رابطه‌ی «محمدرضا شجریان» - که به نوعی مهم‌ترین شخصیت موسیقی کشور در حال حاضر شناخته می‌شود - با اهالی مطبوعات در تابستان سال گذشته طی جلسه‌ای در مجموعه‌ی آسمان (فرهنگستان هنر) که به دلیل دلخوری خبرنگاران از نحوه‌ی برخورد برگزارکنندگان کنسرت ایشان برقرار شده بود، عملاً وارد مرحله جدیدی شد و استاد آواز ایران که پیش از آن بیش از هر هنرمندی از جامعه رسانه‌ای دوری می‌کرد، رابطه‌ی نزدیک‌تری با مطبوعاتی‌ها  برقرار کرد تا جایی که امسال اولین نشست خبری در حوزه‌ی موسیقی به میزبانی شجریان و در دفتر شخصی ایشان برگزار شد. هرچند که به نظر می‌آمد هدف برگزاری این نشست اطلاع‌رسانی در زمینه‌ی برگزاری کنسرت‌های شجریان و گروه شهناز در شش ماه اول امسال و همچنین رونمایی از آلبوم جدید «آه! باران» بود؛ اما نکته‌ای که بیش از هر چیز می‌توان به آن توجه کرد صحبت‌های شجریان پیرامون سازسازی و تجربیاتش در این زمینه برای اهالی مطبوعات است.

شجریان که در پاییز سال گذشته و پس از سخنرانی جنجالی‌اش پیرامون سازسازی در جشن خانه‌ی موسیقی، این مقوله‌ی فراموش شده را به چالشی بزرگ تبدیل کرده بود، این بار از اهالی مطبوعات دعوت کرد تا ضمن پرده‌برداری از آخرین دستاوردهای خود در صنعت ساخت ساز، بر نظریات بحث‌برانگیزش پیرامون ساختمان سازهای ایرانی و فیزیک صدا در آنها تاکیدی دوباره داشته باشد، با این تفاوت که این‌بار با منطقی استوارتر سعی بر تبیین نظریات خود داشت تا متخصصین سازسازی در ایران را که پس از صحبت‌های گزیده و تیتروار شجریان در جشن خانه‌ی موسیقی عکس‌العمل‌هایی نشان داده بودند، کمی قانع کند.

شاید بتوان نظریه‌ی شجریان درباره نحوه‌ی تولید صدا در ساز را در این عبارت خلاصه کرد که استاد آواز ایران معتقد است صدای هر ساز پرداخته‌ی سیم و پوست (و یا صفحه) هر ساز است و کاسه ساز در این میان تنها نقش تقویت‌کننده‌ی صوتی یا به قول ایشان آمپلی‌فایر را دارد. هرچند این بار شجریان با اضافه کردن این جمله که «اگر یک دستگاه پخش صوت، آمپلی‌فایر خوبی نداشته باشد خیلی از جزییات صدا به وضوح شنیده نمی‌شود...»، به تصحیح یا شاید بهتر باشد بگوییم که تعدیل نظریه خود دست زد اما با نمایش تار بدون کاسه‌ای که توسط «بوستانی» ساخته شده گامی در جهت اثبات نظریه‌ی خود برداشت. در این شرایط باید دید این‌بار پاسخ متخصصین سازسازی به اظهارات استاد آواز ایران و تار بی‌کاسه‌ای که در منصفانه‌ترین شکل قضاوت صدایی مستقل از تار دارد، چیست؟

حال اگر گستره‌ی نگاهمان را بازتر کنیم، می‌توانیم از اظهارات شجریان به مهجوریت مقوله‌ی سازسازی در ایران پی‌بریم. قطعاً مهم‌ترین و بحث‌برانگیزترین بخش اظهارات استاد آواز ایران در این باب، نظریه‌ی یاد شده ایشان است. اما اینکه موسیقی ایران از فقر تنوع رنگ و تمبر صوتی رنج می‌برد، اینکه بسیاری سازهای ما به خاطر مشکلات و ایراد‌های ساختاری از لحاظ کوک، قرارگیری در گروه و حتی بعضاً نوازندگی دچار نقصان هستند، بی‌شک مسایلی قابل تامل‌اند که سال‌هاست به دلیل شرایط پیچیده‌ی موسیقی در جامعه و همچنین تعصبات کورکورانه‌ی اهالی موسیقی دچار بی‌توجهی شده‌اند و طی سی سال گذشته تنها  با تلاش‌های بی‌ادعا و بی‌سروصدای «ابراهیم قنبری‌مهر» روبه‌رو بوده‌است. تلاش‌هایی که هیچ‌گاه آن‌طور که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفت و همواره در سایه‌ی فروتنی این استاد یگانه باقی ماند.

اکنون مساله این نیست که شجریان درست می‌گوید یا خیر؟ آیا کاسه‌ی ساز فقط آمپلی‌فایر هست یا خیر؟ آیا یک خواننده در سطح شجریان می‌تواند در جایگاه یک سازنده‌ی ساز قرار بگیرد، صحیح است یا خیر؟ آیا ساختن ساز جدید برای موسیقی ایرانی ضرورت دارد یا خیر؟.. هیچ کدام این سوال‌ها اهمیت چندانی ندارد. مهم این است که می‌دانیم سازهای رایج ما دچار کاستی‌ها و نقص‌هایی است که بدنه‌ی موسیقی را آزار می‌دهد. سال‌هاست که بسیاری از استادان موسیقی ایران از سخت کوک شدن تار می‌نالند، از ناکوکی کمانچه‌ها در گروه گله می‌کنند و سازهایی که در محدوده‌ صدای باس نمی‌گنجند - مانند عود و تار باس و رباب - را به جای سازهای بم استفاده می‌کنند و هرگاه در این باب بحثی در می‌گیرد، یا پشت دیوار سنت جا می‌مانند و یا سیل بدبینی آنها را غرق می‌کند.

این که به واسطه‌ی شهرت شجریان بار دیگر مقولات پراهمیت اما فراموش‌شده‌ی موسیقی ما بر سر زبان‌ها افتاده و محملی برای بحث‌ ایجاد شده را باید به فال نیک گرفت. می‌توان از بحث‌ها نتیجه گرفت. می‌توان از این فرصت استفاده کرد و با دیدی واقع‌بینانه و با هدف پیش‌بردن روند تکامل موسیقی ایرانی بحث‌های نتیجه‌بخشی را به راه انداخت و چالش‌ها را به سرانجامی مطلوب رساند. می‌توان اظهارات این چنینی از سوی یک فرد شناخته شده را طرح مساله‌ای دانست که با منطق با آن به بحث نشست. بحثی که در آن قرار نیست کسی، کسی را شکست دهد...
 
منبع : فرهنگ و آهنگ - بهرنگ تنکابنی