نوشتار حاضر در زمینه موسیقی آذربایجان بررسی تفاوتهای آن با موسیقی ایرانی ، مقاله ایست از حقیر که در شماره تیرماه ماهنامه هنر موسیقی نیز چاپ گردید ؛ نکاتی را لازم دیدم بیان نمایم تا دوستداران موسیقی قبل از مطالعه در نظر داشته و با مد نظر داشتن این نکات در صورت تمایل نسبت به مطالعه آن اقدام نمایند :

1.      ابتدای عرایض آنکه این نوشتار به دلیل طولانی بودن در دو بخش تقدیم خوانندگان عزیز میگردد ، خواهشمندم برای نتیجه بخشی بهتر هر دو بخش را مطالعه نمائید .

2.      نوشتن این مقاله حدود هشت ماه از زمان حقیر را صرف خود نموده است ؛ تا به رایگان در اختیار شما عزیزان جان قرار گیرد ، مصاحبت با هنرمندان موسیقی و جمع آوری منابع بسیار مکتوب و غیر مکتوب بالغ بر چهارصد صفحه به زبانهای انگلیسی آذربایجانی و فارسی ماحصل تحقیقیست که  هم اکنون در اختیار شماست پس از شما خواهشمندم آن را به دقت و تا انتها مطالعه فرمائید .

3.      از عزیزان خواهشمندم در اظهار نظرات خود فقط و فقط به موضوع اشاره شده در مقاله بپردازند و نوشتار را به حاشیه نکشانند ، امری که متاسفانه در چند نوشتار اخیرم شاهد آن بودم که باعث بروز تشنج هایی در در این تارنگار گردید .

  ارادتمند شما

محمد جواد صحافی

 


کشور آذربایجان دارای غنای فرهنگی بسیار بالا و دارای مردمانی با درک هنری دقیق میباشد که موسیقی آذربایجانی جزئی از زندگی و امور روز مره شان گشته است . به همین دلیل موسیقی آذربایجان در عرض مدت کمی از جدایی اش از ایران و سپس از استقلالش دچار تحولات عظیمی گشت که منجر به شکوفایی فرهنگ موسیقی این کشور گردید .هدف از نگاشتن این مقاله نگاهیست به موسیقی آذربایجان پس از جدایی از ایران در پی امضای عهدنامه ننگین ترکمنچای و بررسی وضعیت و دلایل پیشرفت موسیقی آن دیار و نیز مقایسه ایست بین موسیقی اصیل ایرانی و موسیقی آذربایجان .

در ابتدا مروری مختصر داریم بر خواستگاه موسیقی آذری و تاریخچه آن

موسیقی آذربایجان مدیون صادق جان ...

" قره باغ در دوران پناه علی خان و پس از مرگ نادر شاه افشار به صورت خان نشین تبدیل گشت ، در زمان حکومت پناه علی خان قره باغ دوران پر فراز و نشیبی را طی نمود که البته با اقداماتی که انجام داد پایه های تبدیل گشتن این مکان را به قلمروی وسیع بنا نها. پس از دستگیری وی توسط کریم خان زند و در نهایت مرگش در شیراز فرزندش ابراهیم خلیل خان بر حکومت قره باغ رسید که از این دوره را میتوان به عنوان دوران شکوفایی ادبیات و هنر آذربایجان یادکرد .

