ای چهل و پنچ دقیقه زمان صرف گردید تا ضبط و آماده شود ؛ عوامل پشت صحنه با قدرت خستگی ناپذیری در حال تهیه فیلمی بودند که نمایش آن نه یک دقیقه بلکه چندین صد دقیقه زمان میبرد تا بیننده با نگاهی عوامانه با پس زدن فیلم ، تمام زحمات شبانه روزی گروه تولید کننده فیلم را بر باد دهد . البته این مسئله تنها در مورد فیلم و سریال صادق نیست .

به یاد دارم در روزی ماندگار کلامی گهربار از زبان یکی از هنرمندان و دوستان بنده نقل گردید که با وجود گذشت شاید بیش از یکسال از افاضات ایشان هنوز هم  زمانی که بیاد سخنان ایشان می افتم ، خنده تلخی میکنم و تاسف میخورم به حال مردمی که اینگونه براحتی آب خوردن زحمات چندین ساله هنرمندی را با سخنان نسنجیده خود از بین میبرند . روزی در محفلی نظر این هنرمند عزیز را که تا دیروزش آروزی داشتن عکسی یادگاری با شهرام ناظری را در سر میپروراند در مورد این بزرگوار پرسیدم ، ایشان به راحتی و با اطمینان کامل پاسخ دادند : " ناظری که اصلا دستگاه بلد نیست ....!!! " در پس آن سئوال کردم عقیلی خواننده جوانیست که بسیار آینده درخشانی دارد سخنم را قطع کرده و گفت : " اگه ترشی نخوره یه چیزی میشه .... !!! "

آیا نباید تاسف خورد ؟

زمانی که فردی که نام خود را هنرمند نهاده و عضوی از جامعه روشنفکران ایرانی محسوب میگردد اینگونه سخنرانی و افاضه نماید دیگر نباید از آن عوام انتظار برخوردی حکیمانه داشت

انگار ایشان به یاد ندارند زمانی را که هنوز وجود خارجی نداشته یا اگر هم داشتند هنوز به درک درست موسیقی نائل نگشته بودند  و ناظری نجوا و گل صد برگ و صدای سخن عشق را اجرا نموده بود .

آیا این سخن صحیح است بگوییم ناظری در آزمون باربد  با " پارتی بازی " رتبه " یک " کسب نموده است ؟

آیا درست است فیلمی حتی بسیار ضعیف , را ندیده پس بزنیم و در موردش نیز اظهار نظر کنیم هر چند ارزش نگاه کردن نداشته باشد ؟ آیا میدانیم برای ساختن همان فیلم بی ارزش چه مدت زمان و چه مقدار هزینه صرف گردیده ؟ 

تاکنون با خود اندیشیده ایم که آیا در حد نقد یک موضوع یا اظهار نظر درباره آن هستیم ؟

 

مثالی دیگر نقل میکنم که اکثر خوانندگان ثابت این تارنگار با آن برخورد داشته اند : اگر اهل نگاشتن باشیم و بر زحمات نوشتن مطلبی واقف باشیم میدانیم که برای نگاشتن مطلبی هر چند کوتاه  ممکن است ذهن نگارنده ساعتها مشغول بوده و زمان بسیاری از وقتش صرف نگاشتن مطلبی گردد تا پس از آماده شدن آن رابه رایگان در اختیار علاقه مندان قرار داده و باعث بالا رفتن سطح سواد خواننده در زمینه مورد نظر گردد . نوشتاری که میتواند در بر گیرنده نکاتی باشد که خواننده با استخراج آنها بتواند به نتایج جالب توجهی دست یابد . جالب ترین بخش قضیه پس از انتشار این گونه مقالات علی الخصوص در محیط مجازی رخ میدهد ، زمانیکه خواننده بدون توجه به وقتی که نگارنده برای نگاشتن مطلبی صرف نموده است به دلیل آنکه تنها نظراتش همسو با نظرات خواننده نیست ؛  نویسنده بی نوا را مورد آماج فحش و ناسزا و تهمت قرار داده و بدون آنکه کل مطلب را متوجه گردد ، نوشتار را زیر سئوال برده و ذهن سایر خواننده گان را نیز منحرف میسازد  تاسف بارتر آنکه برخی از خواننده گان با پرداختن به حاشیه ها به جای متن در پی گرفتن یک ایراد ساده از نویسنده هستند تا تمام متن را زیر سئوال برده و به تخریب نوشتار بپردازند . نمونه آن را میتوان در آخرین نوشتارم که در مورد افتخاری نگاشته شده است به وفور یافت . این دسته از خواننده گان که تنها نامشان را زمانی مشاهده میکنیم که نیاز به جنجال آفرینی بوده باشد از سخن من مبنی بر آلوده شدن شجریان و افتخاری به سیاست به نفع خود سوء استفاده  نموده و بنده را متهم به مقایسه این دو کرده اند . جالب آن است که این مقاله تنها در یک سطر به شجریان پرداخته و کلهم اجمعین محور سخنانش علیرضا افتخاری  بوده است و دلتنگی اهل هنر از آثار نابش بیان نموده است . جالب است بدانید بخاطر همین یک سطر کوچک بنده را نادان ، مریض ، طرفدار دولت و ... خطاب نموده اند و برخی توصیه کرده اند که سواد لازم را برای نگاشتن ندارم و باید در کلاس های مربوطه شرکت نمایم ( بدون آنکه به بیش از دویست مقاله نوشته شده من نظری بیافکنند ) . حتی این بغض ها فراتر رفته و بنده را تهدید به هک وبلاگ نیز نموده اند !!!

