محمدرضا شجریان - 40 سال آواز - 40 سال دلتنگی
محمدرضا شجریان کسی نیست که تا کنون از او زندگی نامه و عکس و پوستر و مقاله و شرح حال و
مانند اینها منتشر نشده باشد و در دسترس علاقه مندانش قرار نگرفته باشد ... اما به راستی چه دلیلی دارد که عده ای ( برخی = بعضی = نه تمام افراد ) از ایرانیانی که به موسیقی سرزمینشان علاقه مندند و البته دستی هم از دور بر شیوه و علم و چگونگی موسیقی دارند، او را تا جایگاه خدایی بالا می برند ؟ منظور از جایگاه خدایی تقدس و خدای ناکرده شبیهی به ذات لایزال الهی نیست ... بلکه بی مانندی و کم نظیری مقصود است...
مناسب است برای اینکه هم معنای صحبت روشنتر شود و هم برخی دوستانی که کم حوصله هستند و سریع عصبانی و آشفته می شوند و بنای خرده گیری می گذارند راحتتر منظور و مقصود من را بفهمند، حافظ را در ادبیات مثال بزنم ...
اهالی ادبیات، خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی را در شعر به سبک عراقی، در جایگاه خدایی می دانند ... به بیان دیگر، می گویند که حافظ، قله شعر عراقی است، و تا کنون شاعران و سرایندههای فارسی زبان، نتوانستهاند شعری بسرایند که از لحاظ مفهوم، زیبایی آهنگ و وزن، سرشاری از آرایهها و تکنیکهای ادبی، استفاده از صور خیال و عاطفه، و ارتباطات زنجیری کلمات، حتی به شعر حافظ نزدیک باشد ... برخی ابیات حافظ، ضمن اینکه معنای بسیار عمیق و قابل تاملی دارند، در نهایت ایجاز و با بهره گیری از زیباترین شیوههای پیوند کلمات خلق شدهاند ... گاهی گفتهاند سعدی و حافظ دو قله هستند، که بسیاری از شاعران دیگر ( مانند خواجوی کرمانی ) که در فاصله زیست این دو شاعر سعی کردهاند اشعاری بسرایند، قربانی شدهاند ... در واقع به مانند دو قله که میان آن دو قله دره و فرورفتگی ایجاد می شود و دیگران در این دره گرفتار آمدهاند ...
محمدرضا شجریان به نظر عده ای، امروزه در موسیقی ایران در چنین جایگاهی قرار دارد ... والبته به نظر عده ای دیگر که نظر آنها هم محترم است اصلا در چنین جایگاهی نیست و هنرمندی است مانند دیگران ... برخی بزرگان هم معتقدند که شجریان عصاره بهترینهای اساتید گذشته است و چه بسا از بسیاری از اساتید نامی ( که سالهاست دار فانی را وداع گفتهاند ) نیز برتر باشد ... اما برای این گفته چه دلایلی می توان آورد ؟ ابتدا خوب است به این کارنامه نگاه کوچکی بیندازیم :
گلبانگ (آلبوم دونواره)، سال اجرا 1356، سال انتشار نوار 1357، سال انتشار سی دی 1384
پیغام اهل راز( شامل دو نوار راز دل و انتظار دل)، سال اجرا 1358، سال انتشار 1359
چهارگاه با فرهنگ شریف، سال انتشار 1362
بیداد، سال اجرا 1361، سال انتشار 1364
سر عشق( ماهور)، سال اجرا 1361، سال انتشار 1365
آستان جانان، سال اجرا 1362، سال انتشار 1365
نوا (مرکب خوانی)، سال اجرا 1361، سال انتشار 1365
کنسرت شور (تالار وحدت)، سال اجرا 1367
دستان، سال اجرا 1366، سال انتشار 1367
دود عود، سال اجرا 1366، سال انتشار 368
سرو چمان، سال اجرا در آمریکا 1369، سال انتشار 1370
پیام نسیم، سال اجرا در آمریکا 1369، سال انتشار 1370
دل مجنون، سال اجرا در آمریکا 1369، سال انتشار۱۳۷۰
خلوت گزیده، سال اجرا 1358، سال انتشار 1370
دلشدگان، سال اجرا 1370، سال انتشار 1371
آسمان عشق، سال اجرا 1358، سال انتشار۱۳۷۱
