امروز مطلبی در روزنامه کیهان مورخ ۲۵ آبان ماه ۱۳۸۷ خواندم . مطلبی بود با این عنوان  " فرزندان خود را به کلاس موسیقی نفرستید !!! "

آنچه در ابتدا موجبات تعجب من را بر انگیخت این بود که روزنامه کیهان مطلبی را نگاشته بود در زمینه موسیقی که از از این نشریه بسیار بعید به نظر میرسید تا اینکه پس از خواندن مطلب متوجه علل نگارش ای مقاله گشتم .

سطرهایی از این نیز  جریده نیاز به توضیحاتی داشت . که ضمن احترام به نویسنده مقاله و هنرمندان توضیحاتی را لازم دیدم که عنوان نمایم.

بسیار اندوهگین گشتم زمانی که این مطلب را خواندم که این ناراحتی بنده از دو جهت بود .
تاسفی به حال موسیقی سنتی که اینگونه دارد در زیر پای موسیقی موهن به اصطلاح پاپ غربی له میشود و متولیان هم بسیار از این امر خرسند هستند .که البته این بحث به هیچ عنوان تازگی ندارد و همیشه موسیقی اصیل ما مهجور مانده است . و سخن گفتن از این واقعه تلخ همانند سنگ در هاون کوبیدن است .

اما آنچه بنده را متاثر ساخت سخنان جلیل عندلیبی بود . هنرمندی که انگار گذشته خود را فراموش کرده است . هنرمندی که اگر کمی فکر کند میفهمد که شجریان و ناظری به هیچ وجه مدیون انقلاب اسلامی نیستند که این انقلاب و این دولت به اینان بدهکار نیز هستند . برای بنده جای بسی تعجب دارد که ایشان اینگونه میگویند شاید برنامه ها و اجراهای شب های هنر شیراز را از خاطرشان برده اند و یا از خاطرشان رفته است که همین آهنگهای انقلابی به قول خودشان قبل از انقلاب ساخته میشد؟
آیا هم اکنون نیز میتوان چنین چیزی ساخت ؟ آیا میتوان مردم را تحریک به قیام نمود ؟ حال کاری با بد یا خوب بودن آن ندارم . همانطور که دیده و شنیده ایم در قبل از انقلاب اسلامی ایران اهمیت به موسیقی سنتی آنچنان بود که نشان دادن یک ساز گناه محسوب نمیشد و در کنار آن باید این را نیز پذیرفت که موسیقی های پاپ نیز در آن زمان شکل گرفتند اما آنها نیز از ارزش خوب و کیفیت ارائه بالایی بر خوردار بودند . حال خود مقایسه کنید موسیقی پاپ آن دوران را با موسیقی های رپ و دی جی و هوی متال و حتی پاپ این زمان . ایشان اینگونه دوران قبل از انقلاب را بد جلوه داده اند که گویی خودشان متعلق به آن دوران نیستند . در دوران قبل از انقلاب شاهد ظهور هنرمندانی بزرگ چون ذوالفنون - خود ایشان - شجریان ناظری لطفی علیزاده جلیل شهناز پایور و.... بودیم اما در دوران پس از انقلاب چه ؟

آیا تعدد هنرمندان سنتی در این دوران زیاد است یا در دوران قبل از انقلاب ؟

آنچه برای من بسیار خنده دار بود سخن ایشان در مورد مصاحبه هنرمندان با شبکه های شیطانی!!!!! آمریکایی و سر دسته آنها بی بی سی و صدی آمریکاست . مگر در این مصاحبه ها هنرمندان به مردم و دولت انقلاب اسلامی دهن کجی یا توهینی نموده اند ؟ مگر مصاحبه با یک شبکه خارجی اشکالی دارد ؟جز شناساندن فرهنگ و هنر ایرانیان ؟ مگر آقای شهرام ناظری به خاطر مصاحبه هایشان جایزه شوالیه را از آن خود کردند ؟ حتما آقای شجریان نیز قبل از دریافت جایزه پیکاسو باشبکه های شیطانی !!! مصاحبه نموده بودند .

جناب آقای عندلیبی اگر هنر شمابرایتان آنقدر بی ارزش است که میخواهید آن را با مانکن بودن در شهر عمو سام عوض کنید بهتر است هرچه سریعتر اینکار را انجام دهید که البته بنده فکر نمیکنم باز هم بتوانید جایزه ای را با اینکار نصیب خود کنید . چون مانکن بودن هم رسم و رسومی دارد . و کار هر بافنده و حلاج نیست . نکته جالب اینجاست که روزنامه کیهان سخنان را اینگونه عنوان میکنند که ایشان با خنده ای ملیح این سخنان را بیان می نمایند . بر زبان آوردن این سخن نه تنها خنده دار نیست  آنهم از نوع ملیح اش بلکه تاسف آور است .

