میتوان اوایل دهه سی تا اواخر هشتاد را دوران طلایی موسیقی ایرانی نام برد. دورانی که هنرمندان بسیاری پای به عرصه موسیقی ایرانی گذاشته و آثار بدیع و ماندگاری را به موسیقی ایران معرفی کردند. از داوود پیرنیا که با تأسیس برنامه رادیویی گلها موسیقی را به خانه های مردم کشاند و پایه گذار خلق آثار فاخر و ماندگاری در عرصه موسیقی ایران شد تا محمد رضا شجریان که با اجرای آثار بدیع و ماندگار درموسیقی ایرانی نام خود را تا ابد بر تارک موسیقی ایران جاودانه ساخت. در این میان اما بزرگان بسیاری بودند که ذهن خلاق موسیقایی شان زمینه ساز ماندگاری آثاری شد که علاقه مندان به موسیقی ایرانی سالهاست انس و الفت دیرینه ای با آنها دارند. آنچه مسلّم است آنکه خواننده یک اثر موسیقایی هر قدرهم توانا و قدرتمند باشد به تنهایی نمیتواند زمینه های جاودانگی یک اثر را فراهم کند، ماندگاری یک اثر ناب موسیقی بیش از آنکه مرهون خواننده باشد وامدار ذهن پویا و تفکرات بَدیع مبدّع آن اثر است. پرویز مشکاتیان را میتوان یکی از آن نوابغی دانست که موسیقی ایران مرهون زحمات اوست. کسی که در طول سالیان سال فعالیت هنری اش خالق آثار ماندگاری در موسیقی ایرانی شد. نام مشکاتیان نه تنها به عنوان نوازنده و آهنگسازی برتر شناخته شده است که تنظیم هایش در آلبومهایی که آهنگسازی آن را نیز بر عهده داشته است مثال زدنی و از نمونه های بی بدیل موسیقی ایرانیست که نشان از تبحّر بالا و شناخت او از سایر سازهای ایرانی دارد. قطعه ” دُخترک ژولیده “ از ساخته های استاد علینقی وزیری در آلبوم ”دستان“ با صدای محمدرضا شجریان (تن اش به ناز طبیبان نیازمند مباد)، رِنگ ”ضَرب اصول“ از کنسرت گروه عارف با شهرام ناظری و قطعه ”چکاد“ از آلبوم ”دستان“ از نمونه های قابل اشاره است.
مِشکاتیان جدای از آنکه آهنگساز، سنتور نواز و تنظیم کننده نابغه و متفکری بود، در نوازندگی سه تار نیز تبحر بالایی داشت، او آثاری نیز بر پایه سه‌تار نوازی خود منتشر نموده است. پس پرده(1385) و  سرو آزاد(1386)آلبومهای تکنوازی سه تار اوست. مشکاتیان در آلبوم سر عشق (ماهور) با همراهی محمدرضا شجریان نیز که در سال 1361 منتشر شد به سه تار نوازی پرداخته است.
 با نگاهی به ابعاد شخصیت هنری مشکاتیان میتوان دریافت که وی در تمام عرصه های هنر از نوازندگی تا آهنگسازی و تنظیم دارای نبوغی منحصر بفرد بوده که کمتر هنرمندی را از قدیم الایام تا کنون میتوان یافت که اینچنین جریان ساز باشد و چرغ راهی برای آینده گان خویش شود. شیوه جدید سنتور نوازی مشکاتیان که در آن مضرابها ریز تر به گوش میرسید موجب استقبال چشم گیری از سوی مردم شد. چهار مضرابها و درّابهای زیبای او، سرعت بالای مضرابها (به اندازه ای که شنونده در بعضی مقاطع احساس میکند که دو سنتور در حال نواختن هستند)، منتهی به خلق ملودیهای دلربا و سرشار از ظرافت و زیبایی میشد شنونده را متحیر و مدهوش از سنتور نوازی این بزرگمرد موسیقی ایران میکرد. دقت در نواختن قطعات از خصوصیات قابل ذکر مشکاتیان بود که  درکنار سرعت بالای سنتور نوازی اش توجه ویژه ای به آن داشت باعث میشد تا تمامی نتها شفاف و تمیز به گوش مخاطب برسد.
او در آهنگسازی نیز صاحب سبکی نو و بدیع است، تغییر ملودی در آثار مشکاتیان از خصیصه های بارز آثار اوست، ریتمها در موسیقی مشکاتیان بطور دائم در حال تغییرند و این اتفاق باعث میشود تا مخاطب نتواند ادامه قطعه را حدس زده و از آن رو لحظه لحظة یک قطعه برای وی جذاب و شنیدنی باشد. قطعة بیکلام جاودان ”خـَـزان“ از نمونه های بی نظیر قابل اشاره است که آهنگساز در آن دائما در حال تغییر ریتم بوده و شنونده را شگفت زده میکند. ”چـِکاد“  از دیگر قطعات بدون کلام  و ماندگار اوست که در دامنه کوه دماوند خلق شده و در مقدّمه آلبوم دستان قرار گرفته است. بنا بگفته خود او قرار بود مقدمه ای بر قطعه ای از شعر دماوند ملک الشعرای بهار باشد،و در نهایت بصورت بیکلام ادامه یافته و بدل به یکی از بی نظیر ترین قطعات چهارگاه در موسیقی ایرانی شد. به جرات میتوان چکاد را تنها قطعه ای دانست که هیچ منتقدی ندارد و تمام کارشناسان و اهالی فن به تمجید و تحسین آن پرداخته اند.