یاد ایام، سال اجرا 1371، سال انتشار۱۳۷۴
چشمه نوش، سال اجرا در فرانسه 1374، سال انتشار۱۳۷۴
جان عشاق، سال اجرا 1364، سال انتشار۱۳۷۴
گنبد مینا، سال اجرا 1364، سال انتشار۱۳۷۴
همایون مثنوی، سال اجرا 1362، سال انتشار۱۳۷۴
ساز قصه گو، سال اجرا 1359، سال انتشار۱۳۷۵
در خیال، سال اجرا 1374، سال انتشار۱۳۷۵
عشق داند ( ابوعطا)، سال اجرا 1359، سال انتشار۱۳۷۶
رسوای دل، سال اجرا در دبی 1375، سال انتشار۱۳۷۶
شب وصل، سال اجرا 1376، سال انتشار۱۳۷۶
معمای هستی، سال اجرا در کلن 1376، سال انتشار۱۳۷۶
راست پنجگاه، سال اجرا 1355، سال انتشار۱۳۷۷
چهره به چهره، سال اجرا 1356، سال انتشار۱۳۷۷
شب، سکوت، کویر، سال اجرا 1376، سال انتشار۱۳۷۷
سرو چمان، سال اجرا در کارلسروهه 1368، سال انتشار۱۳۷۷
پیام نسیم، سال اجرا در لوزان 1368، سال انتشار۱۳۷۷
آرام جان، سال اجرا 1377، سال انتشار۱۳۷۸
تلاوت 1 و 2، سال اجرا 1361، 1358 و 1357، سال انتشار۱۳۷۸
آهنگ وفا، سال اجرا 1378
زمستان است، سال انتشار 1379
بی تو به سر نمی شود، سال انتشار 1381
فریاد، سال انتشار 1382
دی وی دی کنسرت همنوا با بم، سال انتشار 1383
جام تهی، سال انتشار 1384
این کارنامه بلند بالا که ناقص نیز هست، نام برخی از آْلبومها و آثار استاد شجریان است ... نامهایی که شما در عرض چند ثانیه خواندید، برخی شان در زمره شاهکارهایی که تا کنون تکرار نشدهاند قرار دارند ... برخی از این آثار سالهاست به عنوان منابعی آموزشی و مراجعی قابل رجوع برای اهالی آواز قرار دارند ( مانند عشق داند که مرجعی است برای ابوعطا ) ... برخی از این آثار مانند دستان، پرونده یک دستگاه را بستهاند و هنوز که هنوز است نوآوری و خلاقیتی که دلنشینتر باشد در آن دستگاه خاص نشنیدهایم ... محمدرضا شجریان در طول بیش از 4 دهه ( چهل سال ) که شب و روزش به بررسی دستگاهها و گوشهها و شیوههای موسیقی ایرانی گذشته است، امروزه کارنامه ای درخشان و الحق شنیدنی دارد ... گرچه که شنوندگان آثار استاد شجریان از همه اقشار و طبقات نیستند ... در مطلبی که چند سال پیش روزنامه همشهری منتشر کرده بود آمده بود که شنوندگان آثار شجریان معمولا از فرهنگیترین اقشار جامعه هستند ( که البته در همه قواعد کلی استثناها نیز وجود دارند )، که این البته عیب نیست ... چرا که خوانندگان و دوستداران آثار دکتر سروش، ژان پل سارتر، بتهون، شوپن، دکارت، هگل، علینقی وزیری، و بسیاری از روشنفکران و هنرمندان متفکر نیز همه اقشار نبودهاند و نیستند ... اما استاد شجریان چه ویژگیهایی داشتهاند که امروزه بر جایگاه فعلی شان قدم دارند ؟ سالها پیش مصاحبه کنندگان با استاد شجریان نام کتاب خود را " راز مانا " نهادند ... اما به راستی راز این مانایی چیست ؟ پاسخ این سوال اصلا و ابدا از بنده سراپا تقصیری چون من بر نمی آید ... چون وظیفه ای است که از عهده متخصص و کارشناس زبده موسیقی شناس هنردوست برمی آید ... من نظرات شخصیام را می توانم بگویم:
1) آشنایی با ادبیات و فرهنگ ادبی فارسی :