و یا در نوشتار قبلی که در مورد علی قمصری و بررسی کارهایش نگاشته شده است در بخشی اشاره ای چهار خطی  به موسیقی های بی محتوای غربی که بی محابا فرهنگ ایرانی را نشانه گرفته اند گشته است . دوستان خرده گرفته اند که چرا موسیقی غربی را بی محتوا و روحوضی معرفی نموده ام ، و چرا از موسیقی های فاخر آنها سخن به میان نیاورده ام . در صورتی که اگر این قسم دوستان اندکی به خود زحمت مطالعه دقیق نوشتار را دهند مشاهده می نمایند که موضوع مقاله هیچ ارتباطی به مقایسه انواع موسیقی های غربی ندارد و تنها مثالیست تا  زحمات جوانان بی ادعای ایرانی که سعی در اعتلای هنر موسیقی ایرانی دارد را نشان دهد موضوع مقاله نیز پر واضح است ،

چرا این عزیزان موضوع متن را مطالعه نمیفرمایند و به راحتی به کشاندن نوشتارها به حاشیه آنها را بی ارزش میکنند ؟

چرا قبول نمیکنند افتخاری سالهاست دیگر آن افتخاری بزرگ نیست ؟

چرا قبول نمیکنند اشعار همای تنها کلماتیست که فاقد هر وزن و قافیه و بسیار بی معنیست ؟ 

چرا قبول نمی کنند شهرام ناظری با زحمات چندین و چند ساله خود به چنین جایگاه رفیعی رسیده و فرزندش از تلمذ در محضر پدر و تلاشهای خود جهانی شده است ؟

چرا نمیبینند زحمتی شاید بیش از یکساله را که برای نوشتن مقاله ای کشیده شده است و براحتی زحمات نویسنده آن را زیر سئوال میبرند ؟

چرا هیچگاه نخواسته اند به جای نقد از هر نوشتاری ، نکات بارز آن را برداشت نموده و از آن استفاده نمایند ؟

 

به یاد داشته باشیم هر فیلم سینمایی ، هر کتاب ، هر اثر موسیقی در هر ژانری ، هر تابلوی نقاشی و حتی هر تکنولوژِی بدون زحمت و مرارت بدست نیامده است ؛ ملتمسانه از عزیزان خواهش میکنم قبل از اظهار نظر در مورد آن موضوع ، درکی نه چندان عمیق (و شاید اندک ...) از آن بدست آورند و سپس نظرات خود را در مورد آن بیان نمایند ....

 

 تنها از خداوند برای ایرانیان عزیز خواستارم تا قدرت درک مسائل را عطا فرماید تا شاید اندکی از این جهل ، عقب ماندگی و پسرفت فرهنگی نجات یابیم ...

 

 

 

با مهر

محمد جواد صحافی

20/4/1390

علیرضا افتخاری ، قربانی هنر سیاسی

علیرضا افتخاری نامی آشنا برای هنرمندان و هنردوستان موسیقی ایرانی است ؛ هر فردی که علاقه مند به صدای وی است و یا صدایش را شنیده است بر هنر والای او آشناست ؛  زمانی که حضور مشکاتیان را در کنار خود احساس نمود و آثار ماندگار و خلاقانه اش را به زیبایی اجرا نمود و دهها اثر زیبا از خود بر جای گذاشت بسیاری آینده موسیقی ایرانی را بسیار روشن می دیدند ؛ موسیقی و آواز ایرانی با حضور او و استاد شجریان و استاد ناظری و بسیاری از هنرمندان نام آشنای امروزی دغدغه دیگری نداشت . همه او را هم رده شجریان بزرگ میخواندند و بی صبرانه در انتظار انتشار اثر جدیدش بودند ...

ادامه مطلب را بخوانید ...

ادامه نوشته

سنت‌شکنی سخت و دشوار است ...

نگاهی به محموعه فعالیت‌های علی قمصری به بهانه انتشار آلبوم «بدرود با بدرود»

سنت‌شکنی سخت و دشوار است ...
اگر چند هنر موسیقی اصیل ایرانی به نسبت سال‌های قبل از انقلاب اسلامی و چند ده سال پس از آن رونق خود را از دست داده است اما هنوز هم هستند هنرمندان جوانی برخواسته از نسلی نو که با پشتکار وصف ناپذیر خود پرچم این هنر والاو اصیل ایرانی را پای برجا نگاه داشته و سعی در احیای این بلبل خوش الحان هنر ایرانی دارند . در زمانه‌ای که فرهنگ غربی با شدت و حدت هر چه تمام‌تر پای‌کوبان و رقص‌کنان جوانان این مرز و بوم را مست رقاصی‌های پر‌زرق‌و‌برق ظاهری و پوچ خود می‌نماید، شاید کار این جوانان هنرمند که آهسته و پیوسته فرهنگ اصیل ایرانی خود را اشاعه می‌دهند تا بر فریب‌خوردگان ثابت نمایند، هنوز جوانانی هستند که فرهنگ پر مغز و ناب ایرانی را به زرق و برق بی‌محتوای آن طرف آبی به ارزانی نمی‌فروشند، بسیار سخت‌تر از وظیفه هنرمندان سال‌های پس از انقلاب باشد...

ادامه مطلب را بخوانید ....

ادامه نوشته

دوش دور از رویت ای جان ، جانم از غم تاب داشت

یادداشتی به مناسبت سالروز میلاد استاد مرحوم ، پرویز مشکاتیان

دوش دور از رویت ای جان ، جانم از غم تاب داشت

امروز میخواهم برای کسی بنویسم که هنوز وجودش را در کنارمان احساس میکنیم ، برای کسی مینویسم که با اینکه  بیش از یک سال است از میان مان رفته ، اما نمیخواهیم رفتن اش را قبول کنیم ، نخواستن نیست ... نتوانستن است

چه کنیم ... سخت است رفتن عزیزی از میان مان که سالهای سال گوشمان با شنیدن صدای سازش انس گرفته بود .

