سنت، موسیقی و پدیدهی فرهنگی
"سنت، موسیقی و پدیدهی فرهنگی"
در خصوص مطالب گفته شده در پست قبلی صرف نظر از عدم مدیریت خوب مسئولین سالن و کنسرت که خود جای سوال و ابهامات فراوان دارد و به هیچ عنوان توجیهی برضعف عملکرد مسئولان مربوطه نیست، علاوه بر موارد یاد شده از طرف آقای صحافی مطالبی چند در خصوص مهجور ماندن موسیقی سنتی و اصیل و فولکلور ایرانی درمیان دیگرموسیقیها ارائه می نمایم.
1 – ابتدا سوالی که مطرح می شود این است که مسئولین این شهر، تا چه میزان در معرفی و شناساندن موسیقی محلی و بومی آذری در میان مردم و به خصوص نسل جوان آذری زبان این شهر و حتی آذری زبان های دیگر شهرها، ایفای نقش داشتهاند، چند بار مسئولان از اجرای کنسرت های فولکور و مقامی در این شهرها و دیگر شهرها حمایت داشته اند؟ نسلی که در عصر ارتباطات مورد هجمه انواع موسیقی های ایرانی و غربی قرار گرفته و خود را اسیر در میان آنها یافته اند بدون اینکه شناخت درستی از آنها داشته باشند که خود این مسئله نیز به نوعی منتج به بحران فرهنگی نیز شده است. از این رو ضرورت آگاه بودن مردم از موسیقی اصیل و ملی خود صد چندان می شود. این اصل نیز باید پذیرفته شود هنگامی که فردی با موسیقی بومی و فولکلور خود بتواند ارتباط برقرار کند به تبع آن چه بسا می تواند با ادبیات کهن نیاکان خود نیز آشنا می شود، چرا که موسیقی ایرانی و بومی ما همراه با کلام می باشد و معمولا خود کلام برگرفته از شعرهای کهن فارسی وبومی در هر منطقه می باشد که این خود زمینه ای می شود برای اینکه فرد ضمن اینکه به موسیقی گوش بسپارد به کلام نیز توجه بیشتری نماید، تا از کلام و موسیقی به موازات هم استفاده نماید و چون این کلام همراه با موسیقی است، به راحتی در یاد می ماند که این خود به نوعی موجب حفظ و اشاعهی ادبیات کهن می شود.
به همین دلیل، شاید این انتظار بی جایی نباشد که فرد ابتدا با موسیقی اصیل و ملی و بومی خود آشنا شود تا از فرهنگ و اصالت خود فاصله نگیرد و بعد به سراغ دیگر موسیقی ها برود و با دیگر فرهنگ ها نیز آشنایی پیدا کند. البته شاید در این میان، افراد استثنایی نیز باشند که از موسیقی خود ودیگر موسیقی ها نیز لذت ببرند.
پس در اینجا فرد باید ابتدا با موسیقی خود (به دلیل اینکه خود ریشه در آن دارد) و بعد با موسیقی ملی ایرانی (چرا که خود جزوی از این کشور بزرگ می باشد) آشنا شود و در مراحل بعدی به موسیقی دیگر ملل بپردازد البته نه هر نوعی موسیقی ای.
و باز به ابتدای سوال باز می گردیم که چند با ر کنسرت موسیقی مقامی و فلکلور در این شهر برگزار شده است؟ آیا متوجه شده ایم که نسل جدید آنچنان که باید دیگر توانایی ارتباط با موسیقی کهن خود را ندارند. البته همین سوال در خصوص شهرهای دیگر با زبانهای عربی، لری، کردی، گیلکی، ترکمنی و بلوچی و ... نیز مطرح می باشد.
2 - از دیگر دلایل عدم استقبال از موسیقی اصیل، شاید سنگین و ثقیل بودن آن، در قیاس با دیگر انواع موسیقی ها باشد، که معمولا این ارتباط از دو طریق برقرار می شود:
یکی اینکه فرد از همان دوران کودکی در محیطی قرار بگیرد که این موسیقی در آن شنیده می شود، یعنی افراد خانواده و یا محیط این شرایط را برای وی فراهم آورده اند و بالطبع چون شخص در این محیط قرار گرفته، خود به خود می تواند به این موسیقی نزدیک شود و اگر این نزدیکی همراه با آموزش باشد، پیوند و ارتباط قوی تری پدیدار می شود. و در اینجا هر چه سن افزایش پیدا می کند این ارتباط عمیق و عمیق تر می شود.
