آلبوم شور رومی (مولویه ) از نگاه حافظ ناظری

از ۹ سالگی به عنوان نوازنده سه تار وارد گروه موسیقی شدم . . .

از ۹ سالگی به عنوان نوازنده سه تار وارد گروه موسیقی شدم . . .

اشرف السادات مرتضایی یا آنچنان که برای ایرانیان شناخته شده است . . .
دلكش در مصاحبهاي با شاهرخ گلستان ( در سال 1377 ش در لندن) گفت: ( من در 12 سالگي پدرم را از دست دادم و مادرم به تنهايي قادر به نگهداري اعضاي خانواده بزرگ ما نبود؛ لذا قرار شد مرا به نزد يكي از خواهرانم كه در طهران زندگي مي كرد، بفرستد. روزي مادرم مختصر غذايي مركب از مقداري نان و هلو و انجير در بقچه اي پيچيد و به من داد و مرا به دست يكي از رانندگان آشنا كه با كاميون خود عازم طهران بود، سپرد. خواهرم در سرچشمه زندگي ميكرد؛ در آن زمان (1315 ش) من سواد نداشتم، خواهرم مرا به دبستاني كه در خيابان ناصر خسرو بود، برد و ثبت نام كرد، من مسن ترين دانش آموز كلاس بودم.
محمدرضا لطفی در سال ۱۳۲۵ در شهر گرگان به دنيا آمد. وي به مدت پنج سال در هنرستان موسيقی به آموختن موسيقی پرداخت و موسيقی را نزد استادانی چون علی اكبر شهنازی، حبيب الله صالحی فراگرفت....
ادامه مطلب را بخوانید . . . .
اردوان کامکار ، در سال 1968 در سنندج کردستان متولد شد . او جوانترین عضو خانواده هشت نفره معروف "کامکار" است .او آموزش سنتور را از چهار سالگی نزد پدرش آغاز کرد.او کنسرتهای متعدّدی را با گروه "کامکارها"در ایران ، اروپا و امریکا اجرا کرده است . او همچنین مبتکر یک سبک جدید در نواختن سنتور می باشد که این سبک شباهت زیادی به نواختن پیانو دارد. این سبک که با نام "سنتور نوازی معاصر" شهرت یافته است به مرور زمان جایگاه خود را در بین جوانان علاقه مند پیدا می کند و دارای علاقه مندان خاص خود می باشد.از کارهای آقای کامکار در این زمینه می توان دو البوم "بر فراز باد" و "دریا"را نام برد که خوشبختانه این دو آلبوم در بازار موجود می باشند....
"سنتور نوازی معاصر" این اصطلاح نخستین بار توسط اردوان کامکار بر روی قاب البوم دریا به کار رفت. اردوان کامکار فرزند آخر خانواده "کامکارها" را می توان بنیانگذار و یکه تاز این شیوه قلمداد کرد. این هنر مند خلّاق به شیوه سنتور نوازی سنّتی ایران آگاهی و تسلّط کامل داشته و با استفاده از تجربیات گذشته و بکار بستن شیوه های نو توانسته سبکی را پدید آورد که در سنتور نوازی منحصر بفرد است. از ویزگیهای این شیوه استقلال کامل دو دست در حین نوازندگی، استفاده از مضرابهای حسّی و در عین حال پر قدرت ، قطعات پلی فونی ( چند صدایی)، کوکهای غیر مرسوم و استفاده از آکورد( که دست راست آکورد و دست چپ ملودی می نوازد) است که در موسیقی ایرانی کمتر دیده شده است. با وجود استفاده از تکنیکهای مدرن موسیقی حال و هوای این آثار به گونه ای است که ماهیت ایرانی بوده آن کاملآ محسوس است . در پایان باید گفت که موسیقی ایرانی حداقل در نوازندگی سنتور به اردوان کامکار مدیون است چرا که این هنر مند بزرگ ساز سنتور را از بن بست خارج کرد. نویسنده مقاله: "کورش قاسم زاده" -از شاگردان "اردوان کامکار"- Bassist و خواننده گروهای پاپ "آبید" و "پاییز"
به گزارش همشهري آنلاين، سيدعلي جابري نوازنده با سابقه تنبور كه جوايزي را از جشنواره موسيقي فجر دريافت كرده بود، به همراه گروه همدل واز طرف موزه موسيقي ايران (وابسته به موسسه نغمه شهر سازمان فرهنگي وهنري شهرداري تهران) نغماتي را در مراسم افتتاحيه هفته فرهنگي ايران كه از چند روز ديگر در شهر رم ايتاليا آغاز مي شود، اجرا خواهد كرد.
ادامه مطلب را بخوانید. . .

