در تاریخ پنجشنبه 16 آبان در روزنامه محترم مردم‌نو یادداشتی خواندم از برادر عزیزم آقای محمدجواد صحافی با عنوان «بازگشتی پرحاشیه به سرزمین مادری» که نقدی بود بر عملکرد گروه قمر و سالار عقیلی که در شبهای نهم و دهم آبان در سالن هلال‌‌احمر شهرمان اجرا داشتند. راقم این سطور به دلیل اینکه مغازه‌ام یکی از محلهای چهارگانه ارائه بلیت کنسرت گروه قمر معرفی شده بود و بالطبع در تماس نزدیک و تنگناتری با اعضای گروه و چگونگی کارشان بودم، وظیفه خود دانستم که در رفع پاره‌ای سوءتفاهمات مطالبی را کتابت کنم. ایشان نوشته‌اند آنچه مرا از ابتدا تا انتهای کنسرت بسیار آزار داد، خنده‌ بی‌مورد و تمسخرآمیز اعضای گروه بود که به زعم ایشان گویا به دلیل عدم استقبال و تماشاچی اندک، تماشاگران حاضر را به سخره گرفته بودند، نمی‌دانم به چه دلیل ایشان لبخندهای حاکی از همدلی را که طبیعتاً بین نوازه‌ها و خواننده گروههای موسیقی حرفه‌ای رد و بدل می‌شود جزو آداب صحنه و نوعی پالس مثبت فرستادن بین خود و وسیله‌ای برای تلطیف کردن فضای ارتباطی با مخاطب می‌باشد را بدین‌گونه منفی و با عنوان خنده‌های تمسخرآمیز تلقی کرده‌اند. کمااینکه خود بنده دو هفته قبل از این که گروه مزبور با همین برنامه در تالار وزارت کشور آن هم هر دو شب با ظرفیت پر و کامل سالن، اجرا داشتند، شاهد همین لبخندهای زیبای رد و بدل شده بین اعضا بودم و ندیدم کسی این رفتار را تمسخر نسبت به خود تلقی کند.
در جای دیگر از نوشته برادر عزیزم، ایشان این انتظار را از آقای عقیلی پیش کشیده‌اند که گویا ایشان می‌باید علل ترک گروه قمر به سرپرستی آقای نوید دهقان را که در فاصله دو پارت سالن را ترک کردند، به تمامی با حضار در میان می‌گذاشتند که اصولاً فکر نمی‌کنم این کار چندان مقرون به مصلحت و منطبق با اصول کار حرفه‌ای باشد. اختلاف درون گروهی مطمئناً مربوط به همان گروه است و فرافکنی آن در جمع مخاطبان محلی از اعراب ندارد، چراکه مخاطب در متن و چگونگی زایش اختلاف مابین اعضای گروه قرار ندارد و طبعاً قادر به حل آن نیست و این امر جز دامن زدن به تنش موجود در فضای سالن حاصل دیگری ندارد. آقای عقیلی با اشاره‌ای گذرا و بسیار پر اغماض به علت ترک گروه هفت نفره قمر در واقع منطق بسیار پخته و خویشتندار خود را به نمایش گذاردند و در ادامه گفتنی است هر چند ایشان به هیچ‌وجه ملزم و مکلف به ارائه پارت دوم برنامه نبودند، چراکه ایشان اسپانسر و یا سرپرست گروه و مدیر برنامه نبوده و مجوز اجرای کنسرت به گروه قمر به سرپرستی آقای نوید دهقان صادر شده بود ایشان و گروهشان (همان گروه چهارنفره که به انضمام دو نفر نوازنده دیگر که غایب بودند و در عرصه موسیقی با عنوان گروه راز و نیاز شناخته می‌شوند برنامه را ادامه دادند). ایشان محض ادای ادب و خضوع و احترام به حضاری که منتظر و مشتاق ادامه برنامه بودند بر روی سن آمدند و در واقع جور گروه قمر را کشیدند و ثابت کردند که تا چه حد روح موسیقی را درک کرده‌اند و اصولاً موسیقی بی‌حرمتی به مخاطب را برنمی‌تابد و همه شأن خود را در مخاطب خود می‌جوید و بدین‌سان چون فرزندی خلف، مهر خود را به سرزمین مادریشان ادا کردند و اما در خصوص مدیر برنامه آقای نوید دهقان، ایشان نیز جوان بسیار مستعدی هستند و قطعاً انسان حرمت‌شکنی نیستند و احتمالاً به دلیل اشراف نداشتن بر قواعد کار حرفه‌ای، حرکتی را مرتکب شدند که البته زیبنده این‌گونه برنامه‌ها نیست. در جای دیگری برادر عزیزم از تبلیغات اندک گروه گلایه کرده‌اند. من نیز با ایشان موافقم ولی فراموش نکنیم که از جانب ارگانهای دخیل این شهر نیز چندان مساعدتی در راستای بهتر و وسیع‌تر شدن تبلیغات صورت نگرفت. هنوز هم برای من جای سؤال است که چرا مدیریت محترم حراست دانشگاه آزاد باید از چسباندن پوستر تبلیغاتی چنین گروهی که تحت عنوان گروه موسیقی سنتی کار می‌کنند، آن هم خواننده پرآوازه‌ای مانند سالار عقیلی جلوگیری کنند. آيا حضور دانشجوی مشتاق در کنسرتهای این‌چنینی موجب کانالیزه شدن ذهنیت فرهنگی در مسیر درست و ملی و ایجاد شور و نشاط فرهنگی در او نمی‌شود که به جای مساعدت و محمل‌سازی مخالفت به عمل آورده و تبلیغات تنها به پخش چند تراکت محدود بین دانشجویان محدود می‌شود نکته جالب دیگر که در واقع درد بزرگتری است عدم حضور حتی یک خبرنگار و یا عکاس از مطبوعات محلی آن هم در اجرای کنسرت گروهی که خواننده‌اش تابستان سال گذشته با گروه دستان تو و یک ماه در آمریکا و کانادا با استقبال همه مطبوعات و رسانه‌های خارجی کنسرت برگزار کرد، خواننده‌ای که در المپیک پکن نماینده شایسته موسیقی ما بود و در طول سال با اجرای دهها کنسرت داخلی و خارجی یکی از خبرسازترین هنرمندان حرفه‌ای موسیقی ما محسوب می‌شود. آیا به راستی با این همه کم‌کاری رسانه‌های فرهنگی و هنری می‌توان از مردم انتظار داشت سالن را برای تماشای یک کنسرت وزین پر کنند.
با این حال امیدوارم بهار سال آینده که گروه اختصاصی ایشان (گروه راز و نیاز) در شهرمان به اجرای برنامه می‌پردازد فرصتی باشد برای جبران همه این کوتاهیها و کم‌کاریها تا سرزمین مادری نیز به نوبه خود میهمان‌پذیر شایسته فرزند فروتن خود باشد.