متاسفانه اکثر اساتید چه بسا شهیر و نامی موسیقی ما در قدیم، افرادی زیاد باکمالات و فضائل نبودهاند ... این سخن من نیست و با مطالعه کتاب سرگذشت موسیقی ایران نوشته مرحوم روح الله خالقی و یا موسیقی ایران نوشته دکتر ساسان سپنتا به این نکته می توان پی برد ... به همین دلیل اکثر آوازخوانان موسیقی ایرانی گاهی درک درستی از شعری که انتخاب می کنند و می خوانند نداشتهاند ... و خواننده ای که خود به درستی شعری که می خواند را با همه ظرایف و نکاتش درک نکرده باشد نمی تواند آن را طوری بخواند که معنای شعر به شکلی دقیق و درست منتقل شود ... شاید منظور من روشن نشده باشد ... ببینید ... در تمام زبانهای دنیا " استرس " یا "فشار " یا " تکیه " در زبان عامل مهمی است ... مثلا در جمله من تشنه هستم، اگر فشار را روی من بگذارید، یعنی شخص دیگری تشنه نیست و این من هستم که تشنه هستم ... اما اگر فشار را روی تشنه بگذارید، یعنی من گرسنه یا خسته نیستم، بلکه تشنه هستم ... که فارسی زبان به طور ناخودآگاه و در اثر زندگی در جامعه فارسی زبان قاعده درست را بسته به منظوری که دارد رعایت می کند ... اما آنگاه که صحبت از دکلمه یا آواز شود، ناگهان اشخاصی معروف می شوند .... چرا ؟ چون جملات را درست و با تکیههای درست ادا می کنند ... در آواز، بسیار مهم است که شعر چگونه ادا شود که اصطلاحا معنی قربانی نشود و معنای درست منتقل گردد ... گاهی اگر به آوازهای اساتیدی حتی چون مرحوم تاج اصفهانی گوش بسپارید ... جملات همگی یکنواخت و یک شکل پشت سر هم خوانده می شوند و احساس شعر اصلا مطرح نیست ... استاد شجریان به درستی شعری که می خواند را می شناسد ... حزن و اندوه، شادی و نشاط، عرفان، لذت، تفکر و فضای حسی شعر را درک می کند و به زیباترین شکلی آواز را می خواند ... به طور مثال در عبارت " این جامها که از پی هم می شوند تهی " فشار باید روی " تهی " باشد ... چون منظور چیز دیگری نیست ... استاد حتی در مواردی که ابیاتی مشکل انتخاب می کنند حتما با ادیبان و استادانی مشورت می کنند که مثلا تلفظ این کلمه چگونه و به شکلی است که به شعر لطمه نخورد ... آشنایی با فرهنگ ادبیات فارسی خود به تنهایی باعث بسیاری مزایای دیگر از جمله انتخاب گوشه مناسب و متناسب با معنی، انتخاب شعر خوب و ... می شود که در پی می آید .
2) انتخاب شعر با مفهوم و حس دلنشین :
این مورد البته بسیار به همان مورد اول مربوط است ... اما ظرایف دیگری نیز دارد ... درک درست از ادبیات باعث می شود تا شعری مناسب و سنگین و فاخر انتخاب شود ... که در عین زیبایی خالی از معنی نیز نباشد و مفهوم و حس هنرمند را داشته باشد و بتواند با ذهن و ضمیر شنونده نیز ارتباط برقرار کند ... در اینجا از مثال آوردن باید پرهیز کنم زیرا ممکن است موجبات اشاره به شخص خاصی شود و دوستان دیگر را بیازارد ... اما مثلا واقعا برای زلزله بم، زیباتر از این می شود خواند : " برسان باده که غم روی نمود ای ساقی / این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی ....... بس که شستیم به خوناب جگر جامه جان / نه از او تار به جا ماند و نه پود ای ساقی ...... " یا مثلا برای بیان عقاید و نظرات شخصی آیا بهتر از این بیت می شد انتخاب کرد : " من از آن گذشتم ای دوست که بشنوم نصیحت / برو ای فقیه با ما مفروش پارسایی ".
3)انتخاب دستگاه و گوشه مناسب با فضای حسی شعر :
که این مورد به دو چیز بستگی دارد. یکی ذوق هنری و صافی دل و پاکی ضمیر شخص هنرمند که ادراکات حسی درست و دلپذیری داشته باشد ... و دیگری آشنایی با مبانی موسیقی ای که میخواهد اجرا کند.
