شجریان ، کسی مثل هیچ کس ...
پاسخی به انتقادات بر علیه محمدرضا شجریان به بهانه سالروز میلاد وی
یکم مهر برای موسیقی ایران روز مهمیست ، این روز مصادف گشته است با سالروز میلاد هنرمندی بزرگ در عرصه موسیقی که خدمات وی در عرصه هنر این مرز و بوم غیر قابل وصف است .
استاد محمد رضا شجریان ؛ آوازه خوانی بزرگ که محبوب دل میلیونها عاشق هنر اصیل ایرانیست . هنرمندی که ثابت کرده است دل و جانش با مردمش است اگر چند منافعی نیز دراین میان برای خود متصور باشد ، در این مقال قصد آن ندارم که تمجید و تحسین های همیشگی خود را در مورد ایشان بکار برم ؛ و یا خود را در مقام انتقاد به ایشان بینم ، اگر چند هر هنرمندی نقاط ضعفی نیز دارد که بایستی با نقد آن ، باعث پیشرفت و ترقی هرچه بیشتر وی گشت ، جناب شجریا ن نیز از این قاعده مستثنی نیستند . اما در این نوشتار قصد آن دارم تا درمقام دفاع از این هنرمند در مقابل انتقاداتی بر آیم که مدتهاست گریبان ایشان را گرفته است ؛ انتقاداتی که پس از رونمایی سازهایش بیش از پیش گردید .در این نوشتار سعی بر آن خواهم داشت تا جانب اعتدال رعایت گشته و سخنان منتقدان عزیز را که مطمئنا کم نیز نیستند بیهوده نه انگارم ، همانگونه که همواره تعصب و قدیس سازی را آفت جامعه هنری دانسته و به مقابله با آن پرداخته ام در نقطه مقابل انتقادات و حملات بیهوده از سر گاها بغض را نیز به همان اندازه مضر و زیانبار قلمداد میکنم .
انتقادات به محمدرضا شجریان به دلیل آنکه شاید میتوان وی را معروفترین هنرمند حال حاضر موسیقی ایرانی از دهه هفتاد تا به اکنون دانست از سایر همکارانش بسیار بیشتر است . شاید نگارنده نیز پس از پایان مطالعه این نوشتار توسط منتقدین ، متهم به حمایت و تعصب از هنرمندان نمایند ولیکن این حقیر بیان این دیدگاه ها را لازم دانسته ونیز اعلام میدارم سخنان و دفاعیات حقیر از جناب استاد شجریان تنها نقطه نظر شخصی بنده نسبت به انتقادت از ایشان بوده و لزوما تائید کننده نظرات جناب شجریان یا هر فرد دیگری نمیباشد .
اما چندی پیش و در شهریور ماه نمایشگاه سازهای ابداعی استاد محمدرضا شجریان باری دیگر در معرض دید عموم علاقه مندان قرار گرفت ؛ نمایشگاهی که در بر گیرنده 14 ساز ابداعی و 10 سنتور در اندازه های مختلف بود که در خانه هنرمندان به نمایش گذاشته شد .