 دوست ندارم بیش از این  برای نام اش مقدمه چینی نمایم که مطمئنم نیک میدانید آن عزیز از دست رفته مان کیست ، درست است قدر بزرگی چون پرویز مشکاتیان را ندانستیم ، درست است سبب گوشه گیری اش گشتیم ، اما آن همه هم ، قدر ناشناس نیستیم که از یادمان ببریمش ،

 

ادامه مطلب را بخوانید ...

ادامه نوشته

یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد ...

نیم نگاهی به مجموعه تصویری کنسرت یادباد - بخش دوم

یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد ...


قصد داشتم در نوشتاری دو بخشی به بررسی کنسرت تصویری یاد باد بپردازم ، در بخش اول تنها هدفم از نگاشتن نقدی بود بر قیمت نسبتا بالای مجموعه تصویری این کنسرت و تاکید بر این نکته که قیمت فروش این گونه محصولات ( و نه صرفا مجموعه یاد باد ) بایستی متناسب با قدرت خرید مردم باشد تا همه بتوانند به راحتی از این مجموعه استفاده نموده و از هنر زیبای سیامک آقایی و سایر هنرمندان لذت وافر برند .

اما در بخش دوم هدف دیگری را جدای از نوشتاراولم دنبال میکنم ، و این بار قصد آن دارم تا ذهن خود را معطوف به تمرکز بر روی کنسرت و اعضای گروه نمایم .

بر این اعتقادم که به فرموده حضرت حافظ " عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگوی , نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند " در کنار نقد سازنده بایستی نیمه دیگر لیوان را نیز دید و از محسنات سخن به میان آورد ...

ادامه مطلب را بخوانید ...

ادامه نوشته

نیم نگاهی به مجموعه تصویری کنسرت یادباد- بخش اول

اخیرا مجموعه تصویری با نام کنسرت گروه گوشه و با عنوان " یاد باد " با هنرمندی سیامک آقایی نوازنده سنتور ، پدرام خاور زمینی نوازنده سازهای کوبه ای و سالار عقیلی وارد بازار موسیقی گشته است که شامل دو عدد دی وی دی تصویری و یک عدد سی دی صوتی میباشد .

در دی وی دی شماره یک ، موسیقی در دستگاه شور  و نوا ودر دی وی دی شماره دو که تنها در یک بخش منتشر گردیده ، موسیقی در دستگاه نوا اجرا شده است .در كنسرت "ياد باد" که در 21 و 22 آبان ماه سال 1388 در سوگ استاد پرويز مشكاتيان در تالار وحدت برگزار شد و ...

ادامه مطلب را بخوانید ...

ادامه نوشته

قصه غم انگیز موسیقی ما - قسمت چهارم

سعی داشتم در این وبلاگ و این پست به موضوع متفاوتی بپردازم تا اندکی از ناظری نویسی کاسته شود ، حقیقتا از آنجا که خود نیز بر این نکته واقفم که نمیتوان علائق و سلائق خود را بر مخاطبین تحمیل نمود تصمیم بر آن داشتم تا مقاله جدیدم را که نگاشتن آن بسیار نیز زمان بر بوده است در روزهای آتی در این تارنگار به عنوان اولین نوشتارم در سال یکهزار و سیصدو نود به بازدیدکنندگان هدیه نمایم . اما گویا تنها موزیسین و هنرمند فعال این روزها باید یکبار دیگر بهانه ای گردد برای نوشتن در باره اش .

فردوسی خوان بزرگ ایران زمین ایران روزها در پی آن است که فرهنگ فراموش شده ملت بافرهنگ نما ! یش را برایشان یاد آوری کند . او این بار پس از موفقیت در پروژه عظیم رومی به زعم حسادتها و تنگ نظری های بسیاری از اطرافیان ، تصمیم بر آن گرفت تا فردوسی را احیا نماید تا باری دگر با اجرایی متفاوت تحسین علاقه مندان و کارشناسان را بر انگیزد . ..

ادامه مطلب را بخوانید ...

ادامه نوشته

آمد بهار ای عاشقان

آدرس تصویر برای دریافت : http://up.vatandownload.com/images/czlnte4qb9415udtha6r.jpg


سال یکهزار و سیصد و هشتاد و نه نیز به روزهای پایانی خود نزدیک میشود و همانند یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت سال طی شده ، در قفسه خاطرات قرار میگیرد .

سیصد و شصت و پنج روز با شما عزیزان همراه بودم و همراهم بودید تا آنچه وظیفه خود میدانم را بدرستی انجام دهم ، اعتلای موسیقی اصیل ایرانی و بسط و گسترش آن در جامعه ای که مخاطبین جوان فراوانی با سلایق و علائق متفاوتی دارند . این روند رو به رشد تارنگارم تنها مدیون همراهی و همیاری شما نازنین یاران بوده است که با مطالعه نوشتارهایم و اظهار نظرات ارزشمند تان چراغ راهی بوده اید برای این حقیر تا بتوانم با ایده هایی نو و پرداختن به سخنانی تازه در قالب مصاحبه ،تحقیق و بررسی و گاها نقد ، به بیان دیدگاههای خود بپردازم و از نظرات مهربانانه تان بهره مند گردم .  سعی نمودم در این سال با پرداختن به مطالبی متفاوت مقالاتی را جهت بالابردن سطح دانایی دوستداران موسیقی ایرانی بنگارم ، در یکهزارو سیصد و هشتاد و نه ،  هر هجده روز ,  نوشتاری نو تقدیمتان نمودم و بر آن امیدم تا بتوانم  با این نوشتارها  گامی  را برای بسط و گسترش این هنر والا برداشته باشم .

