ماجرای عمو سام و بازگشت لوس آنجلسی ها به میهن!
مدتی است که خوانندگان ساکن در کشور عمو سام که معروف به خوانندگان لوس آنجلسی بوده اند دلتنگ کشورشان گشته اند و پس از سالها عزم وطن دارند تا در سرزمین مادری شان سکنی گزیده ، و به همراه سکونتشان در وطن وضعیت نا بسامان ! موسیقی را سر وسامان ببخشند ، کنسرتی دهند و در آخر هم ريالی به جیب مبارکشان واریز نمایند .
البته نگارنده به هیچ روی مخالف حضور این خوانندگان در کشور نیست و بارها در محافل مختلف و نوشتارهایم نیز اظهار نموده ام که اگر چنین هنرمندانی که هم اکنون در خارج از کشور به سر میبرند در وطن بودند وضعیت موسیقی پاپ ما چنین آشفته نبود . اما آنچه که نه تنها برای این حقیر که برای بسیاری از هنردوستان و هنرمندان جای سئوال است آنکه چرا درد این دلتنگی ها برای بازگشت به وطن به یکباره در بین همه خارج نشینان عود کرده و پزشکان حاذق آن دیار نیز درمان این مرض را تنها بازگشت به وطن میدانند .
حبیب محبیان ، خواننده لوس آنجلسی که حضور جنجالی اش در ایران و دیدارش با برخی مقامات بلند پایه و به تبع آن خبر برگزاری کنسرت و انتشار آلبومش در ایران هفته ها نقل محافل خبری بود اولین خواننده ای بود که در ماههای اخیر عزم وطن نمود . پس از ورود او به کشور ، روزنامه های حامی دولت نیز واکنشهای انتقادی جالب و بعضاٌ منطقی را از خود نشان دادند کیهان در واکنش به بازگشت حبیب به ایران اینگونه نوشت : « حبیب محبیان معروف به حبیب خواننده لس آنجلسی، قبل از انقلاب اسلامی در کاباره ها می خواند، وی با وقوع انقلاب راهی آن سوی آبها شد و در فهرست کارتل های موسیقی لس آنجلسی که اکثر مالکین آنها را صهیونیست های یهودی و بهائیان تشکیل می دهند، قرار گرفت. حبیب مخصوصاً در دوران جنگ تحمیلی در آمریکا با ساخت آهنگ هایی چون بزن بارون، من و تو، خسته ام و... علیه نظام نوپای اسلامی و مردم غیور آن اقدام به شیطنت و جوسازی نمود. .....
..... حالا در شرایطی که موسیقی لس آنجلسی چند سالی است رو به افول گذاشته و در آن جایی برای مانور حبیب نیست، هوس برگشتن به ایران نموده است. نگاهی به میزان استقبال ایرانیان مقیم خارج از کشور علی الخصوص ایرانیان مقیم آمریکا از کنسرتهای مبتذل موسیقی خوانندگان لس آنجلسی گواه رکود در موسیقی لس آنجلسی و صندلی های فراوان خالی در هنگام اجرای برنامه های رقص و آواز توسط خوانندگان لس آنجلسی دارد به عبارتی خوانندگان لس آنجلسی به آخر خط رسیده اند. .....
..... او در این مصاحبه ساخت ویدئوموزیک های مبتذلش را به گردن طرف قراردادش می اندازد و می گوید اینجانب در آن نقشی نداشتم! و حتماً این خواننده وقتی آنجا می خوانده زبانش نیز توسط طرف قراردادش به حرکت درمی آمده است! » - کیهان 27 تیر 89
هفته نامه چلچراغ نیز خبر حضور حبیب و پسرش در ایران را با مصاحبتی که با فرد نامعلومی که از بانیان
حضور وی در ایران بوده است تائید نموده و خبر از انتشار آلبومی داد که در آن آهنگهایی برای انرژی هسته ای و جنگ تحمیلی توسط حبیب خوانده شده است !!! : « آقای ایکس گفت همه چیز خوب داشت پیش می رفت اما در آخرین مراحل کار بودیم که انتشار آلبوم به تعویق افتاد . آلبومی که در آن قطعاتی با موضوعات متنوعی چون آهنگی برای انرژی هسته ای ،آهنگی برای جنگ تحمیلی و موضوعات دیگر گنجانده شده بود . علت تعویق هم نگرانی در مورد استقبال زیاد وکاذب مردم از چنین خوانندگانی اعلام شده بود واینکه آیا اگر حتی آقای “ رنگ چشات عسل...” در ایران کنسرت بگذارد کسی باز هم می رود کنسرت سعید شهروز ونادر مسچی؟ » هفته نامه چلچراغ سال نهم / شماره 396 / 1389.04.31
