این بار ایرانیها از مشابه خارجی شان بهترند !
بررسی دلایل افزایش میزان محبوبیت خوانندگان پاپ داخل کشور در رقابت با خوانندگان لوس انجلسی
این بار ایرانیها از مشابه خارجی شان بهترند !
از سالهای
دور
و پس از مهاجرت خوانندگان پاپ ایران به خارج از کشور آلبومهای موسیقی و
کنسرتهای متعددی را از این خواننده گان دیده و شنیده ایم . خوانندگانی که
شاید تعداد آنها از اوایل دهه هفتاد تا اواسط هشتاد بیشترین آمار را داشت ،
ظهور و فعالیت چهره های جدید در موسیقی پاپ ایرانی باعث گردیده بود تا
میزان طرفدارانشان نیز رو به فزونی نهد ؛ به طوری که به دلیل ممنوعیت
فعالیت در ایران ، به محض برگزاری کنسرت خواننده ای در کشورهای همسایه ،
سیل طرفداران این افراد از سمت ایران به سوی کشورهای مجاور روانه گشته و
خود را به هر زحمتی به کنسرت آنها میرساندند . همین مسئله باعث گردید تا
بسیاری از خوانندگان لوس آنجلسی موسیقی پاپ ایرانی تبدیل به ثروتمند ترین
ایرانیانی گردند که در خارج از کشور سکونت داشته و فعالیت میکنند . اگر چند
هیچ شهرتی بی دلیل نیست و قطعا موسیقی های اجرا شده این افراد در خاطر
مخاطبین ماندگار گشته اند ، ولیکن باید این شهرت و نام آوری را مدیون مردمی
باشند که از آنها ، تنها ترانه هایی در نوار کاستهای قدیمی و بعدها در سی
دی هایی که بطور غیر مجاز کپی برداری و با لذت شنیده اند باشند .
محبوبیت این خوانندگان در میان مردم ، تا آنجا بوده که علیرغم ممنوعیت صدای آنها ، ترانه هایشان میهمان خانه های بسیاری از ایرانی ها بود . اما در دهه هشتاد و پس از تغییر نگاه دولت به موسیقی پاپ ایرانی و توجه بیش از پیش به این نوع موسیقی و درک این نکته که جامعه جوان و پر شور ایرانی نیازمند شنیدن این نوع ترانه هاست وعدم توجه به این بخش از هنر، باعث گرایش جوانان به سمت موسیقی های خوش رنگ و لعاب غربی نتیجتا انحراف دینی و فرهنگی آنان میشود ، با تغییر رویکرد و سیاست فرهنگی خود در مورد موسیقی پاپ ایرانی و توجه به آن ، اجازه ظهور و فعالیت هنرمندان جدیدی را در این عرصه صادر نموده تا پنجره ای نو به دنیای موسیقی گشوده شود . فعالان موسیقی پاپ ایرانی که سابقا کمتر اجازه فعالیت علنی را داشته و هر نوع فعالیت در این زمینه نیز منتهی به افرادی میگشت که شاید تعداد آنها از تعداد انگشتان دست نیز کمتر بود ، تولیدات و ترانه های خود از زیرزمین ها و میهمانیها بیرون کشیده و با کسب مجوز از وزارت ارشاد ایران آلبومهای خود را در قالب مجاز تولید و منتشر نمودند ، اگر چند بلای عدم رعایت حق کپی رایت توسط مخاطبین گریبان این دسته از فعالان را نیز گرفت اما رفته رفته و با پائین آوردن قیمت محصولات تولید شده تمایل مخاطبین به خرید این دسته ازمحصولات بسیار بیشتر شد.
