جرس :  استاد محمدرضا شجریان از طریق شرکت موسیقی  "دل آواز" با همکاری بنیاد رودکی و خانه موسیقی ایران که بازهم شجریان رئیس شورایعالی آن است، میزبان مراسم بزرگداشت زنده یاد پرویز مشکاتیان در سالمرگ او بودند. اما نگاهی به گزارشهای منتشر شده از این مراسم که شنبه 27 شهریور در تالار وحدت (رودکی) برگزار شد، نه تنها نشان می دهد که مطبوعات و خبرگزاریها چه محدودیتهائی برای گزارش چنین همایشهائی و نام بردن از شرکت کنندگان دارند، بلکه برخی از بزرگان فرهنگ و هنر ایران زمین برای یک خبرگزاری مانند "فارس نیوز" اصلا وجود خارجی ندارند تا جائیکه وقتی می خواهد گزارش آنرا بنویسید "لید" می زند: "به گزارش خبرنگار موسيقي فارس،‌ مراسم بزرگداشت پرويز مشكاتيان در تالار وحدت برگزار شد، اين مراسم با حضور آوا و آيين مشكاتيان،‌ محمدرضا درويشي،‌ محمد سرير،‌ محمدرضا شفيعي كدكني، عباس سجادي، ‌شهرام ناظري و تني چند از هنرمندان موسيقي و ادبيات برگزار شد"! خوب نباید از این گزارشگر پرسید پس استاد شجریان و خانم سیمین بهبهانی و دکتر صادق طباطبائی آنجا چه کار می کردند؟  

 

عباس سجادی هم که مجری مراسم بود، وقتی خواست کاری در جهت دل مردم انجام دهد، از شفيعي‌كدكني كه در مراسم حاضر بود سخن گفت و سخنانش را با دلتنگي يك ماهه برای ربنای شجريان در ماه رمضان ادامه داد و از آن دو خواست كه بايستند تا مردم آنها را ببينند و مردم به احترام آنان به تشویق ايستادند و سپس به روي سن دعوت شدند و چند ثانيه‌اي بدون اين‌كه سخنراني بكنند، روي صحنه ماندند و سپس بازگشتند. مجری که در صدا و سیمای ضرغامی مشغول به کار است، جرئت نکرد در کنار شجریان و دکتر شفیعی، ازخانم سیمین بهبهانی هم نام ببرد و اورا به روی صحنه بخواند تا مبادا مورد بازخواست قرار بگیرد. اما حاضرین در تالار این کم کاری را جبران کردند و هنگام ورود خانم بهبهانی همگی به احترامش بپاخاستند و ثانیه هائی طولانی برایش کف زدند، حتی شجریان و شفیعی کدکنی. در این همایش بسیاری از چهره های فرهنگی و هنری کشور حضور داشتند اما تنها مسئول دولتی که در این مراسم دیده می شد علی ترابی سرپرست دفتر موسیقی وزارت ارشاد بود! 

 

سکوت معنی دار مشکاتیان

 

به گزارش خبرگزاری مهر، سجادی در ابتدای این همایش غزلی سروده شفیعی کدکنی را در فراق پرویز مشکاتیان برای حاضران خواند: " ای دوست وقت رفتن و خاموشی ات نبود..." و گفت: "پرویز مشکاتیان یکی ازتاثیرگذارترین هنرمندان ایرانی است که آثار ماندگاری از خود به جا گذاشته است." و بعد از دکتر محمد سریر آهنگساز و مدیر عامل خانه موسیقی ایران دعوت کرد تا در مورد مشکاتیان سخن بگوید. دکترسریر در ابتدای صحبتهای خود با اشاره به این مطلب که امروزه و در شرایطی که مشکاتیان در بین ما حضور ندارد، صدایش بیش از زمانی است که بود اما سکوت معنی داری داشت، گفت: "ویژگیهای سنتور نوازی و احاطه این هنرمند بر هنر موسیقی بر کسی پوشیده نیست. او در حوزه شناخت موسیقی بسیار توانا بود و شیوه های سنتور نوازی، تنظیم و ارکستراسیون را به خوبی می دانست و به اعتقاد من اندیشه پرویز مشکاتیان و نگاهی که به هنر موسیقی ایرانی داشت جان تازه ای به موسیقی ملی بخشید که تاریخ موسیقی جایگاه وی را حفظ خواهد کرد."

 

وی در ادامه افزود: "درک زیبایی شناختی این هنرمند از موسیقی باعث شد که بسیاری از جوانان پس از تحمل یک دوره رخوت در هنر موسیقی سنتی بار دیگر با اشتیاق به این موسیقی رو کنند و همین مسئله نقطه عطف در موسیقی ایران بوده است و درست به دلیل ویژگیهای منحصربه فرد پرویز مشکاتیان است که خانه موسیقی در نخستین سال رقابتی برگزار شدن جشن خانه موسیقی جایزه ویژه مشکاتیان را ترتیب داده است و قرار است به بهترین قطعه ضربی که برپایه  ریتمهای بدیع و خاص نواخته شده است جوایزی اهدا شود و پس از آن به بهترین سنتور نواز تندیس جشن خانه موسیقی تقدیم شود."