مژگان متولی

 


پاسخ اینجانب به خانم مژگان متولی نگارنده مطلب فوق


 با سلام و احترام حضور هنرمندو هنر دوست بزرگوار سرکار خانم متولی

بسیار خرسند گشتم زمانی که مشاهده نمودم جوابیه ای از جانب شما بر نقد این حقیر در روزنامه مردم نو چاپ گردیده است که البته بسیار متفاوت از آنچه نگاشته بودید می نمود.

نکاتی را لازم دیدم در راستای فرمایشات شما بزرگوار بیان نمایم :

از آنجائیکه بنده در کنسرتهایی حضور داشتم و برخورد نوارندگان با یکدیگر و شیوه لبخند آنهابه هم  را که نشانه ای است از تائید و تحسین  عملکرد هم و دادن انرژی مثبت به همدیگر مشاهده نموده ام . و از آنجائیکه هر فردی حال چه علاقه مند به موسیقی باشد و چه نباشد میتواند به راحتی خنده حاکی از  رضایت را با تمسخر متمایز نماید بنده نیز استنباط نمودم که این نوع خنده ها در گروه از نوع دوم بوده است . البته جدای از این مسئله که در نوع خود نیز بسیار جدی است . عوامل دیگری نیز در شب اول کنسرت دخیل بودند که این حقیر را بر آن داشتند تا نقدی بر شب اول کنسرت بنگارم .