دوم اینکه از لوازم لذت بردن از موسیقی اصیل و کلاسیک ، ایجاد محیطی آرام و به دور از هیاهو می باشد که این خود مستلزم صرف وقت و زمان همراه با حوصله ی بالا می باشد. هنگامی که فرد خود، بنا به دلایل گوناگون درگیر مسائل مختلف زندگی شده و استرس و فشارهای مختلف روحی و روانی بر زندگی وی وارد می شود چگونه انتظار داریم با این شرایط بتواند با موسیقی خود ارتباط برقرار کند ؟ غیر از این است که در این شرایط به دنبال موسیقی های برود که لذت آنی و لحظه ای برای وی فراهم آورد؟
3 –دور از ذهن نیست که اگر فردی اندک اطلاعاتی در خصوص سازها و دستگاه های موسیقی داشته باشد، لذت بیشتری از موسیقی خواهد برد.
وقتی که چنین فردی در طول عمر خود حتی یک بار سازی را ندیده تا جایی که فرق بین کمانچه را از تار نمی تواند تشخیص دهد چگونه می توان از او انتظار داشت که به هنگام گوش سپردن به موسیقی به اوج لذت برسد؟
دراینجا باید تیر اتهام را به سوی صدا و سیما نشانه رفت که با سیاست های انحصارگرایانه و انقباظی خود مانع از نمایش سازهای ملی و اصیل شده و باعث عدم آشنایی مردم با سازها و نبردن لذت کافی از آنها شده است.
4 – می دانیم که یکی از راه های ارتباط با موسیقی کهن، دیدن و شنیدن موسیقی آن دوران می باشد. در زمانهای گذشته به دلیل عدم وجود دستگاه های ضبط، امکان ذخیره و نگهداری موسیقی نبوده است. اما در پنجاه شصت سال گذشته که این امکان در کشور ما به وجود آمده است، چرا صدا و سیما نسبت به معرفی این افراد اقدامی نمی کند. جالب است که چند وقت پیش شبکهای عربی می دیدم که اجراهای "ام اکلثوم" خوانندهی شهیر و کلاسیک مصری را پس از بازسازی و گذشت سالهای طولانی از فوت وی در یک شبکه مستقل پخش می می کرد . اما در ایران ما حتی از برنامه های "گل ها" که شاید قدمتی سی و اندی ساله داشته هنوز آرشیو کامل صوتی نداریم تا چه برسد به تصویری و اگر داشته باشیم امکان نمایش آن بنا بر دلایل نامعلومی وجود ندارد.
5 – در بسیاری از کشورها، دانش آموزان در حین تحصیل موظف هستند که سازی را آموزش ببیند. مثلا چند وقت پیش وقتی به صحبت های چکناواریان گوش می کردم می گفت که در کشور ارمنستان دانش آموزان پسر باید ویولن و دانش آموزان دختر بایستی پیانو را یاد بگیرند. و چه بسا پس از فارغ التحصیلی از مدرسه، تسلط کامل نسبت به یک ساز داشته باشند و در میان این دانش آموزان، نخبگان زیادی نیز وارد جامعه می شود و در حقیقت این امر باعث بروز استعدادهای بالقوه ی بسیاری از افراد در زمینهی موسیقی میشود. و البته به این نکته نیز توجه داشته باشیم یادگیری همین موسیقی، خود، نیز می تواند باعث پیشگیری از بسیاری از انحرفات فردی و اجتماعی شود.
6 - اما صدا و سیما تاکنون در عرصه اطلاع رسانی موسیقی چه گام های مثبتی برداشته است؟
تاکنون چند بار نمایش جایزه گرفتن شجریان، ناظری ، علیزاده ، کلهر و... در فستیوالهای جهانی از سوی سیما نمایش داده شده است، مگر نمایش دادن قسمتی از این برنامه ها دارای بدآموزیای است؟ و حتی این خبری که در پی میاید و بایستی موجب افتخاری هر ایرانی باشد چرا بازتابی نداشته است:
"محمد گلدی گلدی نژاد، معروف به "اوغلان بخشی" ، استاد موسیقی گنبدی، که از کشور ایران در "جشنواره جهانی موسیقی فولکلور جوانان" شرکت کرده بود، به مقام نخست دست یافت. این جشنواره در شهر پراگ، پایتخت جمهوری چک، برگزار شد.
"جشنواره جهانی موسیقی فولکلوریک جوانان، ۱۴ سال است که در پایتخت جمهوری چک برگزار میشود و نوازندگان و خوانندگان جوان از کشورهای مختلف جهان در آن شرکت میکنند. محمد گلدی گلدی نژاد نمایندهی ایران در جشنوارهی امسال بود. خبرگزاری ایرنا در خصوص زندگی این هنرمند جوان مینویسد، گلدی نژاد در سن نه سالگی به درجه استادی موسیقی ترکمن دست یافته و این درجه از سوی بزرگان موسیقی ترکمنهای ایران و ترکمنستان به وی داده شده است."
بیابید بازتاب این خبر را در صدا و سیما!
و بیابید دلیل عدم استقبال از موسیقی ایرانی را!!
نویسنده : دوست بزرگوارم جناب آقای عابدینی
محمد جواد صحافی .