موسیقی مشکاتیان جدای از خصوصیاتی که به برخی از آنها در سطور بالا پرداخته شد، دارای طرب انگیزی و حالت شادانه خاصی است که ساخته های وی را با دیگر آهنگسازان متفاوت میکند. با بررسی تصانیف ساخته شده توسط مشکاتیان میتوان علاقه وی به ریتم 8/6 موسیقی را دریافت، و این خود دلیلی بر این ویژگی منحصر بفرد  است، قطعاتی چون صبح است ساقیا، مقام صبر، طالع اگر مدد دهد، بر آستان جانان، سمن بویان و بسیار آثار ماندگار کلامی و بیکلامش در این ریتم ساخته شده اند.

همانگونه که ذکر شد آثار ماندگاری از مشکاتیان در عرصه موسیقی بیکلام بر جای مانده است، اما تعداد تصانیف و آهنگهای با کلام او بسیار پر رنگ از مجموعه قطعات بیکلامش است، یکی از دلایل موفقیت این هنرمند بزرگ در ساخت تصانیف باکلام را میتوان آشنایی عمیق او با شعر، علی الخصوص شاعران کهن دانست، او همواره سعی کرده در انتخاب اشعارش وسواس بسیاری به خرج داده و شعری متناسب با تصانیفش را انتخاب و به بهترین نحو ممکن به مخاطب خود ارائه دهد. آلبوم جاودانه ”دستان“  که از جمله ماندگار ترین آثار موسیقی ایرانیست این خصوصیات را داراست. شجریان در تمجید از این آلبوم موسیقی در مصاحبه ای که سالها قبل انجام داده بود از دستان به عنوان یکی از بهترین آثار موسیقی ایران نام برده و اینگونه بیان نموده است :”کاش جوان بودم و دستان را دوباره اجرا میکردم...“. همچنین با جستجو و واکاوی تصانیف مشکاتیان  میتوان گرایش وی به اشعار حافظ را بیش از سایر شاعران کهن دریافت. خوش آهنگی شعر حافظ و قدرت درک بالای مشکاتیان از شعر باعث شده تا او اشعار این شاعر بزرگ را برای اکثر قطعات خود گزینش نماید. طالع اگر مدد دهد (بسطامی)، شکر و شکایت(جهاندار)، شیدایی(شجریان)، بر آستان جانان(شجریان)، الا یا ایّها الساقی(بسطامی)، نفس باد صبا(بسطامی)، مقام صبر(افتخاری)، صبح است ساقیا(شجریان) نمونه ای از دهها اثر برتر مشکاتیان است که با همراهی آوازه خوانان برتر موسیقی و بهره گیری از شعر حافظ خلق و ماندگار شده اند.
با این اوصاف میتوان درخشان ترین آثار مشکاتیان را آثاری دانست که با همراهی دوست و یار دیرینه خود محمدرضا شجریان عرضه شده اند، همکاری و الفت این دو استاد بزرگ موسیقی باعث خلق و آثار ماندگاری گشت که بسیاری از کارشناسان موسیقی آنها را تکرار ناشدنی میدانند، از همکاری با گروه شیدا در سال 58 که منجر به خلق ”چاووش 6“ گردید تا ”گنبد مینا“ در سال 74 که آخرین همکاری اش با شجریان در تولید آلبوم موسیقی تلقی میشود. پس از اختلاف این دو هنرمند با یکدیگر، مشکاتیان آثار موسیقی خود را با هنرمندانی چون افتخاری، نوربخش، ناظری، رستمیان و بسطامی ارائه داد و گرچه در مقاطعی با افت و پسرفت در آثارش مواجه شد اما او همچنان مرد بی همتای موسیقی ایران لقب گرفت. تبحر والای او در شناخت شعر، مرکّب نوازی، ارائه شیوه ای نو در نواختن سنتور، تغییر ریتم موسیقی در تصانیف و بسیاری دیگر از خصوصیات برجسته مشکاتیان از او نابغه ای بوجود آورد که موسیقی ایران هیچگاه نتوانست نمونه مشابه آن را به خود بیند. پرواز زود هنگام او داغ عمیقی بر دل اهالی هنر و موسیقی نهاد آنچنان که جای خالی اش هنوز هم در میان اهالی موسیقی احساس میشود. او در طول زندگانی هنری خوش هیچگاه نخواست به هر قیمتی و با هر آوازه خوانی همکاری کند، و همواره هنر خویش را بر مسائل مادی ترجیح داد و شاید بزرگترین رمز ماندگاری وی در طول سالیان سال همین بوده باشد، اتفاقی که این روزها کمتر شاهد آن هستیم...
فقدانش داغ بزرگی بر دل اهالی هنر بود، چنان که شفیعی کدکنی در رسایش گفت : ای سوگوار صبح نشابورِ سرمه گون؛ عصر چنین سزای سیه پوشی ات نبود؛