توضیحی که لازم میدانم در اینجا بیان نمایم اینکه منظور از نقد و انتقاد از عملکرد هر چه باشد تعریف و تمجید نیست , که اصول نقد این است . بسیاری از دوستان و بازدید کنندگان از وبلاگم بنده را محکوم نمودند به اینکه چرا از اجرای خوب و آواز زیبای سالار عقیلی چیزی ننگاشته ام که اگر اینگونه می نمودم ماهیت نقد زیر سئوال میرفت . هدف نوعی انتقاد بود انتقادی که سازنده است بدین معنی که با یاد آوری مشکلات و معایبی که این برنامه داشت دیگر شاهد آن نباشیم . گرچه خود نیز بر این معتقدم که " عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگوی ..." لیکن معایب آنقدر زیاد بود که نتوانستم از زیبایی های آن برنامه بنگارم  . تاسف و تالم من زمانی دو چندان شد که سرکار خانم متولی رازهایی را از گروه قمر در متن خود فاش نمودند که ماهیت و هنر این گروه را زیر سئوال برد و برای بنده جای بسیار سئوال باقی ماند که آوازه خوان بزرگی  چون سالار عقیلی با آنهمه شهرت و اعتبار خود و با آنهمه فروتنی و خضوع چرا در انتخاب گروه خود شتابزده عمل کرده است ؟ که اجرای برنامه با گروهی اینچنینی در نظر بنده کسر شانی بود برای سالار عقیلی و افتخاری برای گروه قمر .

عمده ترین هدفی که بنده را به نگارش این نقد وا داشت تنها اطلاع سالار عقیلی و گروه راز و نیاز از نحوه برگزاری کنسرت ومراسم از دید یک بیننده بود  و لاغیر . که خوشبختانه جناب آقای عقیلی نیز با مشاهده این متن خضوع و فروتنی خود را دوصد چندان برای شخص بنده اثبات نمودند .

البته نباید از سایر مشکلات ومعایب این برنامه نیز به راحتی عبور نمود و تنها ذهن خود را بر روی چند خنده ( حال تمسخر آمیز و یا لبخند ) و یا ترک سالن توسط گروه قمر ( که شخص بنده به هیچ وجه این عمل را جایز ندانسته و هیچگاه این حرکت گروه را فراموش نخواهم نمود ) متمرکز کرد .

زمانی که بزرگترین سالن شهر دارای امکاناتی حد اقل نیست چه باید گفت ؟ سیستم های صوتی این سالن آنقدر ضعیف و سطح پائین است که  به جرات میتوانم بگویم بلندگوهای گروه های ارکستری که برای مجالس عروسی و محافل فعالیت میکنند حرفه ای تر جدیدتر و نو تر !!!!! از بلندگو های این سالن است . دستگاه صدابرداری این سالن و سیم های منتهی به آن آنقدر  در زمین به هم ریخته و پخش !! هستند که باعث ایجاد مزاحمت برای افرادی که از آن محدوده عبور میکردند میشد !!!! این درحالی است که این سیمها میتوانست با حد اقل هزینه مرتب گردد تا هم از بوجود آمدن آن منظره بد شکل جلوگیری شود و هم از بوجود آمدن حوادث احتمالی جلوگیری شود !! چه بهتر بود بجای برگزاری مراسم در این محل در سالن های کوچکتر دیگری تدارک این مراسم دیده شود که این خود مزایایی نیز داشت . پر شدن سالن و کیفیت کار مطلوب تر نمونه ای از مزایای برگزاری در سالنی دیگر بود . حال این برنامه میتوانست یک شب دیگر ادامه یابد تا کسری تعداد گنجایش سالن جبران شده و مردم نیز بتوانند در سه شب برنامه را ببینند .