ظهور و حضور ادیبان و شاعران بزرگ در این دوران باعث گردید تا ادبیات آذربایجان در سده 19 رشد چشمگیری داشته و زمینه مساعدی برای شکوفایی موسیقی آن دیار فراهم گردد . در این دوران و زمانی که هنوز آذربایجان جزئی از ایران بود در میان سالهای 1875 - 1878 در قره باغ نوازنده ای با نام اسد اوغلو نقش بسیار بزرگی در تحول موسیقی آذربایجان ایفا نمود ، او سیستم تار آذری را متحول نمود و با افزایش تعداد سیمهای تار از 5 به 11 قواعد تازه ای را برای ساز تنظیم کرد . تار پیش از او بر زانو نواخته میشد در حالیکه اسد اوغلو تار را بر سینه نهاد و بدین ترتیب باعث گسترش سبکی نو از موسیقی آذربایجان در قفقاز جنوبی ،  ایران و آسیای مرکزی گردید . سبکی که تا کنون نیز هنرمندان موسیقی آذربایجانی بدان صیاق مینوازند . اما اسد اوغلو تغییرات دیگری نیز برروی فیزیک ساز به وجود آورد ، وی با هدف تقویت صدای تار با عمیق تر کندن کاسه ساز و وبزرگتر کردن قطر آن علاوه بر کاستن وزن این ساز صدا دهی آن را نیز با کیفیت بهتری ، بهبود بخشید . مزیت دیگر این تغییرات آن بود که چون كاسه  بزرگ تار به اندازه حدود10 سانتی متر از سمت بالا مایل به طرف عقب بود، نواختن آن بر روی سينه سخت می بود . در سیستم جدید تار اسد اوغلو با از بین بردن اين انحنا امكان بر روی سينه نواختن به وجود آمد و در نتيجه بهتر نواختن آن عملی گردید.

ميرزاصادق تغييراتی نيز در محل جفت شدن دسته با كاسه به وجود آورد، قبل از آن دسته و تار يكسره به كاسه متصل می شد يا اين كه دسته به وسيله و تكه ای از آهن به كاسه بسته می شد، با اين حال در تار جديد كه اسد اوغلو سيم های آن را زياد كرده بود به علت كثرت سيم ها ميان دسته و كاسه تار خميدگی ايجاد میشد كه باعث ناموزون شدن صدای پرده های تار می شد. ميرزاصادق به خاطر رفع نقصی كه از كثرت سيمها ناشی می شد دسته  تار را در دسته  كوتاهی كه از خود كاسه بيرون می آمد، فرو برد و با آن جفت كرد.ضمنا_ اين چوب از خميدگی مورد بحث جلوگيری می كرد.

همچنین صادق جان ، سيم های تازه ای به تار اضافه نمود با نام سيم های زنگ ؛ كه به سيم های آليكوت معروف شدند.این سیم ها  در اجرای موسيقی حرفه ای و مقامات (دستگاه های )آذری نقش مهمی ایفا میکنند. او همچنین پرده زابل را در تار معین کرد و تعریفی نو از سه گاه و ماهور در این ساز به وجود آورد .

پس از پایان سده 19 میلادی رشد ادبیات مدرن و اپرایی به طرز محسوسی در این دیار چشمگیر بود به طوری که آثار موسیقی مدرن و اپرایی فراوانی تولید و عرضه گشتند ، میتوان سده بیست را دوره ورود اپرا به موسیقی آذربایجان بیان نمود که خواستگاه اش قره باغ بود .

عهدنامه های ننگین و جدایی از ایران ،

 پس از امضای عهدنامه ننگین ترکمنچای و گلستان توسط فتحعلی شاه قاجار ، و جدایی قره باغ و قفقاز از ایران در حدود یکصد سال پیش ، آذربایجان به همراه ارمنستان و گرجستان که جزو قفقاز جنوبی محسوب میگشتند توسط حکومتهای جداگانه ای اداره گشته و بر ممالک خود حکومت می نمایند .

صحنه امضاء قرارداد به قلم نقاشی روس

موسیقی دیار آذربایجان و ترک نشینها که متاثر و برگرفته از موسیقی ایرانی بود اندک اندک با اعمال تغییراتی از فیزیک سازها گرفته تا هفت دستگاه موسیقی و افزودن مقامات و گوشه های جدید ، مواجه گردید . اما با توجه به آنکه موسیقی آذربایجان پس از جدایی از ایران و اندکی قبل از آن دچار تحولات عظیمی گردید ، هنوز هم میتوان همان قرابت و نزدیکی را میان این دو موسیقی احساس نمود . استفاده از دستگاههای موسیقی اصیل ایرانی که حتی نامهای مشترکی نیز دارند چون ماهور ، سه گاه ، شور ، چهارگاه ، نوا و... مانند اینها نمونه هایی از این قرابتها میان موسیقی ایرانی و آذربایجانیست .

