در سال هاي آغازين دهه شصت و در آن شرايط سخت پس از پيروزي انقلاب و روزهاي آتش و خون که سرمايه گذاري چنداني روي خلق آثار مستقل موسيقي انجام نمي شد، به ناگهان ميهماني از راه رسيد که توجه همگان را به خود جلب کرد و در روح و قلب آنها خانه کرد؛ اثري بسيار متفاوت از آنچه تا آن زمان شنيده شده بود اثري براي تکنوازي ني و همراهي ارکستر زهي از آهنگسازي که تا آن زمان اثري در اين نوع (ژانر) از او شنيده نشده بود. «ني نوا» از آن زمان بخشي از فرهنگ موسيقايي اين مرز و بوم شد. البته بايد به نقش استفاده فراگير راديو و به خصوص تلويزيون از اين اثر حتي در لابه لاي برنامه ها (در آن زمان تلويزيون در زمان نمايش اسلايد مابين برنامه ها موسيقي پخش مي کرد که در محبوبيت آثار انتخاب شده بسيار موثر عمل مي کرد. ني نوا، موسيقي مجموعه تلويزيوني ميشل استروگف و بعدها سربداران، سلطان و شبان و... از آن جمله بودند) در کسب شهرت اين اثر نيز اشاره کرد. به خاطر دارم در اکثر قريب به اتفاق نمايشنامه هاي آن زمان که عمدتاً داستان هاي ثابتي در خصوص جبهه و جنگ داشتند، از اين اثر عليزاده استفاده مي شد و شايد از اين رو نوشتن درباره آنچه حس نوستالژيک عميقي را در انسان برمي انگيزد چندان ساده و به دور از پيش داوري نباشد.

حسين عليزاده تا زمان انتشار ني نوا نيز نزد علاقه مندان موسيقي چهره يي کم و بيش شناخته شده بود. فعاليت او در قالب گروه هاي سنتي مرکز حفظ و اشاعه موسيقي، عارف و شيدا و چاووش در بازسازي آثار استادان موسيقي ايراني (با همکاري چند تن از جواناني که امروزه از صاحب نامان موسيقي ايراني هستند) نام او را به اندازه کافي مطرح ساخته بود اما در يک کلام، ني نوا چيز ديگري بود.

عليزاده دانش آموخته هنرستان موسيقي، دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران و دانشگاه آزاد برلين است. همچنين از محضر نورعلي برومند، عبدالله دوامي، محمود کريمي، علي اکبر شهنازي، هوشنگ ظريف، سعيد هرمزي، يوسف فروتن و حبيب الله صالحي استفاده کرده است. تمام آثار او ملهم از موسيقي ايراني حس و حالي ايراني دارند و اين کيفيت حتي در قالب موسيقي فيلم هايي که مي سازد نيز مشهود است (موسيقي مجموعه تلويزيوني «زير تيغ» را به خاطر بياوريد). او از همان اولين آثار خود دست به نوآوري زده است که همين تجربيات او و هم نسلانش موجب شد زبان ديگري براي بيان موسيقي ايران گشوده شود. به عنوان مثال در «ژاله خون شد» که در بحبوحه انقلاب و پس از واقعه روز 17 شهريور در آواز بيات اصفهان تصنيف شده است، گروه کر در برابر ارکستري متشکل از سازهاي تماماً ايراني قرار مي گيرد (در زماني که موسيقي ايراني غالباً به صورت رپرتوار سنتي خود - پيش درآمد، آواز، چهارمضراب، تصنيف با اجراي تک خوان و رنگ- اجرا مي شد) يا قطعه حصار که در آن علاوه بر تنبک زورخانه، سنج نيز در ترکيب سازهاي ايراني قرار مي گيرد. در «نو بانگ کهن» گوشه هاي دستگاه شور به روايت آوازي محمود کريمي و روايت سازي ميرزا عبدالله در قالب ارکستري کاملاً متفاوت و با استفاده از سرنا، کرنا و گروه هم آوايان به اجرا در مي آيند. اين تفاوت ها در شيوه تکنوازي عليزاده نيز مشهود است. کافي است براي اثبات مدعا به آلبوم ترکمن او گوش کنيد. او همچنين براي رسيدن به بياني نو دست به ابتکار دو ساز سلانه و شورانگيز زده که تاکنون در آلبوم ها و کنسرت هاي متعدد از آنها استفاده کرده است.