بسیاری از افرادی که انتقاداتی را به جناب شجریان وارد دانسته اند ؛ در این زمینه با ایشان اختلاف دیدگاه داشته و وی را مورد نقد خود قرار میدهند . برخی ، ساخت ساز توسط ایشان را از اساس غلط دانسته اند ، برخی نیز شیوه ساخت میزان صدادهی و اشکالات ظاهری سازها را مورد نقد فنی خود قرار میدهند . در این میان اکثریت قریب به اتفاق منتقدینی که در این گروه قرار میگیرند جهت توجیه سخنان خود ، سازهای ابداعی جناب شجریان را با سازهایی چون تار و ویولون و سازهای زهی دیگر که سابقه ای چند صد و شاید چند هزار ساله در موسیقی دارند و برای رسیدن به جایگاهی که هم اکنون در آن قرار دارند متحمل تغییرات فراوان گشته اند مقایسه میکنند . این مقایسه به اعتقاد نگارنده ، قیاسی مع الفارق و از اساس غلط است چرا که تغییر و تحولات صورت گرفته آن در دوره های مختلف ، و کسب تجربه در ساخت تاری جدید ، باعث گردیده است تا بدل به سازی گردد که هم اکنون صدایی چنین دلنشین دارد. همانطور که ساز تار با شمایل کنونی (کاسه و نقاره شبیه به دل روبروی هم، با دستهای متصل دارای ۶ سیم ) از زمان قاجار دیده شده است و در این دوران قطعا تغییرات عمده ای بر روی ساز صورت گرفته است . و یا ساز سه تار که نمونه پر واضح این تغییرات است ؛ سازی که در ابتدا سه سیم داشته و بر همین اساس نیز نام سه تار بر آن نهاده شده است ، سیم چهارم این ساز توسط مشتاق علیشاه از دراویش و مشاهیر کرمان (وفات 1206 هـ . ق) بنا بر روایتی از مرحوم صبا بر این ساز افزوده شده است تا نام سیم مشتاق بر سیم چهارم آن در این ساز ثبت گردد . ساز ویولون نیز در طی سالها پروسه ای مشابه را طی نموده و هم اکنون به این سطح از موسیقی رسیده است . بدیهی است اگر قرار باشد تا مقایسه ای نیز در این میان صورت گیرد برای رعایت جانب اعتدال و انصاف این مقایسه کاملا بی طرفانه و با سازهایی انجام گیرد که در شرایطی مشابه با سازهای ابداعی شجریان قرار دارند .
در این میان برخی نیز بر این اعتقادند که شجریان شایسته بود آواز خود را دنبال کرده وبه ساختن ساز را آنهم در این وسعت نمیپرداخت و وظیفه ساخت سازها را بر سازندگان و متخصصین این امر محول می نمود ، معتقدم شجریان با توجه به سابقه دیرینه ای که در عرصه آواز و موسیقی ایرانی دارد قطعا بهتر از هر کس دیگری خلاء برخی صداها در موسیقی ایرانی را میداند و با توجه به سابقه ای که وی در ساخت ساز از گذشته دارد میتواند صدای دلخواه خود را با اعمال تغییرات بر روی سایر سازها و یا ابداع سازی نو تولید کند .
در این بین اما انتقادات از جناب استاد تنها منتهی به نحوه ساخت ساز توسط ایشان و یا عدم مشاوره با سازندگان ساز در مورد طراحی آن نمیگردد بسیاری دیگر شخصیت محمدرضا شجریان را ، شخصیتی بسیار چاپلوس قلمداد کرده و یا وی را فردی سیاس میدانند که از نردبان اعتماد و علاقه مردم جهت پیشبردن اهداف خود استفاده نموده است ، و هم اکنون خود را در جایگاهی فراتر از جایگاه یک هنرمند یافته است ؛ آنچه بدیهی است چنین اشخاصی همواره در تمام نقاط جهان وجود دارند و استدلال این دسته از دوستان دلیل خوبی بر چاپلوسی و یا زرنگی این پیر آواز ایرانی نمیگردد، حافظه تاریخی مان آنقدر ضعیف نیست که بیاد نیاوریم اتفاقات سال هشتاد و هشت و همراهی شجریان با مردم را که باعث گردید تا مشکلاتی برای ایشان ایجاد گرددکه تبعات آن هنوز هم پس از گذشت چندین سال حس میگردد . اگر چند بنده مخالف حضور سیاسی استاد در آن برهه زمانی بودم و عدم حضور ایشان در صحنه و همراه گشتن وی با مردم را به ضرر موسیقی ، علاقه مندان و شخص ایشان میدانستم اما همین حرکت وی و محروم گشتن ایشان از اجرای برنامه در داخل کشور و انتظار بسیار طولانی جهت صدور مجوزآلبومهایشان و نیز ممنوع التصویر وممنوع الصدا بودن جناب استاد نشان داد اگر آشنایی با بازیهای سیاسی داشتند هم اکنون هم در میان حکومت از جایگاه والاتری برخوردار بودند و هم در میان طرفداران خود اجر و قرب کنونی را داشتند .