4)اجرای قدرتمند و بی نقص شعر در دستگاه انتخاب شده و خلاقیت بی نظیر فردی:
این مورد شاید یکی از بخشهایی است که استاد شجریان را منحصر به فرد می کند ... شاید سالها تمرین و ممارست و ریاضتی که استاد محمدرضا شجریان کشید را اگر هر شخص دیگری نیز داشت به همین مرتبه می رسید یا نمی رسید ... زیرا همه چیز در تمرین و ممارست نهفته نیست ... چنانچه اگر به جای نیوتن شخص دیگری زیر درخت سیب نشسته بود و سقوط سیب را می دید شاید بیخیال سیب را برمی داشت و گاز می می زد و اصلا به مخیله اش هم خطور نمی کرد که چرا سیب بالا نرفت !!! بنا بر این نمی توان نقش استعداد و قدرت ذاتی و در یک کلام نعمت خدادادی و عطای الهی را نادیده گرفت ... البته تمامی نعمتها و استعدادها و تواناییهایی که از طرف باری تعالی به انسان خاکی داده شدهاند امانتی هستند که انسان باید از آن به شکلی درست بهره بگیرد ... در این میان استاد شجریان با بهره گیری از استعداد و توانایی که خداوند مهربان به ایشان عطا کرده است و نیز پیوند زدن این استعداد با سخت کوشی و پشتکار و تلاش، امروزه آوازی را می خواند که می تواند با عمیقترین لایههای وجود انسان ارتباطاتی پیچیده و صمیمی برقرار کند ... نکته اینکه گاهی کسانی خرده می گیرند که ردیف خوانی و مطابق ردیف اجرا کردن کار ساده ای است و بسیاری دیگر نیز این کار را خوب انجام می دهند ... اما استاد شجریان هیچگاه ردیف خوانی نکرده است، اینکه آوازی در مایه ای اجرا شود دلیل نیست که عینا مطابق ردیف خوانده شود ... ردیف خوانی کار هنرجویان آواز است نه یک استاد ... استاد شجریان با خلاقیت هنری سرشار به قول خودشان گاهی در لحظه آهنگسازی می کنند و تحریرهایی اجرا می کنند که فوق العاده هنری هستند ... بدین مفهوم که اوج بودن یا رسا بودن چیز با ارزشی نیست، بلکه تحریر هنری و از لحاظ ملودی ارزشمند است ... شجریان به همین سبب است که آواز را دلنشین و با حزنی دوست داشتنی می خواند ...
5) همکاری با هنرمندان واقعی و صاحب سبک :
البته این مورد را در نوشتههای بعدی به تفصیل بیان خواهم کرد ... اما مسلما همه ما به این جمله اعتقاد داریم که بذر خوب اگر در خاک خوب کاشته نشود ثمری نخواهد داشت ... یک اثر هنری اگر فردی نباشد، نتیجه جوشش ذوق چندین انسان است که به یک همگونی در فکر و هدف رسیدهاند و هر کدام از اجزای این پازل را که بخواهیم حذف کنیم و نبینیم، کل پازل ناقص خواهد شد ... محمدرضا شجریان به تنهایی هرگز به این جایگاه نمی رسید ... بلکه انتخاب درست همنشینان و هم صحبتان است که شخص را به مراتبی بالاتر می رساند ... اگر روزگاری شجریان در کنار استاد پرویز مشکاتیان نمی نشست، امروزه هرگز دستان و دودعود را نداشتیم ... امروزه بسیاری از خاطرات خوبی را که با صدای استاد گره زدهایم نداشتیم ... اگر شجریان، لطفی را برای دوستی انتخاب نمی کرد، خبری از چشمه نوش و عشق داند نبود ... و اگر شجریان در کنار افرادی چون داریوش طلایی(تار و سه تار)، حسین علیزاده(تار و سه تار )، محمد موسوی (نی)، جمشید عندلیبی (نی )، استاد بهاری (کمانچه )، داریوش پیرنیاکان (تار)، جمشیدعندلیبی (نی)، سعیدفرجپوری ( کمانچه )، فرهنگ شریف ( تار) و بسیاری دیگر که همگی روشن اندیش و روشن بین بودند نمی نشست و همدلانی چون حافظ ،سعدی، عطار، مولوی، بابا طاهر، فریدون مشیری، اخوان ثالث، عارف، شیدا و ... برنمی گزید، امروز شجریان نداشتیم ... یا شجریان داشتیم اما استاد شجریان نداشتیم ... همانند بسیاری دیگر از هنرمندانی که همنشین بد برگزیدند و راه را مستقیم نرفتند .