در کنار مواردی که ذکر گردید ، پس از جدایی آذربایجان از ایران ، موسیقی دانان آن دیار با اعمال تغییراتی در دستگاههای هفتگانه موسیقی گوشه ها و نغمه هایی را بدانها افزوده و آنها را متقارن و متجانس با فرهنگ و زبان خود تبدیل ساختند .

با روی کار آمدن حکومت شوروی در آذربایجان ، موسیقی آذربایجان که در آن زمان صاحب سبک بود مورد توجه حاکمان شوروی قرار گرفت ، مدارس و آکادمی های موسیقی تاسیس گردید و اساتید بزرگ موسیقی آذربایجانی مشغول تعلیم و تدریس موسیقی عاشیقی و مقامی آذربایجان گشتند و شاگردان بسیاری را تربیت نمودند .

در آن زمان نیز موسیقیدانان قره باغ از سرآمدان موسیقی آذربایجان بودند ، فکرت امیروف و بلبل محمدوف ( مرتضی مشهدی راضا اوغلو معرف به بلبل که علاقه مندان به او این لقب را داده بودند ) از پیشتازان این عرصه بودند ، بلبل در 1927 تحصیلات اش را در کنسرواتور باکو به پایان برد و به میلان ایتالیا سفر کرد ، او تا سال 1931 نزد بسیاری از اساتید بزرگ موسیقی تحصیل نمود و برای تدریس به کنسرواتور آذربایجان بازگشت . دوران حاکمیت شوروی دوران رشو بلوغ موسیقی آذربایجان بود ، شهرت جهانی که آذربایجانی ها ، آن را در مقایسه با سایر کشورها یک شبه بدست آورده اند مدیون توجه دولت شوروی و دولتمردانی چون لنین به موسیقی این دیار است .

تقسیم بندی موسیقی آذربایجان و درجه اهمیت آن در میان مردم و رسانه ملی !

موسیقی متداول و رایج آذربایجانی رامیتوان به دو بخش تقسیم نمود : موسیقی مقامی (muğam məktəbi ) و موسیقی عاشیقی ، موسیقی مقامی یا دستگاهی آذربایجان را میتوان ، موسیقی رسمی این کشور عنوان نمود که هم اکنون نیز  سرمایه گذاری بسیاری بر روی این نوع موسیقی انجام میگیرد . برگزاری کلاسهای آواز در کنسرواتور های معروف آذربایجان ، اجرای برنامه های آموزشی از رادیو و تلویزیون ملی آذربایجان و نیز برگزاری مسابقات بین المللی آواز  در این کشور که سالیانه برگزار گشته و بعضا هنرمندان ایرانی نیز در آن شرکت میکنند .

داوران کار کشته و هنرمندان بزرگ آذربایجان نیز  این مسابقات را داوری نموده و پس از ذکر ایرادات شرکت کنندگان امتیازاتی را به آنها اعطا می نمایند .

از آنجا که این مسابقات ، تنها مربوط به آواز میباشد داوران که خود از خوانندگان قدیم اند دقت بسیاری در شیوه خوانش و حتی فیزیک نشستن افراد میکنند ، اگر خواننده ای بخش کوچکی از  آوازش را اشتباه بخواند مطمئنا داوران حاضر در سالن آن را در انتها به خواننده گوشزد نموده و امتیازات خود را بر اساس این اشتباهات اعلام می نمایند .

با توجه به علاقه مردم آذربایجان به موسیقی ، رادیو و تلویزیون ملی آذری زبانها نیز با مهم دانستن موضوع و درک جریان موسیقی در میان مردم ، اهمیت ویژه ای بدان قائل است ، بطوریکه برنامه های ویژه ای بصورت روزانه و متناسب با ذائقه های علاقه مندان به انواع موسیقی ، تدارک دیده و با دعوت از هنرمندان بزرگ و استفاده از نظرات کارشناسانه آنها مردم را در جهت شناخت بهتر و بیشتر هنر خود یاری رسانده و راهنمایی میکنند .

