با سلام به دوستان و بازديدكنندگان وبلاگ جناب صحافي
به اين دليل كه جواب به انتقادات جناب صحافي وبلاگ نويس خوبمان باعث مي شود حرف هاي نگفتني در مورد مجله گفته شود تصميم گرفتم اين نوشته را بنگارم، كه در غير اينصورت دليلي نداشت بنده اينجا چيزكي بنويسم.
سريع وارد بحث اصلي مي‌شوم و جواب مواردي كه جناب صحافي از آن به عنوان ايراد ياد مي‌كنند مي‌دهم، از ابتداي بحث هم بابت لجام كسيختگي اين نوشته و عجله‌ام در بحث پوزش مي‌طلبم زيرا كه وقت تنگ است. همچنين به خاطر محاوره اي بودن نوشته هم عذرخواهي مي كنم زيرا كه اعتقاد دارم در يك وبلاگ دليلي براي رسمي نوشتن وجود ندارد.
 
در همين ابتداي بحث هم عنوان مي كنم كه وقتي نوشته‌ جناب صحافي را ديدم خوشحال شدم از اينكه سعي كردند منطقي انتقاد كنند ولي وقتي آن شيركردن ها در صفحات فيس بوك با آن تيترهاي شيطنت آميز را مشاهده كردم مطمئن شدم كه ايشان مشكلي يا با ويراستار يا با مجموعه دارند به همين دليل اگر در متن تندي ديده مي‌شود تنها به سبب حمايت از ويراستارمان هست نه به دليل ديگري...
 
جناب صحافي در زير مي‌توانيد توضيحاتي در مورد نوشته‌تان بخوانيد.
 
در مورد پاراگراف سوم نوشته‌تان:
در ابتداي بحث خوب است مطلبي را بگويم كه همه مي‌دانيم مجله با ماهنامه تفاوت دارد، ماهنامه هر ماه منتشر مي‌شود ولي مجله ممكن است هر زماني منتشر شود.
تا پيش از شماره‌ي هشت مجله موسيقي ايرانيان ماهنامه اي بود ولي از شماره‌ي هشت به بعد از حالت ماهنامه درآمد.
بنابراين دليلي ندارد اين مجله حتما سر هر ماه منتشر شود، بله ما در شماره ي هشت گفته بوديم كه شماره ي بعدي دو ماه بعد منتشر مي شود كه قبول داريم بدقولي كرديم.
حال اينكه "تمام زحمات و فكر و وقت هاي صرف شده‌ي ما را" شما بيشتر از "نازيبايي بدقولي‌مان" نبينيد اختيار با شماست.
 
اين را هم به ياد داشته باشيد كه از مجله‌ي ما نبايد به عنوان مجله‌اي حرفه اي انتظار داشته باشيد كما اينكه اصلا موسيقي ما حرفه اي نشده است كه مجله ي ما بتواند بدون هيچ سرمايه اي حرفه اي شود كما اينكه مجله هايي هم كه از طريق فروششان در كيوسك هاي روزنامه فروشي درآمدكي دارند مثل «فرهنگ و آهنگ» يا «قرن بيست و يكم» كه يك مجله‌ي موسيقي پاپ است، نظم خاصي در انتشارشان وجود ندارد.
 
خوب است توضيح دهيم كه مجله ما دليلي ندارد زود منتشر شود.
زمان انتشار يك مجله پارامترهاي مختلفي دارد كه اگر بخواهيد در زماني ديگر به آن خواهيم پرداخت اما چيزي كه مسلم است اين است كه هر وقت زمان انتشار مجله باشد منتشر مي‌شود هر وقت هم نباشد نمي‌شود.
ما مي‌توانستيم 200 صفحه مطلب را تبديل به 4 شماره مثلا 60 صفحه اي بكنيم ولي ما اين كار را نكرديم، چرا؟ براي اينكه خطر فيلتر شدنمان بخاطر مطالبي چون پرونده‌ي فقه و موسيقي بيشتر مي‌شد، براي اينكه مطالب كمي خطرناك به چشم مي‌آمد ولي در اين حالت مطالب بودار در بين مطالب معمولي گم است و نمي‌تواند باعث ايجاد حساسيت شود. ما هزاران دلايل ديگر براي سياست ها و اعمالمان داريم كه اگر بخواهيم بگوييم بنده بايد فقط 9 ساعت وقت بگذارم متن گفته هايم را تايپ كنم.
 