با
نگاه مثبت وزارت فرهنگ و ارشاد ، تولید آلبومهای مجاز و امکان خرید نسخه
اورجینال آن برای مخاطب ، برگزاری کنسرتهای باکیفیت و مجوز دار موسیقی در
داخل کشور ، ورود صداهای جدید به عرصه موسیقی پاپ و از همه مهمتر تولید
ترانه های مخاطب پسند و قابل رقابت با مشابه خارجی آن با رعایت اصول
ومعیارهای تعریف شده برای خانواده ایرانی ، باعث گردید تا بازار داغ
خوانندگان و موسیقی لوس آنجلسی رفته رفته رو به سردی گراید ، خوانندگان
جوان و مستعد داخلی که سالهای قبل در خفا و پنهانی فعالیت هنری خود را
دنبال میکردند با حمایت دولت ، این بار با تشکیل گروههای بزرگ موسیقی تبدیل
به رقبای جدی همتایان کهنه کار خود در فرسنگها دورتر از خاک ایران گشتند ،
صداهای جذاب ، نو و ملودیهای ایرانی باعث گردید تا بر تعداد طرفداران
موسیقی پاپ جدید روز به روز افزوده و شده و حتی صدای این خوانندگان جوان از
مرزها فراتر رفته و به گوش تمام ایرانیان خارج از کشور برسد ؛ همین امر
باعث شد تا در مدت کوتاهی از به سامان رسیدن موسیقی پاپ در داخل کشور
فعالان این عرصه کنسرتهای خود را در خارج از کشور نیز برگزار نموده و صحنه
ها را تسخیر نمایند .
ذهن خلاق آهنگسازان جوان ایرانی آمیخته با شور ، اشتیاق و تکنیک نوازندگان و خوانندگان ، خارج نشینان را بر آن داشت تا متوسل به هر روشی از تخریب جوانان ایرانی گرفته تا جلوگیری از اجرای کنسرتهای خارج از کشور برای پیروز شدن شدن در این رقابت تنگاتنگ شوند . بسیاری از آنها در مصاحبه های تلویزیونی ، این موفقیت جوانان زحمت کش را به پای خود نوشته وتمام موفقیتها را ماحصل تاثیر پذیری از موسیقی های لوس آنجلسی در ملودی های خود قلمداد نمایند .

البته
نمیتوان این تاثیر پذیری را نادیده گرفته و یا کتمان نمود ، موسیقی پاپ
ایرانی در ابتدا نمونه ای کپی برداری شده و تقلیدی از موسیقی های لوسی
آنجلسی بوده است ، اما همین کپی کاری در طول مدت زمان اندکی از فعالیت این
موسیقی نوپا برچیده شد و سبک متفاوتی را با نوآوری های منحصر بفرد موسیقی
ایرانی بواسطه زحمات فعالان این عرصه به دنیای موسیقی پاپیولار معرفی کرد .
در
این بین اما دلایلی برای افت به یکباره محبوبیت موسیقی های تولید شده در
خارج از کشور و افزایش این محبوبیت در میان موزیسین های داخلی وجود دارد .
در این نوشتار قصد داریم با نگاهی متفاوت به موسیقی های مردمی و عامه پسند
پاپ که در داخل کشور تولید و ارائه میگردند دلایل موفقیت این موسیقی و افت
محبوبیت فعالان لوس آنجلسی را بررسی و کالبد شکافی نمائیم .
زمانی که موسیقی پاپ ایران مطرح شد هیچکس فکر آن را هم نمیکرد در بازه زمانی کوتاهی از جان گرفتن دوباره این موسیقی نوپا ، رشدی چنین چشمگیر و سریع داشته باشد ،در این میان نمیتوان نقش صدا و سیما در نگاه متفاوت ، جانبدارانه و شاید بیش از حد معمولش به مقوله موسیقی پاپ و سهم این رسانه در شناساندن خوانندگان جدید و جوان موسیقی ایرانی در غیاب موسیقی اصیل را نادیده گرفت . در طی سالهای گذشته تا کنون شاهد آن بوده ایم که رسانه ملی همواره در اغلب برنامه های خود از موسیقی های پاپ استفاده نموده و رادیو تلویزیون ترانه های مختلف خوانندگان جوان عرصه موسیقی پاپ را برای بینندگان وشنوندگان خود پخش میکنند. از طرفی برنامه سازان فیلم های تلویزیونی و سینمایی تمایل بسیاری به استفاده از خوانندگان مطرح پاپ دارند . همین امر باعث میگردد تا موسیقی پاپ ایرانی تصویری مثبت از خود در میان جامعه و علاقه مندانش بر جای گذارد . خوانندگان نیز از این فرصت استفاده نموده و باقی تولیدات خود را به همراه قطعات اجرا شده در یک فیلم یا برنامه محبوب تلویزیونی در قالب آلبومی جدید روانه بازار میکنند . که این روش خود باعث فروش بیشتر ، جذب مخاطب به سمت خواننده و بهتر دیده شدن آلبوم میگردد که نتیجه آن افزایش محبوبیت خواننده در جامعه است . گرچه سیاست صدا و سیما مبنی بر استفاده و توجه بیش از اندازه به موسیقی پاپ مزایای بسیاری داشته است اما قطعاً معایبی نیز در درون خود نهفته دارد ، به شهرت رساندن خوانندگان درجه چهارم و پنجم که به لطف حضور در رادیو و تلویزیون محبوب گشته اند از سیاستهای غلط صدا و سیما در انتخاب موسیقی و خواننده است که لازم است با بررسی هدفمند این مسئله، روندی صحیح را طی نماید.