بحث درباره ني نوا قبل از هر چيز از نام آن آغاز مي شود. برخي بر اين باورند که اين اثر با الهام از واقعه عاشورا ساخته شده است (شايد از اين روست که صدا و سيما از اين اثر با شکوه در ايام سوگواري استفاده مي کند) و برخي ديگر نيز آن را ترکيبي از ني و نوا مي دانند که در آن دستگاه نوا با استفاده از سولوي ني اجرا شده است. به هر حال حزن و اندوه موجود در کل قطعه مي تواند دليل گروه اول باشد. خود آهنگساز در اين خصوص گفته است؛ «من بچه خيابان خيام هستم و يکي از سرگرمي هاي ما بچه ها در آن موقع راه اندازي دسته بود. من نمي خواهم تبليغ وابستگي مذهبي کنم ولي هميشه اسمم را دوست داشتم و از آنجايي که من در روز عاشورا متولد شده ام، مادرم اسمم را حسين گذاشته و «عليزاده» هم هستم. من از موضع يک متخصص موسيقي مي گويم که با ني نوا بيشتر بعد از انقلاب و اول انقلاب آشنا شدم و برايم اسم بسيار زيبايي بود. خيلي ها تفاسير مختلفي راجع به ني نوا کردند و اين قطعه را براي خودشان دانستند. ني نوا آن واژه يي است که ما همه حس ها را مي توانيم درباره آن داشته باشيم. اگر مي خواهند موضوع و حس مبارزه امام حسين(ع) را به آن اطلاق کنند، من افتخار مي کنم.»1

ني نوا در سال 1362 ضبط و انتشار يافته است. اگرچه آهنگساز ايده اصلي ني نوا را مربوط به جشن هنر شيراز در سال 1355 مي داند که «با همنوازي سازهاي ايراني اجرا شد با اين تفاوت که فرم اصلي اثر کاملاً مبتني بر رديف سازي و آوازي بنا شده بود.»2 در خلق اين اثر جمشيد عندليبي (ني)، خاچيک باباييان (ويولن)، فرشيد بصيري )ويولا) و محسن تويسرکاني (ويولنسل) نقش داشته اند. ني نوا در دستگاه نوا و با استفاده از گوشه هاي اين دستگاه تصنيف شده است. چنين استفاده يي از رديف در موسيقي ارکسترال ايراني بي سابقه بود (قبل از آن فکرت اميراف در موغام سمفونيک شور چنين تجربه يي را با استفاده از شعبات موغام هاي شور و اووشاري موسيقي آذربايجان در قالب ارکستر سمفونيک انجام داده بود). جالب آنکه دستگاه نوا در زمان خلق اثر در قياس با ساير دستگاه هاي موسيقي ايراني کمتر شناخته شده بود و يکي از اجراهاي نادر اين دستگاه به وسيله گروه حفظ و اشاعه موسيقي ايراني به سرپرستي عليزاده در سال 56 انجام شده و مورد توجه عموم نيز قرار گرفته بود. مدتي پس از ني نوا، فرهاد فخرالديني شاهکار ديگري را در قالب مجموعه تلويزيوني «سربداران» در دستگاه نوا خلق و اثري ديگر را به گنجينه موسيقي ايران اضافه کرد.

ني نوا کنسرتو3يي براي ني و ارکستر زهي (شامل ويولن هاي اول و دوم، ويولا، ويولنسل و کنترباس) است که در نواي سل نوشته شده که نت درجه ششم (نت مي) آن ربع پرده (کرïن) بم تر و وظيفه اجراي آن در طول قطعه بر عهده ساز ني گذاشته شده است (و انصافاً که عندليبي چقدر خوب حق مطلب را ادا کرده است). بدين ترتيب اثر خود را از وابستگي به ارکستر ايراني رهانيده است و تنها با اضافه شدن يک ني به ارکسترهاي جهان امکان اجرا مي يابد، اگرچه ممکن است آن حس موسيقي ايراني به اصطلاح خوب درنيايد. آهنگساز از گوشه هاي درآمد، مثنوي، نغمه، جامه داران، نهفت و قطعه رقص سماع به عنوان خاتمه استفاده کرده است اما اين استفاده جز در پاره يي از مواقع (از جمله نغمه دوم که به وسيله ني ارائه مي شود) برداشتي کاملاً آزاد از گوشه هاي رديف است. حتي گوشه مثنوي متفاوت از آن چيزي است که خود عليزاده در کتاب «مثنوي در موسيقي ايراني» به نقل از محمد مجرد ايراني آورده است.