در مورد پاراگراف چهارم متن‌تان:
در مورد ايراد گرافيكي كه فرموديد انتقاد جالبي بود تا به حال به آن فكر نكرده بوديم ولي خب نمي شود در صفحات مختلف بك‌گراند نداشته باشيم، چون بك گراند علاوه بر زيبايي ظاهري باعث القاي يك مفهوم خاص به مخاطب مي‌شود كه اگر بخواهيد در مورد بسياري از صفحات اين مفاهيم را براي شما توضيح خواهم داد.
در هر صورت مطمئنا در مورد اين ايده‌تان بعدا بيشتر فكر خواهيم كرد.
 
 
 
در مورد پاراگراف پنجم يادداشتتان:
اين مثلا انتقاد بعدي‌تان خيلي براي‌مان هم مضحك بود هم جالب، كلمه‌ي مضحك توهين نيست واقعيتي است.
شما گفتيد مجله‌ي ما پراست از غلط‌هاي املايي ولي جالب است كه حتي يك غلط املايي هم پيدا نكرديد.
اين ليست ايرادات نگارشي است كه شما براي بنده ايميل كرده ايد:
آيا به واقع در اين ليست غلط‌هاي املايي ديده مي‌شود؟
مجلمان  - ص 2 – خط 12
هیج – ص 17 – خط 13
مبایل – ص 25 – خط 20
شدند ( شدن صحیح است ) –ص 26 – خط 18
بلاخره – ص 26 – خط 19
تدریحی – ص 28 – خط 25
نوانده - ص 61 - ستون 2 - خط2
گه - ص63 - ستون 2 خط 16
اينكه رفتيد در فيس بوك پر كرديد" مجله ي موسيقي ايرانيان با غلط‌هاي املايي زياد منتشر شد" اصلا براي ما مهم نيست ولي مشكلي در روح شما را به اثبات مي‌رساند كه اميدوارم اين مشكل را با خودتان حل كنيد.
 
نكته ي ديگر اينكه شايد باورتان نشود بيشترين وقتي كه مجله گرفت همين ويراستاري ها و ايرايابي ها بود، يعني بيشتر از مدت زمان خلق مطالب و طراحي صفحات، ويراستاري و ايراديابي ها گرفت.
چندين و چند بار كه اگر عدد بگويم باورتان نمي شود اين مجله ويراستاري و ايراديابي شد، بيش از ده بار. باور كنيد هر مطلب بيش از ده بار خوانده شده.
ولي مطمئنا انسان جايزالخطاست و ممكن است ايراد داشته باشد.
ولي نكته‌ي اصلي اين است كه خيلي بعيد است كه مجله ما غلط املايي داشته باشد... بله ايراد تايپي و نگارشي بله ممكن است در تعداد محدود پيدا شود كه آنهم در همه ي رسانه هاي كشور امري عادي است.
كافيست شما روزنامه ها و خبرگزاري هاي ديگر كه سرمايه دارند و احتمالا حرفه اي كار مي كنند چك كنيد، ايرادات نگارشي غوغا مي كند در نوشته‌هاي آنها.
من همينجا هم به سبب حمايت از "ويراستارمان" و "تلاش خودم" بايد بگويم كه مجله‌ي ما نسبت به مجلات چاپي از سطح بالايي در استاندارد نگارشي قرار دارد.
گرچه كه بنده آنچنان به فرم و مسائل نگارشي اهميت نمي‌دهم و بيشتر اصالت را بر روي محتوا مي‌گذارم...
كه زين پس هم تصميم گرفتيم اينقدر وقت بيش از حد بر روي 200 صفحه مطلب نگذاريم كه اين وقت را روي محتوا بگذاريم بهتر است تا فرم...
نكته ي جالب تر اين است كه همين متن شما فقط در پاراگراف اولش 5 ايراد نگارشي ديده مي شود بعد شما از كل مجله ي ما چند ايراد گرفته ايد؟...
اميدوارم در هر حال همه‌ي ما به مسير حق رهنمون شويم.
 