بنده زمانی که چندماه قبل از برگزاری این کنسرت در شهر زنجان  با خبر گشتم . بی صبرانه انتظار لحظه دیدار را کشیدم تا زمان موعود فرا رسید . اما تعجب بنده از مردم فهیم و با فرهنگ زنجان بود که استقبال بسیار ناچیزی از کنسرت به عمل آوردند استقبالی که به هیچ وجه در سطح مردم زنجان و شخص سالار عقیلی نبوده است . آنطور که بنده اطلاع دارم آمار مردم علاقه مند به موسیقی سنتی و سالار عقیلی در شهر زنجان کم نیست . که بسیار هم زیاد است اما بازهم تاکید میکنم به علت اینکه تبلیغات بسیار ضعیفی توسط سرپرست گروه " قمر " که سرپرستی کل گروه را برعهده داشت انجام گشته بود متاسفانه مردم نیز بیشتر به همین علت استقبال چشمگیری به عمل نیاوردند. بنده زمانی که بلیطهای کنسرت را دیدم بسیار متاثر گشتم . بلیطهایی که کپی رنگی شده بوند . و حتی گروه هزینه ای برای چاپ بلیطها هم درنظر نگرفته بود .

آنچه که برای بنده غیر قابل هضم بود عدم حضور یک خبرنگار و یا یک عکاس در تهیه گزارش از اجرای برنامه آ» بود . از روزنامه نگاران و صاحبان جراید انتظار بسیار بیشتری میرفت کمبودی که بسیار محسوس بود و مطمئن هستم که برای گروه نیز بسیار آزار دهنده بود . تا جایی که بنده احساس مسئولیت نموده و تصاویر نه چندان با کیفیت با دوربینی نه چندان حرفه ای فقط برای خالی نبودن عریضه گرفتم که شاید کمی جای خالی عکاسان و گزارشگران را پر کنم که البته نتوانستم به نحو مطلوب این عمل را انجام دهم . البته این قصور جراید را نمیتوان به حساب متولیان اداره ارشاد نوشت که این امر تنها تبرئه نمودن جراید است از قصور خود. گرچه خود آنها نیز میتوانستند با کمکهای مالی و فروش بلیطها با اعطای تسهیلات به اقشار خاص در بالاتر رفتن آمار بازدیدکنندگان از برنامه کمک شایانی نمایند که متاسفانه ننموده و هیچگاه نیز نخواهند نمود که این سخن بنده بسان همان میخ آهنی است که هیچگاه در سنگ فرو نخواهد رفت ....

بنده برای تمامی سخنانی که نگاشته ام برهان و گواه دارم و صرفا یاوه گویی ننموده ام , البته  خود اعتراف می نمایم که در بعضی موارد بسیار تند روی نموده ام که اگر قصوری از جانب بنده بوده است عذر خواهی مینمایم .

علی ایحال با توجه به تمامی مواردی که یاد شد و با تمام احترامی که شخص بنده به تمامی اعضای گروه " راز و نیاز " و " قمر " و شخص جناب آقای " سالار عقیلی "  داشته و دارم و خواهم داشت هیچگونه قصوری را متوجه شخص آقای عقیلی نمیدام . اینکه مقصر کیست و چه عاملی باعث بوجود آمدن اینگونه حواشی گشته است را از عهده خود خارج میدانم .

در پایان قضاوت را بر عهده خوانندگان محترم میگذارم . با آنهمه اشکال در ظواهر یک کنسرت آیا بازهم جای برای تعریف و تمجید باقی میماند ؟ حال بگذریم از حواشی پشت پرده و بگذریم از مسببین آن که توبیخ و به سلابه کشیدن آنان در حیطه این نقد نمی گنجد.

با این حال باز هم همانند دفعات گذشته از سالار عقیلی و گروه بزرگوارشان نهایت تشکر و امتنان را دارم که با اجرای مجدد برنامه در بخش دوم موجبات خرسندی بینندگان و تلطیف روح آنان را فراهم آوردند . که تواضع و فروتنی ایشان برای همگان ثابت گشته و هیچ احتیاجی به تعریف و تمجید این حقیر نیست .

امیدوارم در سفر دوم گروه راز و نیاز به همراهی سالار عقیلی تمامی کاستیهای  کنسرت قبل مرتفع گشته و همانند همیشه با فروتنی و خضوع خود کم کاریها و کوتاهیهای دیگران را جبران نمایند . تا بار دیگر شاهد اجرای سالار عقیلی ای باشیم که دستانی بود ...

 با  احترام

محمد جواد صحافی

بیستم  آبان ماه یکهزار و سی صدو هشتاد و هفت