اهمیت موسیقی در این دیار آنچنان است ، که موسیقی جزو زندگی مردم آذربایجان گشته است ، ارزش و بهای والای این هنر در دیار آذربایجان به هیچ روی قابل قیاس با سایر هنرها نیست و هنرمندان از درجه و اعتبار بسیار بالاتری در میان مردم برخوردارند . علاقه مردم آذربایجان به فرهنگ شان که صد البته قدمت آن هیچگاه به اندازه قدمت فرهنگ ایرانی نبوده است بایستی به عنوان الگویی برای جوانان مملکت مان قرار گیرد که با داشتن سابقه چند هزار ساله درفرهنگ ، هنر و موسیقی ایرانی ، رشد و تعالی خود را از چشمان غربی ها دیده و فرهنگ چندین هزار ساله خود را به تبعیت از آنها بر باد می دهند . . .

شوشا شهری کوچک با فرهنگی غنی 

شوشا از شهرهای جمهوری آذربایجان را میتوان از مکانهای هنر پرور این کشور نام برد . شوشا ( به زبان فارسی شوشی ) ، شهری کوچک درجمهوری آذربایجان است ،که در منطقه قره باغ علیا قرار گرفته ، میتوان شوشا را مرکز موسیقی آذربایجان و مرکز کنسرواتور آذربایجان معرفی نمود این مکان  به دلیل داشتن طبيعت زيبا و فرهنگ مترقی ، در آذربايجان شهرت فراوانی دارد . شاید بتوان همین طبیعت زیبا و فرهنگ بالای مردمان این دیار را عاملی مهم بر هنر پرور بودن این شهر نسبت به سایر شهرهای با قدمت بالاتر آذربایجان دانست شهری که در سال ۱۱۲۹ خورشیدی توسط پناه علی خان جوانشیر ، موسس و نخستین حاکم شوشی، بنا نهاده شد .پس از شناخته شدن شوشا به عنوان مرکز فعالیتهای هنری موسیقایی و مرکز پرورش هنرمندان بزرگ ، این شهر مورد توجه بسیاری از موسیقیدانان سایر ممالک گردید ، شوشا در تابستانها به تبدیل به محل تجمع هنرمندان شهرهای دیگر برای شرکت در برنامه ها و اجرای کنسرتها گشت. بینو قرادوف موسیقی شناس مشهور می نویسد :" تاریخ موسیقی آذربایجان به وسیله هنرمندان شوشا خلق شده است . "

در سال 1921کنسرواتوار موسیقی در این شهر به پیشنهاد اوزئیر حاجی بیکوف تاسيس گردید که در آن پنج رشته پيانو، هنرهای آوائی ، نوازندگی اركستر، آهنگسازی و شعبه و موسيقی شرق شروع به فعاليت نمودند.  پس از شروع فعالیت این کنسرواتوار ، در آوریل 1922 "تكنيكوم موسيقي ترك" در شوشا تشكيل و مديريت آن به اوزيير حاجي بيكوف واگذار شد.

. هنرمندان بسیاری چون جبار قار یاقدی اوغلو ( Jabbar Garyagdyoglu ) عبدالباقی زلالف ( بلبل جان ) (Abdolbagi Zulalov) مجید بهبودوف (Majid Behbudov)  زلفی آدی گوزل اف (Zulfi Adygozalov) اسلام عبدالله اف (Islam Abdollayev) سید شوشینسکی (Seyid Shushinski) خان شوشینسکی (Khan Shushinski) کچه چی اوغلو محمد (kechachioglu Mahammad) و بسیاری دیگر که برخواسته از این شهر اند و سهم بسیار بزرگی در احیای آواز آذربایجانی بر عهده داشته اند .

پایان بخش اول ...