خوابهای طلایی اش را هیچگاه از یاد نخواهیم برد . آهنگهایی که روح و جان آدمی را با صدای دلنواز پیانو نوازش میدادند . یادش بخیر ....

ایکاش بازهم میشد بیاید و خوابهای طلایی را بنوازد . روز غم انگیزی بود برای جامعه موسیقی فقدان بزرگی که خواب طلایی اش جان عشاق را به درد آورد. چه شورها که در خزان برپا بود و چه پرستو ها در انتظارش با او پرواز کردند .

چه دلهای شکسته ای که راز غروب را میتوانستی در آنها بخوانی . آری. . . پانزده سال پیش در بامداد سه شنبه شانزدهم آذرماه 1372 استاد جواد معروفی یادگاری هایی ماندگار از خود بجای گذاشت و پرواز کرد. ژاله اصفهانی چه زیبا سروده است :

" زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست                    هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود      

   صــحـنـه پــیــوســتـه بـه جــاســـت                       خـرم آن نغـمه کـه مردم بـسـپـارند بـه یـاد"

فریدون مشیری در سوگ جواد معروفی اینگونه می سراید :

ديگر به روی بال زرافشان نغمه ها
آن آبشار نور و نوازش
رنگين کمان آهنگ
پروازهای رنگ
ما را به آن بهشت خدائی نمی برد.

آن پنجه طلائی سحر آفرين، دريغ
در اين شب بلند
ما را به خواب های طلائی نمی برد.

بيداری است اينک و ، افسوس
خاموشی است و بهت
وين کوله بار حيرت و اندوه
بر روی شانه هامان آوار،
همچو کوه.

در جلگه غروب
در باغ بی حصار افق، خورشيد،
آئينه ای غبار گرفته ست.

آئينه نيست، نه
اين طشت سرخ سرخ
در ديدگان ما
سوزنده تر زآهن تفته است!

لختی دگر، هياهوی زاغان
گويد که نور و گرمی
گويد که روشنائی
رفته ست!

ما مانده ايم و اين شب ظلمانی بلند
مائيم و اين سکوت
اين بغض سهمناک،
و آن پنجه طلائی چالاک
در ژرفنای خاک! (1)

........ فرهاد جاویدی نیز حس زیبایش را درباره خوابهای طلایی اینگونه بیان میکند :

هنگامی که خوابهای طلایی را می زند جواد معروفی

شکوفه های بهار

لبخنده  بر لبان با آن

مزارع گندم را

توامان آهنگش

خواب می رود از آن

هنگامی که خوابهای طلایی را می زند جواد معروفی

موج موج هر طوفان

ز لای لای هر گامش

ورق می خورد از آن

هنگامی که خوابهای طلایی را می زند جواد معروفی

درختان خزان زده حتی

خوابهای سبز می بینند

اما همان هنگام

که خوابهای طلایی را می زند جواد معروفی

دختری اینجاست

که هیچ خواب طلایی ای نمی بیند

چرا که پرده اشکی

به خواب رفته چشم نازش را

تار می سازد به دیدن فردا

برای او تنها

سوالی و شکی

که آخر برای که

برای چه

خوابهای طلایی را می زند جواد معروفی؟

علی تجويدی مي گويد : « خاطره جالبی از جواد معروفی دارم و آن اين است كه سالها پيش كه برای زيارت مرقد پاك امام حسين (ع) به كربلا مشرف شده بودم در حاليكه در گوشه ای به راز ونياز با آن يگانه اعصار مشغول بودم ، در كمال شگفتی دريافتم كه كمی آنطرف تر چهره ای آشنا با چشمان گريان و كتاب دعايی در دست رو به ضريح امام حسين ( ع) مشغول خواندن دعاست . با چنان اخلاصی در راز و نياز خود غرقه بود كه من مبهوت شدم . با خود انديشيدم كه معروفی در كربلا چه مي كند؟ سر از پا نشناخته بسوی او شتافتم و وی را غرق در بوسه كردم و پيداست كه هر دو چه حال عجيبی داشتيم و هنوز هم پس از سالها ، ياد آوری آن خاطره مرا عميقا متاثر مي كند و با خود مي انديشم كه ويژگيهای اخلاقی و خصائل معنوی يك هنرمند تا چه حد در كار او تاثير می گذارد.» (۲)

استاد جواد معروفی نوازنده بزرگ پیانو ؛ آهنگساز و رهبر ارکستر یکی از شاخص ترین و ماندگار ترین چهاره های موسیقی مملکت ماست .ایشان در سال 1291 در شهر تهران چشم به جهان گشود . استاد معروفی در دامان پدری هنرمند پرورش یافتند پدر ایشان موسی خان معروفی در تربیت وی سخت کوشا بود و سعی می کرد فرزند را به اسلوب موسیقی جدید آشنا سازد . ایشان بسیار کوچک بودند  زمانی که انگشتانشان با پیانو آشنا گشت .

