جان مریم چشماتو وا کن . . .
هیچ وقت از یاد نمیبرم زمانی را که در دوران جوانی ام با دوستان آن زمان به یک پیاده روی رفتیم ، از زنجان تا سی سنگان . سفری سخت اما دلنشین . فضای سبز اطراف روح و جانمان را صیقل میداد و از سختی و صعوبت صعود و فرو میکاهید . در این مکانها همیشه خداوند را بیشتر از پیش میشناسم و عبادتش میکنم . بوسه بر خاک و برگش میزنم و بر سجده میروم و ازو تشکر مینمایم و بر عظمت او پی میبرم . اما همیشه در این مواقع عادتی داشته ام از ابتدای دوران جوانی ام تا کنون که البته نیک میدانم عادات بسیاری از هم نسلان من است . موسیقی ، این یار جدایی ناپذیرم ، بدون موسیقی هیبچگاه زندگی برایم معنا نداشته و نخواهد داشت .
هر گاه در دفتر خاطرات ذهنم آن سفر را مرور میکنم موسیقی هایی که در آن پیاده روی میهمان دلهامان بود تا خستگی را از تن مان بزداید به یاد می آرم ؛ " کیه کیه در میزنه من دلم میلرزه .... " ، " ای عشق من کو عهد و پیمانت ، آواره شد مرغ غزلخوانم " قطعاتی که متناسب حال و هوای جوانی مان بود و همه پسند . " ای دوست قبولم کن و جانم بستان ، مستم کن و از هردو جهانم بستان ..." این قطعه تنها مختص خلوت شبانه ام بود ,
اما خاطره انگیز ترین شان که بسیار هم دوستش داشتم " نازنین مریم " بود ، " جان مریم چشماتو واکن ، منو صدا کن ؛ شد هوا سپید در اومد خورشید وقت اون رسید که بریم به صحرا ... "
دیشب خبری شنیدم که سخت متاثرم کرد ، یکی دیگر از گلهای موسیقی ایران مان پرپر شد ، محمد
نوری خالق آثار جاودانه ای چون نازنین مریم در سن 81 سالگی دار فانی را وداع گفت و به حقیقت پیوست ،
بی گمان میتوان وی را به عنوان یکی از هنرمندان صاحب سبک موسیقی دانست ، موسیقی زیبا و دلنشین او از برداشتی بود از هنر موسیقی کلاسیک غربی و تلفیق آن با اشعار ناب و زیبای فارسی ، طبع پر احساس او همیشه در خوانندگی اش موج میزد ، " نمیشه غصه ما رو یه لحظه تنها بذاره ؛ نمیشه این قافله ما رو تو خواب جا بذاره . . . " شعری زیبا از مرحوم حسین منزوی با آهنگی دلنشین از استاد محمد سریر که صدای محمد نوری آن را جاودانه نمود .
در بین مردم به دلیل عشق اش به میهن و وطن ؛ هماره به عنوان هنرمندی ملی مطرح بود ترانه های ماندگار او برای وطن فراموش ناشدنیست : " ای دیار خوب من ؛ همیشه جاوید ؛ ای شکوه بی کران ؛ همیشه خورشید ؛ من زمین تشنه ام ، تویی تو باران ؛ من خزانی بی فروغ ، تویی تو بهاران . . . "
" سرزمین خورشید " ، " ای دیار خوب من " و " ای وطن از جمله ترانه های ملی میهنی این خواننده بزرگ بودند.
او عقیده داشت که موسیقی سنتی ایران با پیروی از سرمشق نیما یوشیج که با خلاقیت و جسارت شعر فارسی را دگرگون کرد ، باید در راه تحول بنیادین گام بردارد .او خود نیز در این راه قدمهایی را برداشت ، آلبوم " در شب سرد زمستانی " با آهنگسازی فریبرز لاچینی نمونه ای از آثار محمد نوری بود که با اشعار نیما یوشیج اجرا گردیده بود .
محمد نوری نیز رفت و در کنار مشکاتیان و پایور و جنگوک و باغچه بان و ترقی و منزوی و ... بسیاری دیگر آرام گرفت ، خوابید و از این دنیای سراسر دروغ و نفرت و پلیدی رهایی جست تا صدایش ابدیتی باشد ، باقی و جاودان .
او رفت اما خاطرات من با صدای آن یار غایب در آن سفر هیچگاه از بین نمیرود و هر بار که این موسیقی زیبا را گوش فرا میدهم ؛ به یاد آن روزهای زیبا خواهم افتاد . بسیارند همانند من که با صدای گرم محمد نوری خاطراتی دارند که هیچگاه از دل و جانشان زدوده نخواهد شد .
باری دیگر یکی از بزرگان موسیقی و هنرمان پرپر شد و ما هنوز در انتظاریم تا در سوگ هنرمندی دگر نشینیم . . .
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
مرده آنست که نامش به نکویی نبرند
خدایش بیامرزد. . .
محمد جواد صحافی
دهم مرداد ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و نه
خبر تکمیلی :
پیکر خوش آوای استاد محمد نوری فردا ساعت 9/5 از جلوی تالار وحدت تشییع می شود... بیایید بازگشتش به خاک را ما ماندگار کنیم
محمد جواد صحافی .