اگر چند دلخوری هایی نیز در این مدت پیش آمد ،نوشتارهایی که بعضا ، عده ای از دوستداران و طرفداران هنرمندان و اشخاص ،  از حقیر برای درج آن ها گله مند بودند ، که ضمن پوزش از این نازنین یاران و با احترام به نظرات شخصی این عزیزان بر این امیدم  که سال نود سالی باشد همراه با دیدی منطقی و بدور از تعصب به تمام قضایا .

اگر چند موسیقی اصیل ایرانی در یکهزار و سیصد و هشتاد و نه نیز همانند هشتاد و هشت در سکوت و سکون بود اما برخی اتفاقات میمون و مبارکی نیز در این سال برای موسیقی مان حادث گردید . برگزاری کنسرتهای موسیقی بزرگان در شهرهای ایران یکی از این اتفاقاتی بود که در هشتاد و هشت کمتر شاهد آن بودیم . اما متاسفانه همانند سالیان قبل کیفیت و کمیت انتشار آثار موسیقی سخنی برای گفتن نداشت و جای موسیقی اصیل ایرانی نیز در بازار موسیقی امسال ، همانند سال گذشته خالی بود که امید آن میرود در ماههای آغازین سال نود این نقیصه اندکی بر طرف گردد .

 چه بزرگانی در این سال از میان مان رفتند ، هنر در طی دو سال گذشته شاهد از دست دادن بسیاری از بزرگان خود بود در این بین سهم موسیقی و سینما بیش از سایر هنرها بود ، نقصان هر یک از این از دست رفتگانمان میتواند ضربه ای باشد برای هنر مان ، ضربه ای شاید جبران ناپذیر ، آرزومندم در سال نود ، شاهد سوگ هیچ هنرمندی نباشیم و برایش مرثیه سرایی نکنیم و به جای آن قدر هنرمندان حی مان را بدانیم و آنان را ارج نهیم تا پس از مرگشان افسوس رفتنشان را نخوریم ...

اتفاق قابل ذکر دیگری که لازم دیدم آن را بیان نمایم  و در این روزها بر موسیقی و هوادارانش ، علی الخصوص موسیقی کشور ترکیه حادث گشت و دل بسیاری از هنر دوستان را به درد آورد ، ترور خواننده معروف موسیقی ترکیه " ابراهیم تاتلیسس " بود که بسیاری از ایرانیان با صدای ایشان آشنایند . آنچه پس از ترور حائز اهمیت بود ، تجمع بی شمار دوستداران این خواننده معروف و اظهار نگرانی آنان بود ، دولتمردان ترکیه نیز به نوعی با این ضایعه اظهار همدردی و تاسف کردند و رئیس جمهور آن کشور بر پیگیری دلیل این سوءقصد و دستگیری و مجازات عوامل آن تاکید نمود . پزشکان حاذق نیز در این روزها نهایت تلاش خود را می نمایند که این خواننده معروف را از دست ندهند ... اما اگر چنین اتفاق شومی در کشورمان حادث شود چه ؟ آیا ارزش و اعتبار هنرمندان آنقدر بالاست که اجازه ندهیم آنها از دست مان بروند ؟

در انتها نیز با تبریک مجدد سال نو و شادباش به تمام عزیزان و مردم ایران زمین ، آرزوی زیباترین و شادترین ها را برای ایرانیان خواستارم و امید دارم بتوانم در سال جدید نیز در کنار دوستداران خود باشم ،

 

در دعای سال جدیدتان ؛ شفای عاجل تمام بیماران را از خداوند بزرگ ، فراموش نکنید .

 

بهار آمد ،  بهار آمد سلام آورد مستان را --- از آن پيغامبر خوبان پيام آورد مستان را
زبان سوسن از ساقی کرامت های مستان گفت ---شنيد آن سرو از سوسن قيام آورد مستان را
ز اول باغ در مجلس نثار آورد آنگه نقل ---چو ديد از لاله کوهی که جام آورد مستان را
ز گريه ابر نيسانی دم سرد زمستانی ---چه حيلت کرد کز پرده به دام آورد مستان را
سقاهم ربهم خوردند و نام و ننگ گم کردند ---چو آمد نامه ساقی چه نام آورد مستان را
درون مجمر دل ها سپند و عود می سوزد ---که سرمای فراق او زکام آورد مستان را
درآ در گلشن باقی برآ بر بام کان ساقی ---ز پنهان خانه غيبی پيام آورد مستان را
چو خوبان حله پوشيدند درآ در باغ و پس بنگر ---که ساقی هر چه دربايد تمام آورد مستان را
که جان ها را بهار آورد و ما را روی يار آورد --- ببين کز جمله دولت ها کدام آورد مستان را
ز شمس الدين تبريزی به ناگه ساقی دولت ---به جام خاص سلطانی مدام آورد مستان را

 

خاک پای تان ، محمد جواد صحافی

۲۵ اسفند ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و نه

 