 ایشان از زمانی که همکاری خود را با رادیو گلها شروع نمودند و این ارکستر را رهبری کردند آهنگهایی بسیار ارزشمندی را تنظیم نموده و ارائه دادند .

جواد معروفی به حق از هنرمندان برجسته موسیقی کشورما بود و ویولون را بخوبی می نواخت و تار او نیز دست کمی از ویولنش نداشت . با این همه هیچگاه مدعی نواختن سازهای مختلف نبودن و به همان پیانو دلخوش کرده و تمام هم خود را صرف تکمیل و نواختن آن میکرد .

جواد معروفی که تحصیلات خود را درهنرستان موسیقی وزیری دنبال نمودند از این مدرسه به دریافت گواهینامه عالی نائل آمدند . از کارهای شاخص استاد معروفی نواختن آثار موسیقی ایرانی با ساز پیانو و کوک کردن این ساز برای اجرا در پرده های ایرانی و همچنین اجرای ردیفهای موسیقی ایرانی با ساز پیانو می باشد .

از اساتید ایشان میتوان خانم تاتیانا خاراطیان ( در یادگـیری تکـنیک نوازندگی پیانوی کلاسیک ) و کلنل علینقی وزیری ( در مدرسه موسیقی وزیری را نام برد )

درسال هـزار و سيصد و دوازده (در بيست و يك سالگی) به دليل استعداد شگـرفـش در موسيقی به استخـدام وزارت فـرهـنگ وقـت در آمد و معـلم موسيقی مدارس تهران شد و به آموزش سلفـژ و ديکته موسيقی در هـنرستان پرداخت. او از سال هـزار و سيصد و نوزده هـم زمان با افـتتاح راديو به اين موسسه پيوست و سال ها تک نواز پيانو بود. از سال هـزار و سيصد و سی و دو به سرپرستی موسيقی راديو منصوب شد و هـمزمان با آن به عـضويت شورای عـالی موسيقی نيز در آمد. معـروفی هـمچنين رهـبر ارکستر شماره يک و رهـبر ارکستر بزرگ گـلها بود. او تنظيم آهنگ های شيدا، عارف، رکن الدين خان و درويش خان و بسياری ديگـر از آهـنگسازان معـروف ايرانی را به عـهـده داشت. خودش می گويد:
     "
از بدو تاسيس راديو در سال هـزار و سیصد و نوزده در آنجا هـم مشغول شدم. در آن موقع سنی نداشتم ولی هـم نوازنده پيانو بودم و هـم رهـبر ارکستر شماره يک. سال اولی که راديو تاسيس شد، در اولين ارکستر راديو اين نوازنده ها بودند: صبا، حبيب سماعی، حسين تهرانی، مرتضی نی داوود و خود من. بعدها که برنامه گلها تاسيس شد من رهـبر ارکستر آن شدم و نوازنده پيانو و سوليست هـم بودم. برای ارکستر گـلها هـم قطعاتی تنظيم می کردم."

 از جمله خدمات فـرهـنگی و آموزشی استاد می توان به سال های تدريسش در دانشگاه تهران اشاره كرد. در آن زمان روش ساخت آهـنگ و فرم های اصيل موسيقی را تدريس می كرد. استاد در سال های عـمرش در دانشگاه تهران و هـنرستان موسيقی شاگـردان بسياری تربيت كرد كه خودشان از هـنرمندان به نام كشور هستند. اردشير روحانی، افـليا پرتو، انوشيروان روحانی، پرويز اتابيگی ( اتابـكی )، مهين زرين پنجه و ساسان محبی. خودش می گويد:
     "
سبک من را انوشيروان روحانی، اردشير روحانی، افـليا پرتو، مهين زرين پنجه و ساسان محبی خوب می نوازند. آنها شاگردان خوبـم بوده اند. آنها هم موسيقی ايرانی را می دانند و هـم موسيقی غـربی را. موسيقی ايرانی را وقتی به شاگرد درس می دهـيـم که دست روان داشته باشد و موسيقی کلاسيک را زده باشد. چون موسيقی کلاسيک دست را روان و نت خوانی را قوی می کند. بعدا موسيقی ايرانی به او درس می دهـيـم، چون موسيقی ايرانی تکنيک مفصلی دارد. "

نگاهی به آثار ارائه بجای مانده  توسط این استاد بزرگ موسیقی ایران زمین میتواند دلیلی باشد بر هنر وی و با کمی تامل میتوان دریافت که 15 سال پیش موسیقی ایران چخ گوهری را از دست داد. همه میدانیم موسیقی مان بزرگی چون جواد معروفی را نخواهد دید . به این امید که تلنگری باشد برما تا قدر داشته های خود را بدانیم تا پس از ، از دست دادنشان افسوس و حسرت هم اکنونمان را نخوریم ....