 

پس از پایان صحبتهای مدیرعامل خانه موسیقی، نماهنگی از زندگی و آثار پرویز مشکاتیان پخش شد و در ادامه سه نوازی رامین صفایی (سنتور)، جمشید صفرزاده (تندر) و کامران یعقوبی (تنبک)اجرا شد. پس از این اجرا محمدرضا درویشی موسیقی دان سرشناس و دوست و همکلاس دوران دانشگاه پرویز مشکاتیان به روی صحنه آمد و گفت: "یکسال از رفتن پرویز مشکاتیان می گذرد و رفتن او نه تنها برای ما بلکه بسیاری از دوستان او هنوز غیر قابل باور است و صدای طنین انداز گفتار او در چهره نجیب و صدای سنتورش در گوش ما همیشه می پیچد و این در حالی است که من به اعتبار 36 سال زندگی و دوستی که با پرویز داشتم شاهد سکوت روحی او بودم."

 

وی در ادامه صحبتهای خود به تقسیم بندی دوره های مختلف زندگی پرویز مشکاتیان اشاره کرد و گفت: "دوره نخست زندگی پرویز مشکاتیان تا سن 18 سالگی بود که زیر نظر پدر و معلم اش حسن مشکاتیان نواختن سازهای مختلف چون دف، تنبک، ویولن، سنتور، سه تار و تار را تجربه کرد در واقع دوره نخست زندگی پرویز در این زمان پایه گذاری شد. درسال 1353 من و پرویز با هم در کنکور دانشگاه تهران قبول شدیم و آشنایی من با این هنرمند به اتاق آزمون عملی دانشکده موسیقی برمی گردد. حضور او در دانشگاه و آشنایی با دکترداریوش صفوت و نورعلی خان برومند فصل تازه ای در زندگی حرفه ای موسیقایی او باز کرد و کمی بعد به دعوت صفوت به مرکز حفظ و اشاعه موسیقی راه بافت و توانست با آخرین بازمانده های موسیقی ایرانی ارتباط برقرار کند و رفته رفته پرویز مشکاتیان به عنوان یک چهره شناخته شده مطرح شد."

 

دینی که نهادهای دولتی باید اداکنند

 

درویشی در ادامه صحبتهای خود به فعالیتهای مشکاتیان در مرکز حفظ و اشاعه اشاره کرد وگفت : "ورود پرویز مشکاتیان به مرکز حفظ و اشاعه باعث شد تا گروههای کوچک موسیقی تشکیل شود که برخی از این گروهها در جشن هنر شیراز مطرح شدند. با تشکیل گروه عارف زیرنظر هوشنگ ابتهاج دوران جهش پرویز فرا رسید و در ادامه آشنایی او با بزرگ مرد آواز ایران استاد محمدرضا شجریان زندگی موسیقایی او تغییر کرد و حاصل آن خلق آثار ارزشمند در حوزه موسیقی ایرانی بود." وی در ادامه افزود : "پرویز از معدود هنرمندانی بود که به ابعاد مختلف اشعار کلاسیک فارسی آشنا بود و با شاعران معاصر دوستی و الفت بسیار داشت. یکی دیگر از ویژگیهای پرویز مشکاتیان این بود که بعد از فراگرفتن ردیف موسیقی دستگاهی ایران متوجه شد که از این ردیف باید در جهت خلق آثار ارزشمند موسیقایی استفاده کند به همین دلیل هیچگاه ردیفها را در آثار خود تکرار و مشق نکرد، از آن عبور کرد و به ابداع رسید."

 

سازنده سمفونی "کلیدر" افزود : پرویز مشکاتیان خیلی زود پا به عرصه حرفه ای موسیقی گذاشت و خیلی زود شهره موسیقی ایران شد و خیلی زود هم رفت. به اعتقاد من پرویزمشکاتیان دین خود را به فرهنگ و موسیقی این سرزمین ادا کرد و تاریخ موسیقی ایران هم گواه این مطلب است. از سوی دیگر، مردم و جامعه موسیقی هم دین خودشان را به فرهنگ مملکت ادا کرده اند اما این سئوال پیش می آید آیا نهادهای فرهنگی و دولتی دین خود را به فرهنگ ایران ادا کرده اند؟ جواب من به این سوال منفی است" درویشی در بخشی از صحبتهای خود به خوابی که دیده بود اشاره کرد و گفت: "بعد از رفتن پرویز سه خواب دیدم. در یکی از خوابها دیدم که در یک کوچه - که احتمالا کوچه ای بود که خانه من و پرویز در آن قرار داشت- در یک خانه مراسم ختمی  برای پرویز برپا بود و در خانه دیگر من و پرویز نشسته بودیم و درباره تازه ترین اثری که ساخته بود صحبت می کردیم و بعد مثل همیشه بحث ما بالا گرفت و من گفتم مگه تو نمردی؟ و در همان لحظه پرویز با شیطنت خاصی که داشت گفت من زنده هستم و آنها سرکارند"!

 

پس از پایان صحبتهای درویشی، نماهنگی از ناگفته های پرویز مشکاتیان پخش شد و پس از آن دو نوازی سه تار بهداد بابایی (خواهر زاده مشکاتیان) و کمانچه نوازی شروین مهاجر برگزار شد.  آوا مشکاتیان (دختر پرویز) در صحبت کوتاه خود ضمن سپاس ویژه از محمدرضا شفیعی کدکنی برای حضور در این مراسم گفت : "سپاس پروردگار را که اگر امید و همراهی مردم عزیز نبود من و آیین نمی توانستیم غم از دست دادن پدر را تحمل کنیم." آنگاه آئین با تنبک به همراه شاگرد برگزیده پدرش سیامک آقائی (سنتور) روی صحنه آمد تا آواز دائی خود همایون شجریان را در برنامه پایانی همایش، همراهی کند.