فریاد حلبچه در شهر خاموش کلهر پیچید .
داستان كلهر و كمانچه البته داستاني شنيدني است، او آموختن ساز را از كودكي آغاز كرده، اگرچه اول سراغ ويلن رفته، اما بعد كمانچه را به عنوان ساز تخصصياش انتخاب كرده است. اين انتخاب چه آگاهانه باشد و چه ناآگاهانه چيزي از ارزشهاي كاري اين آهنگساز و نوازنده كم نميكند. كلهر ريشههاي موسيقي ايراني را ميشناسد، از موسيقي فولكلوريك ايران و مناطق بسياري از جهان (مخصوصا قاره كهن آسيا) شناخت عميقي دارد. به همه اينها ميتوانيد تكنيك ناب نوازندگي او را هم اضافه كنيد، تكنيكي كه فقط خاص كلهر است و گاهي باعث ميشود، صداي كمانچهاش لحني پيدا كند كه تا به حال آن را نشنيده بودهايم.
كلهر اگرچه در ايران كمبرنامه اجرا ميكند، اما آلبومهاي موسيقياش بلافاصله بعد از انتشار در خارج از كشورمان، بازار داخلي را هم مينوازد. مجموعه آثار كلهر چنان است كه نسل جديد علاقهمندان موسيقي را شيفته صداي كمانچه و آهنگهايي كرده است كه اجرا ميكند. 
همين باعث شده تا دايره مخاطبان كلهر خيلي وسيع شود، از علاقهمندان موسيقي سنتي گرفته تا طرفداران پر و پا قرص موسيقي پاپ و راك. شايد به خاطر همين ويژگيهاي منحصر به فرد است كه تا به حال داوران «گرمي» او را 4 بار به عنوان نامزد دريافت جايزه معرفي كردهاند؛ جايزهاي كه يكجورهايي در حد اسكار سينمايي است.
آخرين كار او كه قرار است در ايران هم منتشر شود، حاصل همكاري او با گروه بروكلين ريدر (Brooklyn Rider) است؛ كاري با عنوان «شهر خاموش» كه اجرايش در آمريكا تحسين شنوندگان و منتقدان بسياري را برانگيخته است.
روزنامه نيويورك تايمز در توصيف اين اثر نوشته؛ «شهر خاموش كاري هيپنوتيزم كننده است كه ياد حلبچه را در خاطره زنده ميكند.» كلهر اين بار راوي درد و رنج حلبچه است، تكنوازياش در زمينه سازهاي گروه بروكلين ريدر، فضايي خاص را آفريده كه هر شنوندهاي را متاثر ميكند؛ صداهايي كه از اعماق ژر فناهاي ديگر ميوزند.
كيهان كلهر با اين آلبوم در خارج از مرزها، خبرسازتر است تا در ايران، چرا؟ درست مثل آن موقع كه به پروژه جاده ابريشم پيوست.
محمد جواد صحافی .