مروری میکنیم بر  آثار انتشار یافته استاد معروفی :

 ترانه های خیام
        ـ آهنگ اول تا پنجـم

     • آلـبـوم آهـنـگـهـای جـواد مـعـروفـــی
        ـ خـوابـهـای طـلائـی
        ـ فـانـتـزی ژیلا
        ـ رومی
        ـ کـوکـو
        ـ ساری گـلـین
        ـ پـیـش درآمـد اصـفـهـان ( ساخـتـه : رضـا مـحـجـوبـی ، تـنظـیـم : جـواد مـعـروفـی )
        ـ پـرلـود شـمـاره پـنـج
       
     •  گزیده آثار استاد جواد معروفی برای پیانو ( قـطـعـات ساخـتـه و تـنظـیـم شـده ایـرانـی بـرای پـیـانـو )
        ـ راسـت پـنـجـگـاه
        ـ چـهـارگـاه
        ـ پـرلـود شـمـاره پـنـج
        ـ پـرلـود شـمـاره شش
        ـ راپـسـودی در مـاهـور
        ـ مـاهـور
        ـ هـمـایـون
        ـ رنگ چـهـارگـاه
        ـ رنگ هـمـایـون
        ـ رنگ مـاهـور
        ـ فـانـتـزی شـماره دو
        ـ راپـسودی اصـفـهـان
        ـ رنگ اصـفـهـان ( ساخـتـه : درویـش خـان، تـنظـیـم : جـواد مـعـروفـی )
        ـ پـیـش درآمـد چـهـارگـاه ( ساخـتـه : رکـن الـدیـن مـخـتـاری، تـنظـیـم : جـواد مـعـروفـی )
        ـ چـهـار مـضـراب چـهـارگـاه
        ـ کـرشـمه چـهـارگـاه
        ـ ضـربـی چـهـارگـاه
        ـ غـمـگـیـن  ( ساخـتـه : عـلـیـنـقـی وزیـری ، تـنظـیـم : جـواد مـعـروفـی )
        ـ مـرغـک   ( ساخـتـه : عـلـیـنـقـی وزیـری ، تـنظـیـم : جـواد مـعـروفـی )
        ـ دو بـل بـل ( ساخـتـه : عـلـیـنـقـی وزیـری ، تـنظـیـم : جـواد مـعـروفـی )
        ـ پـرلـود و اتـود شـمـاره دو

     • ردیـف مـوسـیـقـی ایـران بـرای پـیـانـو
        ـ شـور
        ـ دشـتـی
        ـ ابـوعـطا
        ـ افـشـاری
        ـ بـیات تـرک
        ـ چـهـارگـاه
        ـ هـمـایـون
        ـ بـیـات اصـفـهـان
        ـ نـوا
        ـ سـه گـاه
        ـ مـاهـور
        ـ راسـت پـنـجـگـاه

     • آلـبـوم هـای صـوتـی 
        ـ انـتظـار
        ـ بـهـار گـلـهـا
        ـ پـرسـتـوهـا
        ـ جـان عـشـاق
        ـ چـه شـورهـا
        ـ خـزان ، روزگـار مـن
        ـ خـوابـهـای طـلائـی
        ـ خـوابـهـای طـلائی دو
        ـ دل شکـسـتـه
        ـ راز غـروب
        ـ راز گـلـهـا
        ـ رومـانـس یک تا هـشـت
        ـ رومـینا ، طبـیعـت
        ـ سـدره یک و دو
        ـ شبنـم صـبحگـاهـی
        ـ شـفـق
        ـ شـکـوفـه ها
        ـ طـلـوع
        ـ عـاشـورا ، راز خـلقـت ، فـراق
        ـ کـاروان عـشـق
        ـ نـغـمـه آبـشـار
        و صـدهـا اثـر جـاویـدان در بـرنـامـه هـای گـلـها

   و . . .

محمد جواد صحافی – 14 آذر ماه یکهزار و سیصد و هشتا و هفت .

  •  بخشی از مطالب بر گرفته از سایت استاد جواد معروفی است .

 


 ۱- فريدون مشيری ، آواز آن پرنده غمگين

۲-ادبستان آذر  72  - شماره 48  مصاحبه با علی تجويدی