رنگ
و بوی متفاوت ترانه های پاپ داخل کشور ، باعث نوآوری و تنوع در عرصه این
نوع موسیقی در ایران شده است ، جوانان نیز که سالها برای شنیدن ترانه های
پاپ متوسل به خوانندگان آنور آب میشدند با شنیدن صداهای جدید و ملودیهای
متفاوت از فعالان این عرصه و نیز به دلیل در دسترس بودن مجموعه ای اصل و با
کیفیت از این شیوه استقبال نموده به نحوی که دیگر کمتر از قبل سراغ انواع
مشابه خارجی خود میروند ؛ همین مسئله باعث میگردد تا اندک اندک از میزان
محبوبیت موسیقیهای با سبک لوس آنجلسی کاسته و موزیسینهای داخل فعالتر و
پرطرفدار تر گردند . این نکته را نباید فراموش نمود که تعدادی از فعالان
این هنر که ترک وطن گفته و در خارج از کشور فعالیت هنری خود را انجام
میدهند به دلیل سابقه فعالیت طولانی مدت هنری و کارنامه پربارشان همواره در
اوج بوده و میزان طرفدارانشان نیز عدد بسیار قابل توجهیست ؛ نگاهی به
کارنامه هنری این افراد نشان میدهد ، این دسته هنرمندان همواره سعی بر آن
داشته اند تا با ارائه آلبومها و ترانه های ارزشمندشان که با اعتقادی ثابت
همراه بوده و در آثارشان خبری از سبکی و بی مغزی وجود ندارد ارزش و اعتبار
والای هنری خود را حفظ نموده و رنگ و جلایی نو بخشند . از میزان محبوبیت
این گروه اندک فعالان خارج نشین که تعداد آنها شاید به رقم انگشتان دست نیز
نرسد نه تنها هیچگاه کاسته نشده است که این میزان به دلیل ارائه آثار
ارزشمند روز به روز در حال افزایش است .
قطعا باید یکی از
مهمترین دلایل پیروزی موسیقی پاپ داخلی بر نوع خارجی اش را نوپا بودن این
موسیقی و درعین حال استفاده از تجربیات فعالان سالیان قبل آنها عنوان نمود ؛
پویایی و انرژی موجود در جوانان و هنرمندان این عرصه باعث گردیده است تا
آثاری خلق گردند که طعم خاصی از تازگی ، آمیخته با طراوت جوانی در آنها
دیده میشود ، از طرف دیگر علاقه مندان نیز با درک این مسئله که موسیقی
تولید شده در داخل همخوانی بیشتری با شرایط حال حاضر جامعه ایرانی دارد به
سمت و سوی این نوع موسیقی کشیده میشوند .
