خانه خالی بود و خوان بی آب و نــــــان           و آنچه بود آش دهن سوزی نبود

                   این شب است آری شبی بس هولناک           لیک پشت تپه هم روزی نبود

 

مدتی که پس از گوش دادن به آلبوم جدید شهرام ناظری با نام " سِفر عُسرت " قصد داشتم مطلبی را در وبلاگم با این عنوان قرار دهم . اما هرچقدر فکر کردم که چه متنی مناسب این آلبوم است نتوانستم پیدا کنم . زیرا این آلبوم انقدر حرفه ای و زیبا ساخته شده است که نقد این اثر و شرح آن کار هر منتقد و یا کارشناسی نیست . تصمیم گرفتم نگاهم به آلبوم را از دید یک شنونده بیان کنم .نام آهنگساز این اثربرای عموم  چندان آشنا نیست ، فرخزاد لایق , پزشکی که اهل موسیقی است و تا چندی پیش نیز در ایران زندگی میکرد , و شاگرد مسعود شعاری نوازنده برجسته سه تار .

استفاده از سازها در این اثر بسیار با دقت انجام گردیده است .فضا سازی اثر نیز بسیار تاثیر گذار و گیراست .

این اثر در کشور فرانسه منتشر گشته و نام آن " The Book Of Austerity " که معنی آن در زبان فارسی  کتاب ریاضت و یا بقول خود شهرام ناظری " سِفر عُسرت " میباشد

شهرام ناظری و فرخ زاد لایق این بار اثری کاملا متفاوت با آنچه در زمینه موسیقی بود را عرضه نمودند . و ثابت کردند که موسیقی ایرانی تنها اشعار حافظ و سعدی وحتی مولانا نیست ...  میتوان پا را فراتر نهاد ؛ از شعر نو استفاده کرد و در این راه نیز موفق بود .

حتی نمیتوان به راحتی از طرح جلد اثر، که تك درختی است  بر لب بركه‌ای خشكیده ؛ با صفحه‌آرایی تیره و وهمناك  نیز گذشت . که خود طرح بیانگر نوع اثر است که چقدر زیبا و با مفهوم است .

انتخاب اشعار از مجموعه آثار شفیعی کدکنی نیز بسیار با دقت صورت گرفته است . به گفته موسیقیدانان و کارشناسان موسیقی این اثر را میتوان به عنوان نخستین  تجربه تمام عیار « حجم » در موسیقی کلاسیک ایرانی یافت . در گزارشی که روزنامه اعتماد ملی از این اثر موسیقی تهیه نموده است نویسنده مطلب اینچنین بیان میکند :

« حسین علیزاده بیش از همه نوگرایان به وادی حجم نزدیك شده است، اما مدت‌هاست كه دست‌كم راقم این سطور پیگیری او را در این راه ندیده و نیافته است. حال پس از آن حسرت و عسرت، من نخستین تجربه تمام‌عیار <حجم> را در موسیقی كلا‌سیك ایرانی در این اثر نو‌یافته، یافتم. به گمانم مولف توانسته است با چند خط ساده و روان از دل چند ساز بی‌مدعای ایرانی، خشم و حیرت و یاس و عصیان و وهم را بیرون بكشد و به منی عرضه كند كه تاكنون این حس‌های غریب را از زبان این موسیقی نشنیده بودم. »

شنیدن خبری نیز درباره این اثر من را بسیارمتاثر نمود و آن اینکه هنوز اين كار از سوي  اداره نظارت و ارزشيابي موسيقي ارشاد، مجوز انتشار در كشور را نگرفته است و ظاهرا موضوع هم به اشعار انتخابی برای این آلبوم باز میگردد .

مع الوصف ؛ پس از این شنیدن اثر بسیار لذت بردم افتخار کردم به فردی که دنیا همتای او را ندارد .و بسیار غمگین، که  این فرد در ایران است جایی که مسئولین هنری ؛ آنطور که باید و شایداهمیتی به هنر وی نمی دهند . مجوز کنسرتهایش را لغو میکنند – اجازه انتشار آلبومی به این زیبایی را – فقط به دلیل اینکه اشعار بو دار هستند – نمیدهند

مگر موسیقی چیست که دولتمردان ما اینقدر با او بد رفتاری میکنند ؟

مگر کنسرت شهرام ناظری با لوریس چکناواریان – که بحق زیبا ترین کاری بود که من آن را دیدم – چه دارد که مردم ما باید از دیدن آن محروم باشند ؟

مگر شب سکوت کویر شجریان چیست ؟ جز تشنگی کویر ؟ آیا فساد را ترویج میدهد؟

آیا ارزش آن موسیقی های پوچ و بی معنی پاپ که هر روز به تعدادشان نیز افزوده میشود  بالاتر از سفر به دیگر سو – شب سکوت کویر – بیداد – لولیان و... است که حتی یکبار هم تکه ای از این آهنگها را برای مردم ما پخش نمیکنند ؟

نکته جالبی که مطرح است اینکه بسیاری از مردم ما هنوز به خوبی شجریان و ناظری و علیزاده و کلهر و متبسم و بهروزی نیاو...  را به خوبی نمی شناسندو یا حتی اسمشان را نشنیده اند و ارزش نشان شوالیه را نمی دانند که این قصوری است از جانب مسئولان امر و به نظر من خیانت ...

آیا بازهم شهرام ناظری دیگری متولد خواهد شد ؟.....

متظر میمانیم تا ...

 

نغمه نیستم که بخوانی

قصه نیستم که بگویی

من درد مشترکم ....

مرا فریاد کن .........