جالب تر از همه آنها اعتقادات اجتماعی حبیب بوده است ، اعتقاداتی که شاید اگر در آن زمان نیز درد وطنش گل میکرد هیچگاه آنها را بر زبان نمی آورد و همانند اکنون وطن دوست ، عاشق دولت ، حامی انرژی هسته ای ، و صد البته کاملا ارزشی !! میبود : « مسجد باید باشد اما مشروبخواری هم باشد. باید مردم آزاد باشند که حرفشان را بزنند. ایران تنها جایگاه آخوندها نیست. در ایران جوانها هستند که دارند این مملکت را میگردانند. یک مغزهایی هستند که اصلا استثنایی هستند. متأسفانه بعضیهایشان میزنند بیرون. ولی وطنپرست هم زیاد داریم. نمونهاش همین ماهواره که فرستادند فضا. »
این دوگانگی در سخنان نه تنها ذهنیت دوستداران حبیب را تقویت نمیکند بلکه این شائبه را در اذهان تقویت مینماید که هدف حبیب هر چه باشد کمک به موسیقی و جلوگیری از ابتذال آن نیست . مطمئنا بسیاری از هنرمندان و هم دوره گان ایشان نیز بودند که در ایران ماندند و در این آشفته بازار موسیقی پاپ ایرانی هر آنچه در توان داشتند برای اعتلای این نوع موسیقی و در راه موسیقی انجام دادند . در آن زمان حبیب در کدام کاباره لوس آنجلس میخواند و در کدام خیابان آمریکا مشغول قدم زدن بود ؟
پس از قطعی شدن حضور حبیب محبیان در ایران ، يكي دیگر از خوانندگان لسآنجلسي با نام قیصر در يكي از دفاتر توليد فيلم ديده شد. اين حضور به دليل ديدار با يكي از كارگردانان سينما بوده، جالب آنکه به گزارش مجله سینمایی بانی فیلم ، كارگردان مذكور شناختي از این خواننده لسآنجلسي نداشته و اين معرفي و شناسايي توسط همراهان خواننده و برخي از حاضران دفتر توليد فيلم صورت گرفته است !
بتازگی نیز البومی از علیرضا قمیشی فرزند سیاوش قمیشی با نام " اسیر " در ایران و با مجوز وزارت ارشاد توسط موسسه آوای باربد منتشر گردیده است که شاید زمینه ای باشدبرای حضور آینده پدر در ایران ...
پس از حضور این دو خواننده در ایران ، نوبت به دو لوس آنجلس نشین دیگر نیز رسید ، یکی خواننده و دیگری نوازنده، چهره هایی معروف که برخی سایتهای خبری حضور یکی از آنها را در تهران و دیگری را در ویلای شخصی اش در شمال دیده بودند . که پس از چند روز ، حضورشان در ایران ، توسط خود آنها تکذیب گردید . گویی طعم حضور حبیب در ایران بسیار دلنشین بوده که پس از بازگشتش , همه لوس آنجلسی ها به یکباره دوستدار و عاشق وطن شده و با خواندن سرودی در وصف میهن و بیان دلتنگی شان ، این درد مزمن را درمان میخواهند .
گویا پزشک جناب معین نیز داروی دردش را تنها بازگشت به وطن بیان نموده اند که اینگونه مقدمات حضورشان را در ایران فراهم میکنند ، پس از آنکه حواشی حضور حبیب در ایران اندکی فروکش نمود ، این بار نوبت معین بود تا بازار بازگشت سفر کردگان را داغ نگهدارد ، یکی از اقوام نزدیک این خواننده خبردعوت دوباره از معین برای بازگشت به ایران را داد . او در سخنان اش معین را فردی بسیار مذهبی ، معتقد به نظام جمهوری اسلامی ومخالف دول غربی بیان نمود !! که در روزهای وفات کنسرت نمیدهد ، عواید کنسرتش را به مکانهای خیریه اهدا میکند ، از اسرائیل متنفر است و هیچگاه در آنجا کنسرتی اجرا ننموده است ، برای عمل چشمش در دهه شصت از ایران خارج و هیچ هدف دیگری نداشته است ، بی صبرانه منتظر است به ایران بازگردد ، هیچ فعالیت سیاسی بر علیه نظام نداشته است ، و از علیرضا افتخاری هم خیلی خوشش می آید !!! (خبر آنلاین )
واقعا جای بسی تعجب است ... آدمی له میشود در میان این همه خوبی ، ایکاش جناب آقای معین نیز در ادامه اشاره می نمودند آن دخترکان سینه چاک ودلبرا هم که بر روی سن در کنار ایشان در حال شوخ چشمی و دلفریبی هستند بدون اطلاع ایشان بر روی سن حاضر بوده اند و با عنایت به ضعف چشمانشان آنها را ندیده اند و اگر اینگونه بود حتماً از حضور آنها بر روی سن مخالفت میکردند . البته حقیر مانده ام که این چه عملیست که بیش از بیست سال به طول انجامیده .