 
 
 
 
در مورد پاراگراف هاي پنج و شش و هفت و هشت نوشته‌تان:
 
 در مورد انتقاد بعدي‌تان بهترست چند نكته را بگويم، بياييد ببينيم چند نوشته دقيقا در مورد موسيقي پاپ است و چند نوشته در مورد موسيقي اصيل. بعد ببينيم چند نوشته بصورت تحليلي به اوضاع كلي موسيقي مي پردازد، مصاحبه ها را ببينيم.
 
بديهي است كه در اين شماره موسيقي اصيل مي چربد به موسيقي پاپ، كه بيشتر كاربران ما هم از اين موضوع گله كردند كه كم به موسيقي پاپ پرداختيم، كلا در موسيقي پاپ يك مصاحبه انجام شده است ولي در موسيقي كلاسيك ايراني 4 مصاحبه انجام شده است، در مطالبي مثل پرونده‌ي كنسرت ها در ايران يا پخش سوپرماركتي هم كه هم به موسيقي پاپ اشاره شده هم به موسيقي كلاسيك ايراني.
اميدوارم اين دو مقاله را خوانده باشيد كه بعيد مي دانم خوانده باشيد.
 
شما دو كلمه در متننان به كار برديد. مجله هاي خانگي و مجله هاي زرد.
 
اميدوارم در نظر تعريف شما هر دو به يك معني باشد چون اگر اينطور نباشد بحث بيش از حد پيچيده مي شود.
اول بياييد مجله زرد يا مجله خانگي را تعريف كنيم.
از ديدگاه بنده سه نوع مجله داريم كه گاها آنرا زرد مي شمارند:
نوشته هاي سطحي: نوشته هايي كه عمدتا به عمق موضوعات نمي روند و مفاهيم بديهي در آن ديده مي شود، اين نوشته ها براي جامعه لازم و مفيد است ولي كافي نيست. مثل مقاله ي كپي رايت شما كه نوشته ي خيلي ساده و معمولي است و براي مخاطبين جدي جذاب نيست ولي براي مخاطبين كمي سطحي تر لازم و مفيد است.
 
نوشته هاي حاشيه‌اي انساني: اين نوشته ها مي آيند به موارد حاشيه اي مي پردازند مثلا استاد شجريان چند فرزند دارد، اين خواننده با چه كسي ازدواج كرد، چه كسي از چه شخصي طلاق گرفت و ...
اينگونه نوشته ها هم بد نيست باشد، نبودش در مطبوعات زياد خوب نيست ولي بيش از حد بودنش هم خطرناك است.
 
 
نوشته هاي حاشيه اي غير انساني: اين نوع نوشته ها هم بدترين نوع نوشته هاست، منظور از غير انساني هم اين است كه نوشته هايي كه درون آنها انسانيت و صداقت ديده نشود.
 
نوع دوم و سوم به هيچ وجه در مطالب ما نيست، نوع اول هم در برخي مطالب مثل مطلب شما يا گزارش كنسرت ها ديده مي شود كه براي كاربران آماتورتر لازم است.
 
ولي مطالب ديگر ما تحليلي عميق هست، يعني تا حد نسبي به عمق موضوعات رفته....از مقاله سوپرماركت گرفته تا مقاله آيا پاپ ايران زنده خواهد ماند؟...از پرونده ي كنسرت ها در ايران گرفته تا پرونده ي فقه و موسيقي...
 