موسیقی لوس آنجلسی
زمانی نام گذاری گردید که خوانندگان فعال در ایران به دلیل قبول نکردن
شرایط حاکم بر جامعه به کشوری دیگر مهاجرت نموده و فعالیت خود را گاها
مستقل و گاهی نیز با حمایت برخی گروهک ها پیگیری نمودند ، جامعه ایرانی تا
ده سال پیش جز موسیقی پاپ لوس آنجلسی نوع دیگری از موسیقی پاپ که قابل
رقابت با این نام باشد را نداشت ، خوانندگان هر چه میخواندند مورد قبول
طرافدارانشان قرار میگرفت و جزو ترانه های محبوب حساب میشد اما با ورود
موسیقی نوپا و جدید ایرانی به عرصه رقابت و شنیدن بیان مشکلات جامعه از
زبان موزیسین های ایرانی این موسیقی را پسندیده و پذیرفتند . در
مصاحبتی که با رضا صادقی خواننده محبوب و هنرمند موسیقی پاپ در همین رابطه
داشتم سخنان جالبی از وی نقل گردید ؛ به اعتقاد وی موسیقی پاپ داخل ایران
همان کلام مردم خیابان و ادبیات عامه و روزمره مردم ایران است
، و این بزرگترین اتفاقی بود که در موسیقی پاپ ایرانی رخ داد ؛ اتفاقی که
فعالان آن ور آبی از آن بی نصیبند ، آنها به دلیل دوری طولانی مدتشان از
ایران با این ادبیات اشنا نیستند ؛ موسیقی آنها رنگ و بوی غربی گرفته و از
ادبیات داخل ایران دور شده است . همین سخنان را نیز ترانه مکرم ترانه سرا و
شاعر فعال در داخل کشور که نامش بر روی
بسیاری از آلبومهای موسیقی پاپ میدرخشد نیز تائید میکند ، مکرم شعاریست که
برای هر دوقشر شعر سروده و بسیار نیز مقبول گشته است اگرچند همین امر باعث
ممنوع الکاری اش شده . او معتقد است موزیسین های فعال در خارج از ایران با
ادبیات روزمره و تکه کلامهای مردم ایران بیگانه اند ؛ آنها حتی معنی این اصطلاحات را نیز نمیدانند ...
دوری
از جامعه ایرانی برای موزیسین های آنطرف آبی نه تنها باعث گردید تا با
برخی اصطلاحات و ادبیات جدید رایج درمیان جوانان بیگانه باشند که موجب بی
اطلاعی این افراد از مشکلات جوانان و جامعه امروزی گردیده است ، هنرمندان
موزیسین داخل کشور با درک این موضوع و بیان آلام و مشکلات جوانان در تمام
زمینه ها همانند مسائل و مشکلات اجتماعی ، عاطفی و حتی سیاسی در قالبی
آهنگین توجه مخاطبین را به سمت خود جلب نمودند.
آقای مشکی پوش موسیقی پاپ ایران معتقد است ؛ موزیسین های داخل کشور با وجود آنکه سختی های بسیاری را در اجرای موسیقی شان متحمل میشدند ، اما پایمردی کردند تا زخم مردم را درج کنند ؛آنها مشکلات عاطفی ، اجتماعی و سیاسی را با زبان موسیقی به مردم بیان کردند تا نشان دهند موسیقی پاپ ایرانی تنها " بلا ای بلا " نیست !؛ موزیسین های ما ادبیات نوینی در موسیقی پاپ ایرانی را معرفی کردند ، ادبیاتی باشخصیت و قوی که شایسته جامعه ایرانی و خانواده هاست . موزیسین های ما نشان دادند موسیقی پاپ ایرانی فقط رقص و چرخیدن نیست و شاکله عظیمی در خود نهفته دارد که هر آنکس که فاقد علم موسیقی باشد قطعا موفق نخواهد شد ، موسیقی پاپ ایران فرهاد ها و مازیارها را پرورش داده است ... "ترانه مکرم" نیز برهمین اعتقاد است ، بنا بر اعتقاد وی یکی از دلایل ناکامی ترانه های آنور آبی عدم تطبیق شرایط موجود فعالان با محیط اکنون ایران است .
