رمز عشقت دل عشاق بدست آورده....

در ثنای چاوش موسیقی ایران ؛

رمز عشقت دل عشاق بدست آورده....

این روزها هوای قلممان ابریست ، دل و دماغی برای نوشتن ندارد همین روزهاست که جوهرش خشک شود ، ذهنش پر از سوژه است ،  سوژه های ناب و تازه ، اما چه سود که خریداری ندارد ... اگرچند لنگ لنگان تصمیم دارد تا پای جان بجنگد و تا آنجا که در توانش است برای هدفش مبارزه کند !

 این روزها دیگر کمتر کسی به موسیقی فکر میکند و زمانی را برای گوش دادن به آن اختصاص میدهد  ، چه رسد به نوع اصیلش که دیگر حوصله گوش سپردن به پیش در آمد و درآمد و آواز بزرگانمان نمانده ، حال ، این وسط  کسی هم بیاید و نقدی کند و انتظار خریداری هم داشته باشد انتظاری بس عبث است و بیهوده...

باخواندن سطور فوق شاید این گمان کنید که نا امید شده ایم از نگاشتن در راه  موسیقی . راستش را بخواهید حدثتان درست است ، گرفتار نا امیدی شدیدی شده ایم نه تنها این یک قلم ، که ذهنها و قلمهایمان...

 

ادامه مطلب را مطالعه فرمائید ...

ادامه نوشته

حکایت آن پابرهنه گان معزا

از زمانی که پرویز مشکاتیان پرواز کرد تا کنون , اهالی هنر ، همه و همه به نوعی در سردر گمی  بسر میبرند .

همه مقاله می نویسند ؛ تسلیت میگویند ؛  محکوم میکنند  ؛ دولت را زیر سئوال میبرند ؛ همانند کار آگاهان به همه سوء ظن داشته و مقتولش میدانند  ؛ از سخنان افراد  بدنبال سوژه ای هستند تا نقل محافل کرده و روزگاری را با آن سپری کنند . . .

ادامه مطلب را بخوانید  . . .

ادامه نوشته

خسته نیست ، دردمند است . . .

مصاحبه اعتمادملی با پرویز مشکاتیان در سال ۱۳۸۵

پرويز مشكاتيان‌ براي‌ كساني‌ كه‌ نوع‌ موسيقي‌ او را مي‌شناسند و بيشتر براي‌ كساني‌ كه‌ در دهه‌هاي‌ 60 و 70 جريان‌ موسيقي‌ را پيگيري‌ مي‌كردند، پيش‌ و بيش‌ ازآن‌ كه‌ نام‌ يك‌ موسيقيدان‌ بزرگ‌ باشد، نامي‌ نوستالژيك‌ است‌، نامي‌ كه‌ علاقه‌مندان‌ را به‌ فضاي‌ عارفانه‌ "دستان‌" مي‌برد و به‌ ضيافت‌ تكنيك‌ و شكوه‌ "نوا" دعوت‌ مي‌كند و با »بيداد« و "آستان‌ جانان‌" خلوت‌ عاشقانه‌ را رنگ‌ و جلا مي‌دهد و...

ادامه مطلب را بخوانید ...

ادامه نوشته

عارف قزوينی، چاووش بلند بانگ آزادی ايران

شنيدن نام هر کدام، به ياد ديگری می افتد. عارف آئينه دار زير و بالای جنبش مشروطيت است. از زمان برآمدن و شکفتن تا دوره از دست رفتن و رنگ باختن.

همه شهرت و محبوبيت عارف را بايد برخاسته از همين آئينه داری دانست. چون او البته بودند شاعران ريز و درشت ديگری که جانبدار مشروطه بودند و توانايی های شاعرانه بيشتری نيز داشتند ولی هيچکدام در بيان احساسات و آرزوهای ملی چون عارف تاثير گذار نشدند. مردم از قشرهای مختلف، از عارف عامی، به او عشق می ورزيدند و شعر ها و به ويژه ترانه هايش ....

ادامه مطلب را بخوانید ...

ادامه نوشته

شهرام ناظري و کانون چاووش

شهرام ناظری و گروه چاوش
حکایت چنین آغاز شد


مجموعه چاووش را شايد بتوان يکي از نقاط عطف تاريخ موسيقي ايران به حساب آورد؛ چاووش ها هم از نظر اجتماعي نقشي بسيار مهم در همراهي مهم ترين رويداد سياسي اجتماعي پنجاه سال اخير ايران داشتند، هم از ديدگاهي صرفاً موسيقايي تحولي قابل اعتنا در نوع برخورد موسيقيدانان با موسيقي سنتي را باعث شد و هم براي بسياري از موسيقيدانان جوان آن زمان تبديل به نوعي سکوي پرتاب شد.چنانکه «حسين عليزاده»و پرويز مشکاتيان را بسياري از علاقه مندان آنها به واسطه آثارشان در کانون چاووش شناختند.البته در اين ميان نبايد از نقش محمدرضا شجريان و محمدرضا لطفي غافل بود، به خصوص حضور محمدرضا لطفي به عنوان يکي از ارکان اصلي کانون چاووش و نقش انکارناشدني اش در هدايت و حرکت رو به جلوي اين روند بسيار ارزشمند بوده است. در آن دوران محمدرضا لطفي در اوج فعاليت هاي هنري اش قرار داشت و بهترين نمونه کارهايش را مي توان در همين مجموعه چاووش ها و چند کار ديگر که ...
ادامه نوشته

آهنگسازان کانون چاووش ، ديگر گله از زلف يار کارساز نبود

به بهانه سالگشت انقلاب اسلامی تصمیم گرفتم تا اقدام به جمع آوری مقالاتی در باره گروههای موسیقی قبل از انقلاب همانند چاووش و یا شیدا و عارف و مانند اینها بگیرم .

البته خود اهدافی نیز از انجام این کار داشته ام .اول اینکه یادی از بزرگان موسیقی گذشته نمایم چه آنانی که از جمع مانیستند و یا خود را بازنشسته کرده اند و آنانی که هنوز هنر خود را به رخ میکشند . همچنین جمع آوری این مقالات میتواند منبعی باشد برای آنانکه میخواهند بدانند آغاز رشد و تعالی موسیقی ایرانی قبل از انقلاب بوده است یا بعد از انقلاب .

 

ادامه نوشته