جالبتر آن که هیچکدام از خوانندگانی که چمدانهایشان را برای بازگشت به میهن بسته اند ، هدفشان به هیچ وجه فرار از مملکت در آن زمان نبوده است !!! یکی به خاطر آنکه عاشق موسیقی بوده ترک وطن کرده و دیگری هم عمل جراحی چشمش را بهانه ای برای این گریز بیان نموده است . سئوال اینجاست که اگر وضعیت موسیقی در آن زمان نابسامان بوده چرا پس از بهبود اوضاع برای خدمت ، به وطن بازنگشته اند .و اگر برای عمل جراحی چشم وطن را ترک نموده اند چرا پس از بهبودی به میهن بازنگشته و چرا در میهن خدمت نکرده اند ؟ آیا طعم غذای های دلچسب غربت به
مذاقشان خوش آمده که این همه مدت حاضر گشته اند درد دوری از وطن را بکشند یا بوی دلارهای باد آورده آمریکایی که هر کدامشان هزار برابر پول میهن مان است ؟
آیا آنها از رنجی را که در این همه سالها بر موسیقی ایران روا گشته آگاهند ؟ آیا میدانند که یک خواننده جوان برای برگزاری یک کنسرت موسیقی و یا انتشار آلبوم چه موانعی را که متحمل نمی شود و آخر کار نیز عده ای سود جو آلبومش را به رایگان در اختیار سود جویانی دیگر قرار میدهند تا از آن استفاده کنند ؟
البته حقیر مجدد متذکر میگردم که به هیچ وجه مخالف حضور این خوانندگان در ایران نیستم و حضورشان را برای تقویت موسیقی پاپ در ایران موثر میدانم ، اما چرا این افراد بایستی در بدو ورودشان به ایران اینگونه با دروغ پردازی و بیان سخنانی غیر واقعی سعی در منحرف نمودن افکار عموم نمایند ، سخنانی که هر علاقه مند به موسیقی بر دروغین بودن آنها صحه میگذارد. دوست داشتن علیرضا افتخاری یکی از همان سخنان چاپلوسانه جناب غربت نشین درد نکشیده بود که بنده را به خنده وا داشت ، البته دوست داشتن یک هنرمند هیچ اشکالی ندارد و بسیار هم خوب است اما چرا تاکنون جناب آقای معین از این عشقش به علیرضا افتخاری هیچگاه سخنی به میان نیاورده بود و اکنون و پس از اتفاقات پیش آمده برای ایشان و حمایت دولتمردان از علیرضا افتخاری ، آقای معین عاشق یک شبه افتخاری گردید ؟
چه شد که به یکباره جناب حبیب ، همانی که معتقد به وجود شرابخانه در جمهوری اسلامی بود و دیدگاههای جامعه شناسانه اش را در غرب با گشاده دهانی مطرح می نمود ، و ترانه " بزن باران که دین را دام کردند ، شکار خلق و صید خام کردند " را با حزن و اندوه ناتمامش میخواند ، به یکباره عاشق جمهوری اسلامی ایران گردید و ترانه ای برای دفاع مقدس و انرژی هسته ای خواند ؟ چه استنباطی از این دو گانگی میتوان نمود ؟ این چاپلوسی چه معنایی میتواند داشته باشد ؟
بیان اینگونه سخنان از معین و یا حبیب عزیز ، باعث میگردد تا ذهنیت خرابی از او در میان هوادارانش شکل گیرد و هنر او را زیر سئوال برد ، هنری که پاک است و هیچ رابطه ای با دروغ و چاپلوسی و هر هنرمندی که برای دستیابی به هدفش متصول به این ابزار گردد همانا هنرش را آلوده نموده و جایگاهی در میان هوادارانش ندارد .
به اعتقاد حقیر نه حبیب و نه معین و نه هیچ خواننده غربت نشین بی درد دیگری که بلیط در دست کوله بارشان را برای سفر نوبتی به ایران بسته اند ، به هیچ وجه من الوجوه قصد کمک به موسیقی نداشته و تنها برای پیشبرد اهدافی خاص ، شاید مالی ( و این بار در ایران ) عزم سفر کرده اند.
مع الوصف ؛ امیدوارم که حضور این خوانندگان و فعالان موسیقی که سالها دور از ایران بوده اند و شرایط کنونی کشور برایشان غیر قابل درک است بتوانند خود را با جامعه کنونی تطبیق داده و با صداقت تمام فعالیت خویش را بدور از هر گونه حاشیه و جو سازی ادامه دهند و آنچه در توان دارند برای احیای موسیقی پاپ ایرانی بکار بندند و بدانند که ذات هنر والاتر آنهاست که آلوده به بازیهای سیاسی گردد و امید دارم که هیچگاه هنر خود را آغشته به سیاست ننمایند اگرچند اندکی در این منجلاب فرو رفته اند و نیز امید دارم که در پشت هیچ کدام از این بازگشتهای فله ای به وطن ، دست و قصد پلیدی وجود نداشته باشد .
نوشتار را با سخنی از " رضا رشید پور " مجری برنامه های سیما که در وبلاگش با انتشار عکسی که درکنار حبیب در ابتدای ورودش به ایران گرفته است ، خبر ساز شد به پایان میبرم : " کاش با هنرمندهای لسآنجلس ندیده هم مهربانتر باشیم"
بامهر و احترام
محمد جواد صحافی
محمد جواد صحافی .