نگاهی بر کنسرت شهرام ناظری در اصفهان – شب اول

زمانی که علت انتخاب این سالن را از دوستمان جویا گشتم با پاسخی بسیار تعجب بر انگیز روبرو شدم : " ...زیرا گفته اند تجمع بیش از هزار نفر ممنوع است  !!  "  بسیار عجیب است ، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهر اصفهان بجای همکاری با عوامل کنسرت برای برگزاری مطلوب تر آن و متعاقبا حفظ آبروی شهر اصفهان با برخوردی کاملا  هدفمند و مغرضانه  در تلاش  برای بهتر برگزار نشدن !  این برنامه هستند .  طبیعیست که هر استاد موسیقی هیچگاه به رایگان دعوت علاقه مندان را برای اجرا در شهری نمی پذیرد و برگزار کنندگان ، با پرداخت مبلغی بسیار هنگفت به این اساتید زمینه حضور این بزرگان را در شهرهای ایران فراهم میکنند . پرداخت مبلغی برای دعوت از اساتید تنها بخشی از هزینه های گزاف برگزاری کنسرت است و  اگر هزینه های دیگری چون اجاره سالن ، استخدام تصویر بردار و صدا بردار ، تبلیغات کنسرت ، سهم  سازمانهاو نهادهایی  چون شهرداری ، نیروی انتظامی ، اداره اماکن و...  را نیز به موارد فوق بیافزائیم ، با رقم بسیار بالایی برای برگزاری یک کنسرت مواجه میشویم . مبلغی که بدون هیچ حمایتی از دعوت کنندگان ، توسط خود این عزیزان وتنها با عشق حضور بزرگی چون شهرام ناظری در  شهر و انجام کاری فرهنگی   صورت میپذیرد ...

ادامه مطلب را بخوانید ...

ادامه نوشته

رقصی چنین میانه میدانم آرزوست ...

نمیدانم چه حسیست زمانی که به روزهای پایانی بهمن ماه که میرسم اضطراب سراپای وجود م را فرامیگیرد ، شاید شور و شوقی عظیم برای تدارک جشنی بزرگ در دلم و شاید نگرانی برای توصیف زیباتر این روز  تا شاید نتوانم آنطور که لایقش است برایش بنگارم ، میترسم احساسم آن روز بکار نیفتد و قلمم بر کاغذ نچرخد تا آنطور که در شان و منزلت اش است گرامیش ندارم .

خدای آن روز را نیاورد که در آنصورت روز وداع قلمم با کاغذ فرا رسیده است ...اما تو گویی هنوز شور و شوق نوشتن برایش در دلم بیقرارم کرده است .

نه ، انگار بازهم میتوانم بنویسم ...

ادامه مطلب را بخوانید ...

ادامه نوشته

نگاهی به علل افت کیفی و کمی آثار جدید اساتید موسیقی

نگاهی به علل افت کیفی و کمی آثار جدید  اساتید موسیقی

چندی پیش مشغول گوش سپردن به اثری دلنشین وماندگار مربوط به دهه 60 با صدای دلنشین استاد محمد رضا شجریان بودم ، آستان جانان ، اثری به غایت زیبا و دلنشین که پس از گذشت سی سال هنوز آن زیبایی را در درون خود نهفته دارد .آلبومی با هنرمندی شادروان مشکاتیان ( که چقدر دلمان برایش تنگ شده است ) که روح لطیف خود را در این کاست به رخ علاقه مندان کشید و تنبک ناصر فرهنگ فر که از اشعار حضرت حافظ و سروده های زیبای بابا طاهر بهره مند گشته بود ...

ادامه مطلب را بخوانید ...

ادامه نوشته

برای سومین سالروز تاسیس تارنگار

چهارم بهمن ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و شش بود ، که تصمیم بر آن گرفتم تا تارنگاری ایجاد و مطالب و مقالات موسیقیایی ام را در آنجا قرار دهم . مطالبی که عمدتا بر پایه دست نوشته های حقیر بود در باب موسیقی ، بیش از 230 مقاله و نوشتار ، از هر دری سخن گفتیم و با هر بزرگ و کوچکی هم کلام شدیم . بزرگ هنرمندانی را میزبان گشتیم و نظرات شان را با گوش جان سپردیم . دوستان بسیاری را بافتیم که جملگی یا از هنرمندان موسیقی اصیل بودند و یا موسیقی دوستان و طرفداران موسیقی ایرانی .

گاهی اوقات از هنرمندان مان نقد نمودیم و گاهی نیز به تمجید از آنان پرداختیم ، در این بین عده ای دوستان از حقیر گله دلگیر گشتند و گاها سخنانی نا روا را نیز به این حقیر نسبت دادند . اما خدای را گواه میگیرم که نه با هنرمندی خصومتی داشته ام و نه در نقدهایم تعصبات بیهوده خود را دخیل داده ام . نقد را ابزاری قرار دادم تا از آن طریق بتوانم به موسیقی اصیل ایرانی مان خدمتی نمایم و نیز امید دارم که به سهم خود در این راه مثمر ثمر بوده باشم .

هم اکنون سه سال از تاسیس این تارنگار میگذرد . همواره ، همکاری و یاری عزیزان و دوستانم در این راه چراغ راهم بوده است . و امید دارم تا آن زمان که میتوانم برای موسیقی ایرانی هر آنچه در توان دارم بکار بندم و در این راه هیچگاه به تهایی موفق نخواهم شد که انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان جان ، میتواند چراغ راهی باشد برای ادامه این راه پر آشوب .

با تشکر از یاری تان .