درآمد نوا با نواي حزين و ملودي پايين رونده ويولا روي نت هاي کشيده کنترباس که نت سل را به عنوان نت پدال (نت شاهد نوا) اجرا مي کند، به عنوان مقدمه اثر آغاز مي شود (اين قطعه بي کم وکاست به عنوان فرود پس از نهفت نيز استفاده شده است). اين سرآغاز فصلي نو در موسيقي ايراني است. ويولن اول ملودي اصلي را ارائه مي کند که جابه جايي موتيف اصلي آن بين ويولن دوم و ويولا علاوه بر ايجاد پيوستگي بين بخش ها نوعي حالت کانونيا4 نيز ايجاد مي کند اگرچه اين حالت به عمد هيچ گاه ادامه نمي يابد و کامل نمي شود. گوشه مثنوي تماماً به وسيله ني و همراه با نت هاي کشيده و ترمولو5ي زهي ها اجرا مي شود. نغمه اول با پيتسيکاتو6هاي بخش باس شروع مي شود که بعداً تبديل به بخش همراهي (اکومپانيمان) مي شود. سرتاسر اثر مملو است از موتيف هايي که قبلاً به صورت ملودي ارائه مي شوند و سپس نقش همراهي را بر عهده مي گيرند. رقص سماع تنها قطعه مورد استفاده در ني نواست که جزء ساختار دستگاه نوا به شمار نمي رود. در اين قطعه از دو ني استفاده شده که گاه به صورت هم صدا (اونيسون) و گاه به صورت مکمل هم مي نوازند. قطعه يک ده ضربي ترکيبي است که در آغاز با پيتسيکاتوهاي باس ها ارائه مي شود.

هارموني ني نوا با هارموني معمول موسيقي کلاسيک متفاوت است. در اينجا از آکوردهاي کلاسيک و روش هاي تهيه و حل معمول آنها خبري نيست و هارموني بيشتر متمايل به کنترپوان خاص برآمده از ماهيت موسيقي ايراني است. با توجه به اين مهم که نت هاي مهم و نغمگي دستگاه نوا در گوشه هاي مختلف متفاوتند، هارموني نيز بسته به گوشه مورد استفاده تغيير مي کند. به طور کلي مهم ترين نت ها در نواي سل که عبارت خواهند بود از سل، دو، ر (در گوشه نهفت)، فا و لا (به عنوان محسوس نوا) در شکل گيري هارموني کلي اثر نقش مهمي ايفا مي کنند. اين نت ها در ايجاد ساختار کنترپواني قطعه نيز نقش دارند. همچنين آهنگساز از نت هاي گذر کروماتيک7 که در موسيقي ايراني چندان معمول نيست به طور وسيعي (به ويژه در لايه هاي زيرين- از آن رو که به خط ملودي آسيب نرساند) استفاده کرده است. در يک کلام مي توان هارموني در ني نوا را همچون خود اثر سهل و ممتنع دانست که يکي از شاخصه هاي اصلي موسيقي ايراني به شمار مي رود.

از خصوصيات ديگر ني نوا تغيير تمپو8 و تغيير ميزان چندباره يي است که اجرا و کنترل اثر را دشوار مي سازد به طوري که مثلاً در خلال مثنوي، کسر ميزان پنج بار تغيير مي يابد. از اين روست که يکي از مشکلات اجراي صحنه يي اثر، شديداً خود را به رخ مي کشد.

تا جايي که به خاطر دارم ني نوا يک بار در پاييز 74 به وسيله ارکستر زهي به رهبري ايرج صهبايي و تکنوازي ني شهاب فياض در تالار وحدت اجرا شد که چندان رضايت مخاطبان را جلب نکرد؛ اگرچه کل کار رضايتبخش بود اما حاصل کار به طور قطع به پاي آنچه شنونده از تنها اجراي موجود (ضبط استوديويي) در خاطره خود داشت، نمي رسيد. ارکستر زهي پارسيان نيز اجراي ديگري از اين اثر را درزمستان 85 به اجرا گذاشت که متاسفانه موفق به شنيدن آن نشدم. ظاهراً قرار است در دي ماه نيز بخش زهي ارکستر سمفونيک ناسيونال اوکراين به همراهي تکنوازي ني پاشا هنجني يکي ديگر از اجراهاي نادر ني نوا را به اجرا بگذارد. تا آن موقع بايد لحظه شماري کرد.



پي نوشت ها؛-------------------------

1- فارس نيوز- 22 دي ماه 86

2- به نقل از مقدمه پارتيتور ني نوا- ماهور-1383

3- اثري براي ساز تک و ارکستر که نقش اصلي را ساز تک بر عهده دارد.

4- Canon طرحي کنترپواني که بخش هاي مختلف يکديگر را در فاصله و زمان هاي مختلف تقليد مي کنند.

5- اجراي يک نت کشيده به صورت نت هاي کوتاه پشت سر هم

6- اجراي ساز زهي با انگشت

7- حرکت نيم پرده يي نت هاي مجاور

8- سرعت اجراي قطعه