6)کیفیت ارائه آثار :
این یکی از مواردی است که همواره از آثار محمدرضا شجریان دیدهایم ... با گذشت سالها و پیشرفت تکنولوژیهای چاپ و بسته بندی، کیفیت ارائه آثار استاد نیز پیشرفت کرده است. نکته ای که همواره مورد توجه شجریان بوده است اینکه همیشه نام آهنگسازان و خالقان اصلی موسیقی، شاعر، نوازندگان و دیگر صاحبان معنوی اثر ارایه گردد. همچنین تا جایی که شده است معمولا اشعار مجموعه نیز به همراه آلبوم موجود هستند ( به خصوص در سی دیها که فضای بیشتری برای ارائه متن هست ). کیفیت صوتی قابل قبول ( با وجود اینکه اکثرا اجراهای زنده صحنه هستند ) و نیز قیمت قابل قبول ( هم اندازه با دیگر آثار موجود در بازار ) از عوامل موثر هستند.
7) عدم انحراف از مسیر صحیح زندگی و شخصیت فردی و سلوک اجتماعی + دقت و تیزهوشی و ذکاوت:
ذکاوت استاد عامل بسیار مهمی است ... در کارنامه هنری استاد که بالاتر آوردم، آثار زیادی را می بینیم که سال اجرا و ضبط آنها با سال انتشار آنها بسیار متفاوت است و تفاوت سالهای به قدری هست که بتوانیم ادعا کنیم عمدی در کار بوده است ... حتی آثار بسیار درخشان استاد مانند نوا و شب سکوت کویر بسیار جالب هستند ... در نوا، آوازی که جداگانه ضبط شده است ( با همنوازی نی استاد موسوی ) در کنار دیگر قطعات ضبط شده ( با نی جمشید عندلیبی ) قرار گرفته است و آلبومی شنیدنی را خلق کرده ... در شب سکوت کویر یکی از آوازهای مجموعه ( که باید حال و هوای محلی و مقامی داشته باشد ) سالها بعد از ضبط برخی قطعات دیگر ضبط شده است ... دقت استاد در کل سالهای هنری ایشان قابل بحث است ... اما ... نیفتادن در دامهایی که بسیاری از هنرمندان ( یا هنرمند نمایان ) دیگر در آنها افتادهاند نیز نباید فراموش گردد. به قول شاعر : شراب بی غش و ساقی خوش دو دام رهند / که زیرکان جهان از کمندشان نرهند ... استاد شجریان گرچه همیشه حاشیه داشته است اما هیچگاه خود خالق حاشیهها نبوده است ... بلکه سودجویی برخی ناشران و روزنامه داران و صاحبان مجلات و رسانهها باعث آن بوده است ... او همواره سعی کرده است از بازی و دخول در سیاست بپرهیزد تا مانع ادامه کارش نشود ( گر چه همه شنوندگان همیشگی آثار او به خوبی دیدگاههایش را می دانند ) ... شجریان با مردم هماهنگ بوده است ... گر چه در مورد هماهنگی استاد با مردم بحث و نقل زیاد هست اما وجود یک مدرسه در یکی از نقاط زلزله زده شمال کشور ( که بسیاری از وجود آن بی خبر هستند ) می تواند روشنگر باشد ... همچنین بم نیز مثال خوبی است ... نیز برخی آثار کلیدی استاد قابل بحث هستند ... یادم نمی رود روزی که استاد گفتند به خانه موسیقی می آیند تا هر کسی از مردم که خواست بیاید و از ایشان امضا بگیرد اما در عوض ایشان فقط پشت قبضهای کمک به بم را امضا می کنند ... یعنی قبضهایی با قیمتهای مختلف چاپ شده بود که مردم آن را می خریدند و استاد برایشان امضا می کرد ... آن روز از شدت ازدحام خیابان بند آمد ... و حسام الدین سراج و دیگر هنرمندان ( که نام نمی برم ) نیز صادقانه به میان آمدند و خود کار فروش قبضها و گرفتن امضا از استاد و تحویل به مردم را بر عهده گرفتند.
۸) و ... بسیاری دیگر ... که مجال نیست ... تا همینجا هم می دانم خسته شدهاید .... البته اگر اصلا تا اینجای نوشته را واقعا خوانده باشید !!!!
منبع : وب سایت طرفداران استاد شجریان
محمد جواد صحافی .