خاک پای همه اهل هنر 

محمد جواد صحافی

8 بهمن 1389

صاحبان موسیقی کجایند ؟ چه بر سر موسیقی آمده است ؟

نقدی بر خواننده ای با نام " همای "

صاحبان موسیقی کجایند ؟ چه بر سر موسیقی آمده است ؟

  روزها در این فکر بودم که مطلبی تند و انتقادی برای خواننده ای با نام همای بنگارم ، مطلبی که خارج از فضای معمول نقد باشد ، خواننده ای که زاده شمال کشور و متولد یکهزار و سیصد و پنجاه و هشت . نام اصلی او " سعید جعفر زاده احمد سرگورابی " است . چندی پیش به پیشنهاد یکی از دوستان قدیم قرار بر این گردید که مصاحبه ای با همکاری بنده و این دوست عزیزمان با ایشان جهت چاپ در مجله موسیقی ایرانیان انجام گیرد . سئوالات نیز از جانب این حقیر مطرح گردید که تماما انتقادی بودند ، سئوالاتی که شاید در صورت پاسخی منطقی بدان باعث چرخش نظر نگارنده در مورد ایشان میگشت .  پس از ارسال سئوالات به وی در کمال تعجب مشاهده گردید تنها سه سئوال از ده سئوال مطرح گردیده توسط اینجانب ، پاسخ داده شده است ! پاسخهایی که به هیچ وجه نتوانست حتی این حقیر را قانع نماید . اگرچند همین تعداد سئوالات نیز به اندازه بسیاری تلطیف گشته بودند ...

ادامه مطلب را بخوانید ...

ادامه نوشته

رعایت قانون حق کپی رایت وظیفه ای انسانی بر گردن هنر دوستان

وجود برخی محدودیتها در کشورمان باعث رواج عاداتی ناپسند در جامعه گردیده است .  به عنوان مثال زمانی که دسترسی به برخی محصولات نرم افزاری شرکتهای معتبر دنیا بنا به دلایلی به صورت اصل ناممکن باشد ، علاقه مندان برای رفع نیاز خود ناچار به کپی و استفاده غیر قانونی از آن میگردند که این نوع استفاده ممکن است تبعات سنگینی نیز داشته باشد از جمله عدم استفاده کامل از برنامه و یا پایان یافتن مدت زمان برنامه  ...

ادامه مطلب را بخوانید ...

ادامه نوشته

بررسي علل افت كيفيت اجرايي كنسرت هاي موسيقي داخل كشور

بررسي علل افت كيفيت اجرايي كنسرت هاي موسيقي داخل كشور

در نگاهي به كنسرت هاي شش ماه اول سال از ديدگاه مخاطبين  

مدتیست که بازار اجراهای زنده اساتید موسیقی ایرانی در تهران و شهرهای کشور رونق یافته و علاقه مندان به کنسرتهای موسیقی اصیل ایرانی را خرسند نموده است .  خرسند از این بابت که علاقه مندان میتوانند اجراهای زنده هنرمندان مورد علاقه شان را که تا دیروز تنها راه برقراری ارتباط با آنها از طریق رسانه های دیجیتالی چون کامپیوتر و ضبط صوت بوده اند را از نزدیک مشاهده کنند و لذت کافی را ببرند .

در این روزهای داغ برگزاری کنسرتهای موسیقی که بعضا خوشایند هستند خبرهای ناخوشایندی دیگر نیز از این بازار به گوش میرسد  ، اخباری چون لغو برگزاری کنسرت هنرمندان در برخی شهرستانها ، که باعث گردید تا اسپانسر و تهیه کنندگان متحمل  خسارات فراوانی گردند . البته هدف نگارنده بحث و بررسی و واکاوی دلایل عدم برگزاری این کنسرت نیست که به اندازه کافی در روزهای اخیر بدان پرداخته شده است ...

ادامه مطلب را بخوانید...

ادامه نوشته

جوابیه مجله موسیقی ایرانیان به اینجانب  + پاسخ من

در پی نقدی که از نهمین شماره مجله موسیقی ایرانیان توسط اینجانب به عمل آمده بود جناب موسوی سردبیر محترم مجله پاسخی را به این جانب ارسال نمودند که بنا به در خواست ایشان و احترام به عقاید  تمام افراد در هر جایگاه و منزلت و مقامی این جوابیه عینا بدون هیچ کم و کاستی قرار میگیرد .

در انتها نیز پاسخ حقیر را بخوانید به اظهارات جناب موسوی

ادامه نوشته

نقدی بر شماره جدید مجله موسیقی ایرانیان

 نهمین مجله موسیقی ایرانیان بالاخره پس از دو ماه و با مقالاتی از دکتر صادق طباطبایی ، امین موسوی ، امین ریز باف ،  علیرضا محمدی ،محمد جواد صحافی و مصاحبه ای با سرپرست گروه رستاک ، محسن یگانه ، مصاحبه با دکتر صادق طبا طبایی ، مصاحبه با همای ، پری ملکی و محمد معتمدی  منتشر شد ، مجله ای که بنا بر گفته های مسئولین آن مخاطبینی از هر رنگ و بو را دارد . هم دوستداران موسیقی پاپ هم و اصیل ایرانی اما از نوع فاخر آنها ، الحق و الانصاف هم زحمتکشان و دست اندرکاران این مجله زحمات بسیاری را در این راستا متحمل میگردند و بدون هیچ گونه چشم داشتی و تنها برای اعتلای موسیقی متحمل زحمات بسیاری میگردند . کم نیستند از این دست زحمتکشان که بی هیچ مزد و منت خدمت موسیقی می کنند و برای احیای آن چه زمانها که صرف میکنند و آخر کار نیز مخدومان بی عنایتی مزد آنان را چنان میدهند که این عزیزان را برای ادامه کار خود نا امید و مایوس میکنند . ...

ادامه مطلب را بخوانید ...

ادامه نوشته

سادگی ...

قصد نداشتم مطلبی را بنویسم که الطاف برخی دوستان آنقدر شامل حال حقیر گردیده است تا این ذره ناچیز از نوشتن بیزار و از فحش سیراب گردم و تا زمان هضم سخنان و فحاشی آنان اندک زمانی را در سکوت گذرانم . اما دو مسئله باعث گردد تا مطلب جدیدم را در تارنگارم قرار دهم ...