برای بسیاری از علاقه مندان به موسیقی پاپ ایرانی " شهرام شکوهی " نامی آشناست ، هنرمندی که دارای صدایی متفاوت و لحن اجرای منحصر بفردی در ترانه هایش است ، تحریرهای خاص وی که رنگ و بوی موسیقی اصیل ایرانی و آمیخته با موسیقی اسپانیایی را در خود نهفته دارد از او موزیسینی متفاوت ساخته است ،این خواننده کم حاشیه که همواره ترانه هایش محبوبیت بسیاری در میان علاقه مندان به موسیقی پاپ پیدا کرده است ؛ معتقد است که دوری فعالان موسیقی پاپ از فضای داخل کشور باعث گردیده است تا خوانندگانی که سالها ترک وطن گفته اند نتوانند خود را با شرایط حاکم بر جامعه ایرانی تطبیق دهند که همین مسئله باعث میگردد تا مخاطبین نتوانند ارتباط مناسبی با ملودیها و ترانه های خواننده گان آنور آبی برقرار نمایند ؛ به گفته وی همین مسئله باعث میگردد تا هنرمندان را ترغیب به ادامه راه در داخل کشور نماید .
به دلیل وجود تفاوت در فرهنگ رایج خانواده های ایرانی با سایر کشورها قطعا رعایت برخی آداب در میان خانواده های ایرانی ضروریست ، همین امر نیز باعث گردیده است تا خانواده ها از قدیم الایام نگران به انحراف کشیده شدن فرزندان خود با تماشای ویدئوهای ناسازگار با فرهنگ ایرانی که توسط خوانندگان ایرانی ساکن غرب تولید و عرضه میگردد باشند ، نگرانیهایی که البته بیهوده نبوده و کاملا نیز بجاست چرا که تماشای دختران بزک کرده با لباسهایی عریان و نا مناسب با فرهنگ خانواده ایرانی ونیز رقاصه های رنگارنگ و گوش دادن به مهملاتی که در بسیاری موارد جز تخریب ذهن جوانان و جادوی آنها هیچ نداشته و تهی مغزند قطعا نگران کننده نیز هست.
از این رو موسیقی پاپ تولید داخل در میان خانواده ها نیز طرفداران بسیاری پیدا کرده و رعایت حدود و چارچوبهای مشخص شده خانواده های ایرانی توسط عرضه کننده گان این نوع موسیقی ها باعث گردیده است تا نه تنها والدین از ذائقه موسیقایی فرزندانشان آسوده خاطر گردند که خود نیز با درک وجود شخصیت در موسیقی پاپ ایرانی ، خانواده در لذت بردن از شنیدن موسیقی سهیم شده و با حضور در کنسرت این هنرمندان با آنها همراه باشند .
نیز وی معتقد است ، آنانکه وارد عرصه موسیقی پاپ در داخل میشوند و در کار خود نیز به موفقیتهای چشمگیری دست میبابند قطعا دارای علم و سواد موسیقی بوده اند و آندسته که بدون داشتن سواد موسیقایی در گود رقابت با سایر هنرمندان وارد شده اند ، اگر چند به سرعت شهرت یافته و طرفدارانی نیز کسب نموده اند اما به همان سرعت نیز طرفداران خود را ازدست داده و در خارج از گود به تماشا نشسته اند ؛ همین مسئله در مورد خوانندگان جدیدی که به موسیقی لوس انجلسی اضافه شده اند نیز صادق است ، بسیاری از آنان از داشتن هرگونه سواد موسیقی بی بهره اند وبرای رسیدن به شهرت دست به هر عملی میزنند و همین مسئله باعث میگردد تا شاهد تولید ترانه هایی سخیف ، بی ارزش و متضاد با فرهنگ ایرانی توسط آهنگسازان و ترانه سرایانی باشیم که در سالهای قبل ، سابقه همکاری با افرادی بزرگ را در کارنامه خود ثبت نموده اند .