محمد رضا شجریان سالهاست در عرصه هنر موسیقی ایرانی متحمل زحمات فراوانی گردیده است و مطمئنا به اندازه سایر هنرمندان هم تراز خود نیز سختی کشیده است و طبیعیست که هیچگاه ، هیچگاه ... ؛ بدون تحمل سختی ها نمیتوان به جایگاهی که او هم اکنون بر آن تکیه زده است نائل آمد . جایگاه هنری شجریان ، جایگاهی نیست که یک شبه و بواسطه یک محبوبیت کوتاه مدت آن را بدست آورده باشد و هم اکنون بخواهد با یاری شهرتش در پی ارتقای درجه خود باشد . بی شک همین دسته از دوستان که چنین ایراداتی را بر وی نسبت داده و بواسطه آن ایشان را نقد میکنند واقفند که در تمام دنیا افرادی بوده اند به بواسطه هنر و به کمک شهرتشان هم اکنون تبدیل به سیاستمداری بزرگ گشته اند و یا در اموری صاحب منصب اند ( آرنولد شوارد زینگر وسیلویوبرلوسکونی از این دسته اند ). در صورتی که شجریان تنها خود را در چارچوب موسیقی اصیل ایرانی قرار داده و هیچگاه نه در امور هنری و نه سایر امور ، صاحب منصب و مقام بوده است . براستی اگر روزی وی رئیس و یا مدیر یک مکانی دولتی گردد و از آن طریق ارتزاق نماید چه سخنانی بر علیه وی و چه مخالفتهایی بر او خواهند داشت ؟
آنانکه در عرصه موسیقی فعالند و در جریان چند و چون کارها هستند نیک میدانند که اتفاقات و حواشی هنرمندان بر خلاف چهره زیبایی که از هنر ارائه میدهند چندان هم زیبا نیست ؛ زندگی بسیاری از این هنرمندان دستخوش تغییرات عمده ای گشته است ،عمده این افراد دارای خصایص اخلاقی میباشند که شاید بازگو کردن آنها باعث تغییر ذهنیت افراد و علاقه مندان به این اشخاص گردد . این مسئله در مورد یک هنرمند خاص صادق نبوده و اکثریت هنرمندان نام آور دارای خصایصی نه چندان مبارک هستند ، اما از آنجا که شجریان در موسیقی ایرانی شاید متفاوت تر از هر هنرمند نام آور دیگری است بسیار بیشتر از سایرین در تیر رس حملات منتقدین قرار گرفته است .
این روزها مصادف است با سالگرد درگذشت بزرگمرد موسیقی ایران ، نوازنده سنتور و خالق آثار ماندگاری چون آستان جانان ، پرویز مشکاتیان که روزهای پایانی عمر خویش را در خلوت و گوشه نشینی گذراند . پس از مرگش همه آنانی که تا دیروز هیچ نام ونشانی از حضورشان در کنار ایشان نبود عزادار گشتند و به یکباره دردمند و سوخته دل از جفایی که روزگار در حق مشکاتیان نمود ...
پس از مرگش نیز همه ساله هنرمندان پیر و جوان بسیاری بر مزارش حاضر گشته و تصویری غمبار از خود را در حالی سر بر آستانش نهاده اند و از رفتنش بشدت غمگین اند منتشر میکنند . سخنی بر درستی یا نا درستی نفس عمل این افراد نیست ، اما دو سئوال در اینجا مطرح است ، اول آنکه این عزیزان در زمان حیات وی کجا بودند و چند عکس یادگاری با مشکاتیان زنده و نه مرده دارند ؟ و دوم ، در هنر والا و ارزشمند مشکاتیان مرحوم هیچ شکی نیست اما تاکنون چند نفر از خود پرسیده اند که مشکاتیان در زمان حیاتش چگونه انسانی بود ؟ چه نقصانی داشت که این گونه گوشه نشین گشت ؟ آیا زندگی شخصی وی همانند سایر ( اکثریت ) هنرمندان بوده است یا برخلاف سایرین ( اقلیت ) بسیار پاکدست و درستکار و عاری از هرگونه ایراد بود ؟
