تلفیق تجربه و جسارت
نگاهی به آلبوم درفش کاویانی تازه ترین اثر شهرام ناظری به آهنگسازی فرید الهامی
تلفیق تجربه و جسارت
بالاخره پس از سالها انتظار، آلبوم ”درَفش کاویانی“ با صدای ”شَهرام ناظری“ و آهنگسازی هنرمند جوان ”فرید الهامی“ به طور رسمی وارد بازار موسیقی ایران شد. این مجموعه در قالب دو نسخه صوتی و تصویری ارائه شده و آهنگساز سعی داشته تا با استفاده از مقامات موسیقی کُردی در پی خلق اثری باشد که با بسته های فرهنگی موسوم در بازار موسیقــی تفاوت داشته و خود را از سایر محصولات موسیقی متمایز کند. شهرام ناظری که کارنامه موفقی در ارائه آثار موسیقی با اشعار مولانا دارد، این بار موسیقی خود را با اشعار فردوسی آراسته و تلفیقی نو از موسیقی مَـقامی کردی و اشعار فِردوسی را به مخاطبین معرفی نمود. گرچه در بخشهایی از آلبوم، شعر و موسیقی آن گونه که باید با یکدیگر جُفت نشده اما در مقایسه با آثار اخیر ایشان که از قضا کم نیز نیستند،” دِرفش کاویانی“ نمره نسبتا خوبی را دریافت میکند. در این میان قابلیت های صدای حماسی ناظری و هوش سرشار وی در نحوه ادای کلمات برای بهتر شدن اثر را نباید نادیده گرفت.
برخلاف نسخه صوتی این آلبوم که ارتباط نزدیکی با مخاطب خود برقرار و او را غرق در یک موسیقی حَماسی ناب میکند نسخه تصویری آن نه تنها چَنگی به دل نمیزند که حتی مخاطب را از فضای حماسی آلبوم صوتی دور میکند. با وجود صرف هزینه های گزاف برای طرّاحی دکور، استفاده از نرم افزارهای سه بُعدی سازی برای طراحی بخشی از دکور به اندازه ای غیر حرفه ای است که زحمات تیم طراحی صحنه را از بین برده است. از طرف دیگر لب زنی (Lip-sync) ناشیانه شهرام ناظری در عین حال که حس برقراری ارتباط با اجرای زنده یک اثر را از مخاطب میگیرد نشان میدهد که ناظری هر قدر که خواننده خوب و توانایی باشد بازیگر ناواردی است. به موارد فوق کارگردانی و تَصویر برداری ضعیف را نیز بیافزایید. از آن رو نسخه تصویری این آلبوم نتوانسته در برقراری ارتباط با مخاطب خود موفق عمل نماید.
قطعاً دیدن اجرای کُنسرت این آلبوم با کیفیّت بالا نه تنها برای مخاطب جذاب تر بوده و ارتباط نزدیکی با یک اجرای زنده برقرار میکند که میتواند به عنوان آرشیو تصویری ماندگار از کنسرت خواننده ای محبوب نیز سالها مورد استفاده علاقه مندان قرار گیرد. نمونه های موفق فراوانی را میتوان مثال زد که آهنگساز به همراه نسخه صوتی آلبوم خود نمونه ای از کُنسرت تصویری همان آلبوم را در قالب یک بسته شکیل به مخاطب ارائه داده، کنسرت ”شهرام ناظری و لوریس چکناواریان“و یا کُنسرت ”یاد باد“سیامک آقایی و سالار عَقیلی نمونه هایی هستند که میتوان از آنها یاد کرد. طرّاحی جلد کاور نیز به هیچ وجه مناسب نام خواننده و اثَر نیست، قطعا طرّاحان این آلبوم میتوانستند با اندکی خلاقیّت بجای استفاده از چند عکس بی کیفیّت تکراری که نمونه مشابه آن را در فضای مجازی به وفور میتوان یافت از طراحی هایی حرفه ای تر بَهره برند.
اما، استفاده از “مقامات موسیقی کردی” از نکات بارز آلبوم است، آهنگساز توانسته بواسطه وقوف کاملی که به مقامات کُردی دارد، از آنها در نزدیک کردن شعر با مخاطب بهره ببرد، “مقام سَحَری” نمونه ای از مقامات کُردیست که در خروشیدن و “قیام کاوه” از استفاده شده و پیام قصه کاوه را به مخاطب انتقال میدهد، همچنین استفاده صحیح و هنرمندانه از سازهای کوبه ای و ضَرب زورخانه ای باعث شده تا مخاطب تصویری مناسب از برافراشتن دِرفش کاویانی را مجسم کند. در این میان تحریرهای منحصر بفرد و آوازهای خاص ناظری این البوم را جذاب تر نموده است. با اینحال انتظار چندین ساله برای انتشار این اثر فُرصت مناسبی بود تا آهنگساز بتواند با دقت بیشتر بر روی ایراد کار و مرتفع نمودن آنها اثری ارزشمند تر را روانه بازار فرهنگی کشور نماید. مَع الوَصف و با وجود ایرادتی که در این آلبوم -وعمدتاً نُسخه تصویری آن- وجود داشت بایستی جسارت آهنگساز جوانش را در بهره بردن از اشعار فردوسی، تلفیق آن با مقامات موسیقی کردی و نیز استفاده بجا از قابلیتّهای صدای خواننده اثر ستود.
محمد جواد صحافی
آدرس کانال تلگرامی محمد جواد صحافی جهت پیگیری یادداشتها و مقالات حوزه موسیقی :
محمد جواد صحافی .