بسیاری از فعالان این عرصه در خارج از کشور به دلیل آنکه محبوب دل بسیاری از جوانان ایران بودند و خود از نزدیک شاهد ابراز احساسات افرادی که راه طولانی را از ایران برای دیدن کنسرتهای این افراد در کشورهای همسایه طی می نمودند ، بودند ؛ براحتی توانستند شهرت و محبوبیت را با تمام وجود لمس کرده و نتیجتا دچار نوعی خود بزرگ بینی گشتند که این مسئله نیز در افت کیفیت تولید ترانه هایشان بی تاثیر نبود ؛ اگر چند متاسفانه شاهد آن هستیم که عده ای فعالان داخل کشور نیز دچار این بیماری گشته و قطعا با ادامه روند کنونی در ادامه مسیر خود دچار انحرافاتی نیز میگردند .
گاهی اوقات وجود و اعمال برخی محدودیتها در شعر ، موسیقی و حتی طراحی صحنه کنسرت یک هنرمند باعث میگردد تا وی برای ادامه راه خود بفکر ارائه یک قالب متفاوت با درنظر گرفتن محدودیتهای موجود باشد همین مسئله خود باعث میگردد تا آلبوم و یا کنسرت وی متفاوت گردد که هم اصول و معیار تعیین شده در آن رعایت گردیده اند و مخاطب نیز آن را پسندیده است . شهرام شکوهی معتقد است « محدودیت های موجود بر سر راه هنرمندان و فعالان موسیقی پاپ عامل بسیاری مهمی برای پیشرفت محسوب میگردد ، به اعتقاد وی زمانی که محدودیت بیشتر میشود هنرمند عملاً مجبور میشود برای ادامه کار خویش به سراغ المانها و سوژه های پیچیده تری برود تا بتواند در ذهن مخاطب خویش تاثیر گذار بوده و علاقه مند را به سمت خود بکشاند ، این عوامل میتوانند از استفاده از سازهای ایرانی گرفته تا طراحیهای صحنه متناسب با فرهنگ ایرانی در کنسرتها را شامل شوند... »
فعالان این عرصه در استفاده از سوژه های خود گاها موفق و گاها نیز ناموفق بوده اند ، استفاده از سازهای ایرانی و ترکیب بندی با سازهای موسیقی پاپ گاها درست و حساب شده انجام گردیده که در برخی موفق بوده اند و برخی اوقات نیز ناموفق بوده اند ؛ سایر موارد نیز به همین منوال بوده اند ؛ تلفیق موسیقی اسپانیش با موسیقی پاپ ایرانی ، ملاحظه کاری ها و عدم استفاده از برخی کلمات در ترانه های این افراد به جهت وجود خط قرمز و جایگزینی آنها با واژه هایی دیگر ، مدل های متفاوت پوشش خواننده از تعویض مداوم لباس و آرایش های متعدد در طی یک کنسرت تا حضور با ماسک در میان جمعیت به بهانه سورپرایز کردن آنان ویا استفاده و دعوت از بازیگران بر روی سن ،و طراحی صحنه های متفاوت برای کنسرتهای از صحنه آرایی ساده و چشم نواز تا کنسرتهایی به روش سه بعدی...
اگر چند دیدن اکثر موارد بالا چه موفق و چه نا موفق تنها نصیب مخاطبینی میگردد که پایتخت نشین اند و علاقه مندان سایر شهرها نیز همواره باید ، تنها در آرزوی حضور خواننده مورد علاقه شان در شهر خود باشند .
شهرام شکوهی نظر متفاوت دیگری نیز داشت ، او معتقد است« افرادی که در خارج از کشور مشغول هستند به دلیل ضعف و ناتوانی در نوآوری و درک این موضوع که از میزان طرفدارانشان روز به روز کاسته میشود روی به ترویج فرهنگ برهنگی آورده و در ویدئو های خود بیش از گذشته بر این مسئله تاکید میکنند ؛ اگر چند این ویدئوها در ظاهر فریبنده و خوش رنگ و لعاب بنظر آیند اما دیری نمی پایدکه از دل و دیده میروند و مطرود میگردند چرا که فرهنگ غالب مردم ما فرهنگ ایرانیست و ذات فرهنگ ایرانی با چنین موارد در تضاد است...»