اول آنکه گوش سپردن به آلبومی که در ذیل آنرا معرفی می نمایم و دوم سخنی از دوست نازنین و هنرمندم  " هیچ چیزی نفرت انگیزتر از ننوشتن یک قلم نیست... "


موسیقی اصیل ایرانی آنچنان وسعت و زیبایی دارد که نمی توان آن را انتهایی دانست ، سالها از ظهور موسیقی اصیل ایرانی گذشته است و آثار بیاد ماندنی و جاودان قدیم با آنکه دهه ها از ظهور آنها طی گشته اما آن طراوت و تازگی را در نهانش نهفته نموده است ....

ادامه مطلب را بخوانید ...

ادامه نوشته

شماره جدید ماهنامه هنر موسیقی منتشر گردید

شماره جدید ماهنامه هنر موسیقی منتشر گردید در این شماره میخوانید :

سرمقاله: سفرعسرت، رامين و افتخاري و گروه فشار، زهي دانشگاه فردوسي مشهد

موسيقي يعني عشق، به مناسبت سالگرد درگذشت فرامرز پايور و خاطره پروانه، در گفت وگو با زنده ياد خاطره- مردادماه 1387  محمد امين توتونچيان، سينا جعفري‌كيا

درگذشت اولين باغچه بان و نگاهي به سرگذشت آواز و اپرا در ايران
دكتر اميراشرف آريان‌پور

 يك مضراب به سيمي كه صدا ندارد!محمدجواد كسايي

شيوه ي آموزشي سنتي در موسيقي ايراني
بهرام جمالي

دونوشته و سروده براي پايور و پرويز: يادداشتي در سوگ فرامرز پايور- براي پرويز مشكاتيان وداع
شهروز جمالي، م. نفيسا(محمدجواد عظيمي)

تئوري ارتباط موسيقي و تصوير، انتقال موسيقي به يك تصوير گرافيكي  برگردان:مريم پيردهقان

مروري اجمالي بر موسيقي كوچه بازار ايران  علي حسني نژاد فراهاني

از موسيقي ميرا، تا موسيقي جاودان، اندر تعريف موسيقي كلاسيك  محسن قانع‌بصيري

اگر دوباره به دنيا بيايم حتماً دوباره گيتار مي زنم، گفت وگو با خوليو آلميدا نوازنده ي گيتار كلاسيك مصطفي آخوندي  

بررسي علل افت كيفيت اجرايي كنسرت هاي موسيقي داخل كشور در نگاهي به كنسرت هاي شش ماه اول سال از ديدگاه مخاطبين   محمدجواد صحافي

مهارضرب ديوانه وار پتك در ساختار تصادفي صداي فواصل ناآشناي صناعت بدون استاد! ارسلان عابديان

یادداشتهایی درباره ادیت های سوئیت ویولونسل اثر يوهان سباستيان باخ محسن نوراني

يادوراه ي فرامرز پايور و پرويزمشكاتيان در دانشگاه فردوسي مشهد  ندا حبيبي

شب موسيقي، گزارش جشن يازدهمين سالگرد تاسيس خانه ي موسيقي

اخبار و تازه ها

توضیح و جوابیه به دوستان

در پی درج نوشتاری از این حقیربا عنوان " ماجرای عمو سام و بازگشت لوس آنجلسی ها به میهن " که در پست قبل گنجانده شد لازم دیدم توضیحاتی را در مقام دفاع از خود بنگارم

در هنگام خواندن نظرات دوستان دائما  این سخن استاد سخن دکتر شریعتی را بیاد می آوردم که " ... خدایا به متعصبین ما فهم ... عطا فرما " .  قصد توهین به هیچکدام از نظر دهندگان ندارم که در آن مقام نیستم و بر احترام متقابل نیز معتقدم اما متاسفانه دوستان و نظر دهندگان که اکثرا نیز از طرفداران آقای معین بودند با سخنانی توهین آمیز و از سر نادانی حقیر را مورد الطاف بیکران خود قرار دادند بی آنکه به باطن نوشتار پی برند و هدف نگارنده را از نگارش این مقاله بدانند .

بنده را بیکار و الاف خطاب نمودند و حتی طرفدار جناحی سیاسی مان نمودند . البته در این زمانه که هنرمندفعال در موسیقی مطرب خطاب میگردد واضح است زحمتکشانی که بی مزد و منت برای اعتلای موسیقی روز و شب شان رافدای این هنر مظلوم می نمایند  نیز بیکار محسوب میگردند .

بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم

یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

لازم به ذکر است  این حقیر نه طرفدار سیاست هستم و علاقه ای بدان دارم که ذات هنر با سیاست در منافات است هنر هر چقدر والاست سیاست به همان اندازه کثیف است . به همان دلیل است که سیاست دوری میکنم .

دوستان عزیز بر من ایراد گرفتند که چرا از سایتهای نا معتبر منبع استخراج میکنم ، حقیر نمیدانم این عزیزان کدام منبع را معتبر می نامند و چه رسانه ای را قبول دارند . آنچه مشخص است آنکه سایتهایی چون تابناک و خبر آنلاین و موسیقی ما و موسیقی ایرانیان آنچنان معتبر هستند ک نیازی به یادآوری نیست . به راحتی مخالفین و متعصبین عزیز میتوانند با اندکی جستجو از صحت و سقم این اخبار اطمینان حاصل نمایند .

نمیدانم این عزیزان چه رسانه ای را قبول دارند و بر نوشتار کدام رسانه ها اعتقاد دارند . زمانی که خبری در نشریه و روزنامه و یا حتی رسانه خبری معتبری منتشر میگردد مسئولیت آن نیز بر عهده نویسندگان و مسئولین آن رسانه  است ، به همین دلیل در درج اخبار دقت لازم را به خرج میدهند تا خدای ناکرده سخنی را به اشتباه درج ننمایند .