سایر هنرمندان چطور ؟ آنان که زنده اند ؟ آیا جملگی آنان افرادی درست کار و نیکو خصالند و تنها شجریان است که موسیقی ایران زمین را به منجلاب کشیده و اوست که مافیای موسیقی ایران زمین است ؟ تا کنون شجریان جای چند نفر را در موسیقی ایرانی گرفته ؟ چقدر عرصه را برای بقیه تنگ کرده تا نتوانند فعالیت کنند و کنار کشیده اند ؟ براستی چند نفر در ایران همچون شجریان هستند که بدلیل حضور وی نتوانسته اند رقابت کنند و صدایشان آنها را در گلویشان مانده است ؟چه مستنداتی برای اثبات چنین سخنانی از سوی افرادی که آنها را مطرح میکنند وجود دارد ؟
بسیاری ادعا میکنند که شجریان هیچ شاگردی را تربیت ننموده و به عالم موسیقی معرفی نکرده است اگر اینگونه است پس حسام الدین سراج ، ایرج بسطامی، حمیدرضا نوربخش ، علی جهاندار ، محسن کرامتی ، مظفر شفیعی چه بوده اند ؟ همایون شجریان ، سینا سرلک ، امید مظهری ، مجتبی عسگری و چند تن دیگر را به این اسامی بیافزایید... کدامیک از اساتید مورد اطمینان منتقدین عزیز که در سطح بالایی از آواز و هم رده استاد شجریان بوده باشند تا به این اندازه در تربیت و معرفی خواننده به موسیقی ایران زمین فعال بوده اند و کدامیک از خوانندگان نامدارمان به اندازه محمدرضا شجریان کارگاه آواز تشکیل داده و به تدریس آواز پرداخته اند ؟ معتقدم در این میان محمدرضا شجریان دین خود را نسبت به تربیت و معرفی آوازه خوان به جامعه موسیقی ادا کرده است ولی عدم کسب موفقیت آوازه خوانان و عدم ظهور پدیده ای نوین در موسیقی ایرانی که چونان شجریان بتواند آینده موسیقی را تضمین کند به هیچ وجه وظیفه هنرمندانمان نیست ؛ زمانی که پدیده ای وجود نداشته باشد نمیتوان انتظار ظهور آن را داشت .
بارها و بارها از زبان بسیاری شنیده شده است که محمدرضا شجریان را به دلیل آنکه همسر دومی اختیار کرده و فرد مورد نظر ( خانم کتایون خوانساری ) بسیار جوانتر از خود استاد هستند ، فردی منفور میدانند و این عمل وی را تقبیح میکنند .باید بدانیم زندگی خصوصی هنرمندان معروفتر به دلیل آنکه دارای طرفداران و علاقه مندان بسیاری نیز هستند بیشتر در معرض توجه عموم قرار میگیرد که استاد شجریان نیز از این قاعده مستثنی نیست کما اینکه بسیاری از نامداران موسیقی که علاقه مندان به هنر و هنرمند ، آنها را جزو اخلاق مدار ترین انسانها میشاسند ، در زندگی خصوصی خود مسیری را طی نموده و مرتکب اعمالی گشته اند که شاید دومین ازدواج پس از جدایی از همسر اول در مقایسه با آنها هیچ باشد . هیچگاه از یاد نبریم زندگی خصوصی هر هنرمندی ، هر چه باشد مسئله ایست که کاملا شخصی بوده وارتباطی به سایرین ندارد .
همواره معتقدم بزرگترین ضربه به هنر و هنرمند را انتقاداتی وارد می آورند که هیچ گونه جنبه فنی نداشته و تنها از سر حاشیه سازی و گاها دشمنی و عناد با اشخاص صورت میگیرد . انتقاداتی چون چند همسری ، اعتیاد به مواد الکلی ، کلاهبردار بودن و مال مردم خوردن ، برج سازی به جای آلبوم سازی ! ، مصاحبه با فلان شبکه و موارد بسیار دیگرکه کم هم نیستند.....
چقدر زیباست که بجای پرداختن به چنین حاشیه هایی از هنر این عزیزان لذت ببریم ، چرا که زمینه ساز آشنایی ما با امثال شجریان ، نه به دلیل تک همسری آنها بوده ، نه عدم اعتیاد به هرگونه مواد الکلی یا دخانی ! و نه پاکدستی آنها و بیاد داشته باشیم که شجریان ها را دوست داریم ، چرا که هنرشان مورد پسندمان قرار گرفته است و اگر هر نقدی نیز بر این هنرمندان وارد میدانیم تنها از مقوله نقد هنر ( در صورت داشتن علم نقد و نه به صرف عدم علاقه مندی به صدای آواز و یا ساز یک هنرمند ) وارد میدان انتقاد شویم .