در سطور بالا نکاتی که از نگاه نگارنده و هنرمندان فعال در این عرصه نقل گردید عمدتا مواردی را شامل میگشت که بیان کننده دلایل رشد و پیشرفت فعالان موسیقی پاپیولار داخل کشور بود ؛ اما نمیتوان تمام فعالیتهای این عزیزان را مثبت ارزیابی نمود و قطعاً نکات تاثیر گذار منفی و قابل نقدی نیز در عملکرد آنها وجود دارد . شاید بزرگترین نقطه منفی قابل اشاره در فعالیت چندین ساله موزیسین های داخل کشور تکیه صرف بر تولید محصولات صوتی بوده باشد ؛ محصولاتی که تیراژ تولید آنها نیز بالا بوده ، در نقطه مقابل در میان این تعداد قابل اشاره تولید شده تعداد آثار تصویری این محصولات بسیار انگشت شمار است ؛ در زمانه ای که تولیدات تصویری سهم بسزایی در میزان تاثیر گذاری بر ذهن مخاطب را دارند و فعالان لوس آنجلس نشین ! با درک این موضوع ذهن خود را بر تولید هرچه بهتر ویدئوها با وجود ضعف موسیقی و متن ترانه ، جهت تاثیر گذاری هر چه بیشتر بر ذهن مخاطبین با بهره گیری از بالاترین امکانات موجود متمرکز نموده اند عدم توجه بر این مسئله توسط هنرمندان و تولید کنندگان داخلی میتوان یک نقصان و از نقاط ضعف و قابل نقد بر فعالان این عرصه تلقی گردد که باید به صراحت عنوان نمود ، در این زمینه کم کاری های بسیاری توسط هنرمندان و حامیان مالی آنها صورت گرفته است . مخاطبین و علاقه مندان به موزیسینهای محبوب ، نه تنها از دیدن نسخه تصویری یک ترانه محرومند که حتی در میان آثار موجود در بازار داغ موسیقی پاپ ؛ نشانی از مجموعه تصویری کنسرتهایی ولو با کیفیتی اندک از این هنرمندان نیز دیده نمیشود ...اگر چند در بررسی دلایل موفقیت چشمگیر جوانان عرصه پاپ موارد بسیاری را میتوان برشمرد ولیکن با بررسی آنچه در نظر نگارنده مهم و قابل بحث ، جلوه مینمود سعی گردید تا با نگاهی مثبت به فعالیت موسیقی پاپ ایرانی از گذشته تاکنون به آینده درخشان و موفق این موسیقی مردم پسند بیش از گذشته امیدوار بود . این نکته را نیز نباید فراموش نمود که موسیقی نوپای پاپ ایرانی که در مدت کوتاهی علامندان بسیاری را به سمت خود جذب نموده و در کار خود موفق بوده است ممکن است با همان سرعت نیز از یادها فراموش شود ، فعالان این عرصه بدانند هر آنچه دارند مدیون طرفداران و علاقه مندانشان هستند ، فرار از این مردم ، عدم پاسخگویی به احساسات آنها ، و همراه نبودن با این قشر قطعا هنرمندان را به بیماری غرور کاذب دچار خواهد نمود ، مسئله ای که البته بسیاری از این تازه به شهرت رسیده گان ، به سختی دچار آن گشته اند ؛

در انتها نیز لازم دیدم از سرکار خانم ترانه مکرم ترانه سرا تشکر نموده و تشکر ویژه ای داشته باشم از رضا صادقی و شهرام شکوهی، هنرمندان محبوب و دوست داشتنی موسیقی پاپ که صبورانه و در نهایت خضوع و فروتنی با علیرغم مشغله کاری فراوان ساعتها سئوالات این حقیر را با مهربانی هرچه تمام تر پاسخگو بودند داشته باشم . در این میان تماس بسیاری با خوانندگان و فعالان دیگر نیز داشتم که متاسفانه به دلایلی که شاید خود برتر بینی یکی از همین موارد بوده باشد موفق به برقراری ارتباط نگشتم . امید که این عزیزان افتادگی را پیشه کنند و بخاطر داشته باشند هرگز نخورد آب زمینی که بلند است ...
محمد جواد صحافی
5 دی 1392
محمد جواد صحافی .