عده ای دیگر از دوستان نوشته های حقیر را چرندیات عنوان نمودند . در عجبم که این دوستان چرا وقت شان را برای نوشتن چریندیات حقیر تلف نموده و بدتر از آن شبها از غصه این چرندیات خوابشان بی خواب میگردد و ذهنشان پریشان و در صدد نوشتن نظری توهین آمیز بر من بر می آیند تا شب را به راحتی در بالین به روز رسانند . از این دوستان عزیز نیز عاجزانه خواهشمندم این به قول خودشان " چرندیات " را نخوانند تا شب نیز با خیالی آسوده سر بر بالین گذارند و روح و روان خود را نیز پریشان ننمایند .

همانطور که در سطور بالا نیز بدان اشاره نمودم ، هدف نگارنده نه توهین به معین بوده است و نه جلوگیری از ورود ایشان به ایران که در آن مقام و منصب نیستم که جلوگیر حضور ایشان در ایران گردم که اگر صاحب منصبی بودم به قطع یقین ایشان را به محض ورود به ایران به دلیل دروغ بافی هایشان مواخذه می نمودم . تنها سخن بنده با ایشان این بوده است که اگر قرار بر این باشد که روزی این بزرگ را در ایران ملاقات نمائیم ، شایسته است با صداقت با مردم برخوردنمایند و زمینه ورودشان به میهن را پس از سالها با دروغ فراهم ننمایند .

در انتها نیز برای اطلاع دوستان از صحت سخنانی که مطرح نموده ام به اطلاع میرسانم حبیب خواننده ایرانی که بخشی از نوشتارم را به ایشان اختصاص داده بودم پس از سی سال مجاز گشته و برای دفاع مقدس نیز خواند . دوستان مخالف عزیز و خوانندگان محترم میتوانند برای اطمینان از سخنان حقیر بر روی این لینک کلیک نمایند : " حبیب پس از 30 سال مجاز شد "

در پایان نیز عزیزان بدانند تعصبات بیهوده تبعات سنگینی را بدنبال دارد . من جمله کج فهمی و نادانی . تعصّب ناروا و «وابستگى غیرمنطقى به چیزى»یکى از صفات رذیله انسانى است که انسان را از درک حق و برترى دادن آن بر باطل، باز مى دارد .  بیایید تعصباتمان را کنار گذاشته و با درک صحیح واقعیات قدم در راه دانایی گذاریم ..

خاک پایتان ، محمد جواد صحافی

 

ماجرای عمو سام و بازگشت لوس آنجلسی ها به میهن!

مدتی است که خوانندگان ساکن در کشور عمو سام که معروف به خوانندگان لوس آنجلسی بوده اند دلتنگ کشورشان گشته اند و پس از سالها عزم وطن دارند تا در سرزمین مادری شان سکنی گزیده ، و به همراه سکونتشان در وطن وضعیت نا بسامان  ! موسیقی را سر وسامان ببخشند ، کنسرتی دهند و در آخر هم ريالی به جیب مبارکشان واریز نمایند .

البته نگارنده به هیچ روی مخالف حضور این خوانندگان در کشور نیست و بارها در محافل مختلف و نوشتارهایم نیز اظهار نموده ام که اگر چنین هنرمندانی که هم اکنون در خارج از کشور به سر میبرند در وطن بودند وضعیت موسیقی پاپ ما چنین آشفته نبود . اما آنچه که نه تنها برای این حقیر که برای بسیاری از هنردوستان و هنرمندان جای سئوال است آنکه چرا درد این دلتنگی ها برای بازگشت به وطن به یکباره در بین همه خارج نشینان عود کرده و پزشکان حاذق آن دیار نیز درمان این مرض را تنها بازگشت به وطن میدانند ...

ادامه مطلب را بخوانید ... 

ادامه نوشته

نگاهی کوتاه به قهوه تلخ و رعایت حق مولف

در ابتدا لازم میدانم متذکر گردم که این نوشتار در دو بخش تقسیم بندی گردیده است که اهداف جداگانه ای را پیروی می نمایند . بخش اول نوشتار نگاهی دارد فرهنگ خرید محصولات فرهنگی و در بخش دوم نیز نگارنده نگاهی داشته است به موسیقی تیتراژ آغازین این سریال .

نگاه نویسنده مطلب در دوبخش کاملا متفاوت بوده و با دو دید متفاوت به حاشیه های سریال قهوه تلخ می نگرد . امید که خوانندگان عزیز در خواندن مطلب و اظهار نظر این نوشته را مد نظر قرار دهند . و نظرات خود را نیز با توجه به متفاوت بودن نگاه نویسنده در دوبخش اظهار نمایند .



 مهران مدیری کارگردان و بازیگر توانمند سینما و تلویزیون در مجموعه جدید اش که با عنوان قهوه تلخ منتشر گردیده است ، از همان ابتدا نظر عموم مردم را به خود جلب نموده و آمار فروش بسیار بالایی را نصیب خود کرده است . البته او باید این آمار بالای فروش را مدیون حربه ای بداند که قبل از آغاز سریال و با زبان خود بکار برد و باعث گردید تا علاقه مندان به دیدن سریالهای مدیری که کم هم نیستند خود را از کپی های غیر قانونی و دریافت رایگان اثر منع کرده و با صرف هزینه ای به ظاهر ناچیز نسبت به خرید آن اقدام کنند . اتفاقی که به نظر میرسد مبارک باشد ...

 

ادامه مطلب را بخوانید

ادامه نوشته