پس از انتقادات بر شیوه ساز سازی استاد شجریان که در ابتدا نیز بدان پرداخته شد ، اصرار منتقدان بر بازنشستگی جناب استاد ونیز لجاجت بر سر عدم حضور درصحنه هنر مهمترین نقدی است که این روزها از زبان مخالفین و منتقدین ایشان میشنویم ؛ باید توجه داشت که سن بازنشستگی هر هنرمندی را خود هنرمند تعیین میکند و این خود شخص است که در مواجهه با عدم توانایی اش در اجرا ، خود را بازنشسته اعلام مینماید . جناب استاد شجریان نیز اگر چند در پاره ای از کنسرتهای خود بسیار ضعیف و دور از انتظار ظاهر گردید و آن شجریان همیشگی نبود و نگارنده نیز از منتقدان جدی چنین اجراهایی بود ، اما این مسئله دلیل بر عدم توانایی ایشان به علت کهولت سن نمیگردد ، شجریان هنوز این قدرت و توانایی را دارد که بتواند صحنه ها را مسخر خود گرداند و هنرش را به رخ هم وزنان اش بکشد ؛ شاهد سخنان نگارنده استقبال بی نظیر علاقه مندان در زمان پیش فروش بلیط کنسرتهایشان است که در مدت زمان بسیار اندکی تمامی آنها بفروش میرسد ؛
با تمام تفاسیری که بیان گردید و سخنانی که در مقام دفاع و بر پایه نظرات شخصی نگارنده از استاد شجریان عنوان شد آنچه مسلم است آنکه ایشان نیز در طول زندگی هنری خود علی الخصوص در سالهای اخیر دچار اشتباهاتی گشته اند و بایستی این اشتباهات گوشزد گشته و نقد گردند و قطعا برخی از گامهای ایشان در مسیر هنر نیز اشتباه بوده به هیچ عنوان قابل دفاع نیستند ، نگارنده نیز بر برخی موارد انتقادات بسیاری را روا میبیند . انتقاداتی همچون چرایی برگزاری کنسرتی بی کیفیت وضعیف به همراه برادران پور ناظری و یا دلیل گنجاندن مژگان شجریان در گروه شهناز به عنوان نوازنده سه تار در صورتی که افرادبسیار اصلح تری برای قرار گرفتن در صندلی نوازندگان بجای ایشان یافت میشدند ...
لازم به یاد آوریست افراط و تفریط هر دو به یک اندازه آفت جامعه هنری هستند ؛ انتقادات تند و بدون در نظر گرفتن سابقه هنری افراد که گاها از سر بغض نیز مطرح میگردد به اندازه تعصبات کورکورانه و بدور از عقل ومنطق مضر و زیانبار است .
محمدرضا شجریان انسان بزرگیست ؛ انسانی که هیچگاه در ادامه مسیر هنری خود در جوانی دچار انحراف نگردید ، نه ترانه های کوچه بازاری خواند و نه برای کسب درآمد بیشتر راهی کاباره ها شد ، او ماند تا برای موسیقی اصیل ایرانی بخواند ، با تمام مخالفتهای پدر ساخت و برای آنکه او را نرنجاند خود را سیاوش بیدکانی نامید ، تا روزی محمدرضا شجریان شود و آثار ماندگاری که با صدای وی منتشر گردد که تنها یکی از آنها ، آوازه خوانان را برای ادامه مسیر هنری شان بیمه میکند . بسیاری از ما که هم اکنون بر وی انتقاداتی گاها تند را مطرح میکنیم همانانی هستیم که موسیقی را با صدای وی شناخته ایم ، چقدر زیباست که کمی با این بزرگ مهربانتر باشیم و بدانیم " شیر ؛ شیر است اگرچه پیر بود... " ، او شجریان است کسی مثل هیچ کس ...
محمد جواد صحافی
2 مهر 1392
محمد جواد صحافی .