چه موسيقي نامجو را بپسنديم و چه آن را دوست نداشته باشيم، به هر حال موسيقي او جزء معدود آثار هنري بوده که در اين سال ها برد اجتماعي بالايي داشته است. او سال گذشته از فهرست آهنگسازان زيرزميني و به عبارت بهتر بدون مجوز خارج شد و آلبوم «ترنج» او توسط حوزه هنري منتشر شد. هرچند انتشار اين آلبوم نيز بدون حاشيه نبود و نقطه آغاز دعواهاي دفتر شعر و موسيقي وزارت ارشاد و حوزه هنري قرار گرفت. گويا جنجال و حاشيه با نام محسن نامجو پيوند خورده است. به هرحال ما سعي کرديم چنين نکنيم و در اين گفت وگو به موسيقي نامجو بپردازيم.
ياري اندر كس نمي بينم ياران را چه شد
دوستي كي آخر آمد دوستداران را چه شد
آب حيوان تيره گون شد خضر فرخ پي كجاست
خون چكيد از شاخ گل ابر بهاران را چه شد
كس نمي گويد كه ياري داشت حق دوستي
حق شناسان را چه حال افتاد ياران را چه شد
لعلي از كان مروّت بر نيامد سال ها ست
تابش خورشيد و سعي باد و باران را چه شد
شهرياران بود و خاك مهربانان اين ديار
مهرباني كي سر آمد شهرياران را چه شد
گوي توفيق و كرامت در ميان افكنده اند
كس به ميدان در نمي آْيد سواران را چه شد
صد هزاران گل شكفت و بانگ مرغي بر نخاست
عندليبان را چه پيش آمد هزاران را چه شد
حافظ ز اسرار الهي كس نمي داند خموش
از كه مي پرسي كه دور روزگاران را چه شد
مناسب با حال من ....
قدحی در کش و سر خوش بتماشا بخرام تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد
مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای که ز صحرای ختن آهوی مشکین آمد
گریه آبی به رخ سوختگان باز آورد ناله فریادرس عاشق مسکین آمد
مرغ دل باز هوادار کمان ابروییست که کمین صیدگهش جان و دل و دین آمد
در هوا چند معلق زنی و جلوه کنی ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد
ساقیامی بده و غم مخورازدشمن ودوست که بکام دل ما آن بشد و این آمد
شادی یار پریچهره بده باده ناب که می لعل دوای دل غمگین آمد
رسم بد عهدی ایام چو دید ابر بهار گریه اش برسمن و سنبل و نسرین آمد
چون صبا گفته حافظ بشنید از بلبل
عنبرافشان بتماشای ریاحین آمد
تفاوت مشهد و سایر مراکز استان ها باید به این باشد که کنسرت موسیقی در آن اجرا نشود
حجت الاسلام علم الهدی در ادامه صحبتهای خود به بررسی فعالیت گروههای موسیقی در شهر مشهد پرداخت و گفت: در مورد اجرای کنسرت موسیقی در مشهد، این کار مثل نواختن موسیقی در کنار حرم امام رضا (ع ) است. با آن مطالبی که گفتم و حدیث پیامبر اکرم (ص) "بین الجبلین روضه من ریاض الجنه" شهر مشهد همه اش جزو حرم امام رضا (ع) است و همانطوری که هیچ موسیقی دانی به خود اجازه نمی دهد در حرم امام رضا (ع) به نوازندگی بپردازد لذا در مشهد نیز نباید کنسرت موسیقی اجرا شود.
وی تاکید کرد: تفاوت مشهد و سایر مراکز استان های دیگر باید به این باشد که کنسرت موسیقی در آن اجرا نشود، هر چند همانطور که گفتم کلاس موسیقی پا برجاست.
بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم
بجز عشق بجز عشق دگر کار نداریم
در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک
بجز مهر بجز عشق دگر تخم نکاریم
درین غم چو زاریم درآن دام شکاریم
دگر کار نداریم، درین کار بگردیم
چه مستیم چه مستیم از آن شاه که هستیم
بیایید بیایید که تا دست برآریم
چه دانیم چه دانیم که ما دوش چه خوردیم
که امروز همه روز خمیریم و خماریم
مپرسید مپرسید ز احوال حقیقت
که ما باده پرستیم نه پیمانه شماریم
شما مست نگشتید وزان باده نخوردید
چه دانید چه دانید که ما در چه شکاریم
نیفتیم بر این خاک ستان ما نه حصیریم
برآییم بر این چرخ که ما مرد حصاریم
خیزیـد مخسبید که هنگام صبوح است
ستاره روز آمد، به آثار بدییم
بیایید بیایید به گلزار بگردیم
درین نقطه پرگار چو پرگار بگردیم
بیایید که امروز به اقبال و به پیروز
چو عشاق نو آموز بران یار بگردیم

اين بار گفتوگو با استاد فرق داشت. همه چيز تحتالشعاع جايزهاي بود كه به تازگي گرفتهاند. جايزه لژيون دونور يا شواليه يا آفيسر...
حسين عليزاده سال 1330 در منطقه سيد نصر الدين بازار تهران متولد شد. دورههاي آموزش موسيقي را د رهنرستان موسيقي تهران زير نظر استاداني چون هوشنگ ظريف و حسين دهلوي طي كرد
با همين ديدگان اشک آلود،
از همين روزن گشوده به دود،
به پرستو، به گل، به سبزه درود،
به شکوفه، به صبحدم، به نسيم،
به بهاري که مي رسد از راه،
چند روز دگر به ساز و سرود...(فريدون مشيري)
با تشکر از دوست بسیار عزیز و گرانقدر جناب آقای مهدی فر زه .