در مورد جایزه شهرام ناظری نیز باید نکته ای را معروض دارم و آن اینکه ایشان این جایزه را به خاطر فعالیت و انجام تحقیقات و سخنرانی ها در باب مولانا و به خاطر آلبوم رومی شان از آن خود کرده اند . نکند آن سخنرانی ها و تحقیقات را هم شما برای شهرام ناظری انجام داده اید ؟ در ضمن چه دلیلی دارد که ایشان به خاطر بردن جایزه ای بی ارزش که درنظر شما تنها با مصاحبه با شبکه های موهن !! غربی نصیب خود کرده اند و شما خود نیز میتوانید با مانکن شدن اینگونه جوایز و حتی بیشتر از آنها ( فکر کنم هدف شما جایزه گرمی است !!! ) را بدست آورید یادی از همه همکاران قدیمی خود علی الخصوص شما بکنند ؟ آیا شما این را نوعی حسد ورزی به دلیل بدست نیاوردن چنین جایزه ای نمیدانید ؟

اگر روح عرفان را معرفت میدانید پس ماجرای کاست منتشر شده سیما بینا را به یاد بیاورید که آقای افتخاری آن را به نام خود و با آهنگسازی جمشید عندلیبی به بازار ارائه کردند .

در ادامه مطلب کیهان آمده است  : یک کارشناس امور فرهنگی در گفتگو با سرویس گزارش روز کیهان می گوید: «انقلاب اسلامی بستر مناسبی را برای رشد موسیقی اصیل ایرانی فراهم کرد و فتوای راهگشای حضرت امام(ره) درهمان زمان بسیاری از جهت ها را مشخص کرد و افرادی مثل شجریان، ناظری و خیلی های دیگر بالا آمدند اما بعدها و خصوصاً در سالیان اخیر این هنرمندان به شیوه ای کاملاً محسوس خط خود را از انقلاب جدا کردند و مجذوب فستیوال ها و جشنواره های آمریکایی و اروپایی شدند و حتی در مقام مصاحبه شونده در رسانه های ضد انقلاب حاضر شدند.»

این کارشناس امور فرهنگی می گوید: «جناب استاد شجریان و شهرام ناظری به عنوان یاران انقلاب اسلامی در عرصه تولید و خلق موسیقی فاخر باید به افکار عمومی پاسخ دهند که چرا و آنچنان شیفته حضور در فستیوال های خارجی هستند که حاضرند ساعت ها با شبکه های ماهواره ای ضد انقلاب و بلندگوهای شیطان همچون صدای آمریکا، رادیو فردا، بی بی سی و... به گفتگو بپردازند.»
وی به حکایتی اشاره می کند و می گوید: «از یکی از یاران امام علی (ع) که به اردوگاه معاویه پیوسته بود پرسیدند زندگی در سایه عدالت علی(ع) بهتر بود یا نشستن پای سفره معاویه و او چنین پاسخ داد: در عدالت علی(ع) شکی نیست اما چکار کنیم که سفره معاویه رنگین تر و چرب تر است!»

آیا شما مصاحبه با یک شبکه خارجی در زمینه فرهنگ و هنر ایرانی را با نشستن بر سر سفره معاویه یکسان میکنید ؟ واقعا باید به این کارشناس فرهنگی مان !!! به خاطر کشفشان تبریک گفت .

تاکنون کدامیک از شبکه های داخلی ما در خواست مصاحبه با هنرمندان مان را نموده اند و آنان نپذیرفته اند . انگار یادمان رفته است چندی پیش مصاحبه محمدرضا لطفی را با شبکه دو سیما . با کمی تامل میتوان دریافت که این مصاحبه چندمین مصاحبه تاریخ سیمای ایران پس از انقلاب بوده است.

بسیار جالب است که ما هنوز بحثمان بر سر این است که چرا ساز را در تلویزیون نمایش نمیدهند ؛ آن وقت ادعا میکنیم که هنرمندانمان چرا با شبکه های خارجی مصاحبه میکنند ؟ که  امیدوارم این کارشناس محترم پاسخ این سئوال بنده را با جوابی کاملا منطقی بدهند  .

نظر دوستان را به خواندن ادامه این مطلب جلب میکنم و قضاوت را بر عهده خود خوانندگان میگذارم

محمد جواد صحافی

آذر ماه 1387

 منبع خبر : روزنامه کیهان

لینک خبر : http://www.kayhannews.ir/870825/5.htm