 
يك قسمت ديگر مطالب ما هم نه تحليلي سطحي هست نه تحليلي عميق.
خبري هست
مثل اخبار كه براي هنردوستاني كه سايت را چك نمي كنند مطمئنا جذاب و لازم است.
مثل گزارش كنسرت ها كه حالت خبري دارد و براي مردم هم زنگ تفريحي هست.
كه سياست ما اين بوده كه بعد از هر مطلب عميق و شايد خسته كننده يك مطلب ساده‌ مثل زنگ تفريح داشته باشيم.
بالاخره مخاطب وقتي پرونده‌ي كنسرت‌ها را مي خواند كمي خسته مي‌شود، خوب است كه با ديدن عكس‌ها و گزارش هاي مختصر سطحي از خواننده‌هاي مورد علاقه‌اش كمي استراحت كند. بله خوب بود كه چند گزارش تحيلي از كنسرت هاي مهم هم كار كنيم كه واقعيت اين است كه نويسنده اي در دسترس نبوده كه اين بخش را به عهده بگيرد، وقتي هم نويسنده‌ي سطح بالا و به دور از سليقه هاي خاص نداريم شما بگوييد كه واقعا ما بايد چه كنيم؟
 
در مصاحبه ها هم سعي كرديم هم مصاحبه‌ي خبري و جذاب براي هواداران داشته باشيم هم مصاحبه‌ي تحليلي...
 
به دلايل زيادي هم كه قبلا گفتيم ما مطالب تخصصي هيچ‌گاه توليد نمي كنيم چون اعتقاد داريم توليد مطالب تحليلي مثل پرونده ي پخش سوپرماركت يا پرونده ي مفصل براي كنسرت در ايران يا پرونده‌ي فقه و موسيقي بسيار بسيار واجب تر از نقد فني يك آلبوم موسيقي است،‌ آنقدر هم سرمايه و انرژي و توان و دانش فني نداريم كه بتوانيم مطالب تخصص كاري كنيم.
 
شما سه نكته را در مورد مطالب موسيقي پاپ هم عنوان كرده ايد اول اينكه گفته‌ايد با گذاشتن اينگونه مطالب بيم آن مي رود كه مجله ي ما رنگ و بوي مجله ي زرد بگيرد دوم اينكه گفته ايد چرا با هنرمندان سطح بالا در موسيقي پاپ مصاحبه نكرده ايم سوم اينكه مي گوييد از متخصصين و كارشناسان اين سبك موسيقي استفاده كنيم.
در مورد نكته ي اولي كه شما گفتيد بايد بگويم كه نمي دانم اشاره‌ي شما به كدام مطلب ما است؟
آيا مطلب «آيا نسل جديد موسيقي پاپ ايران زنده خواهد ماند؟» مطلبي زرد است؟
يا مقدمه‌ي محسن يگانه مطلبي زرد است؟
آيا نوشته‌ي مارسل پرست در مورد موسيقي زشت كه اشاره دارد به نگاه اهالي موسيقي جدي نسبت به موسيقي پاپ مطلبي زرد است؟
بعيد مي دانم اين مطالب زرد است، در همه‌ي اين مطالب اشاره به نكاتي شده است كه تا به حال كمتر كسي به آن توجه كرده بود، كه اگر بخواهيم در مورد سطح ارزش اين مطالب حرف بزنيم احتياج به زمان بيشتري است و در اين مقال نمي گنجد.
 
نكته‌ي دوم اينكه مي گوييد چرا با هنرمندان سطح بالا در موسيقي پاپ مصاحبه نمي كنيم به دو موضوع برمي‌گردد، اول اينكه تعريف شما از سطح بالا چيست؟
خوب است كه بياييم در مجالي ديگر بحث كنيم چرا شما محسن يگانه را سطح پايين مي‌دانيد كه من به شما بر اساس ارزش ها، اعتقادات و تعصبات خودتان ثابت خواهم كرد كه محسن يگانه نه تنها هنرمندي سطح پايين نيست بلكه در استايل و قالب خود هنرمندي بسيار موفق، با استعداد است. با اين حال تمام مصاحبه‌ي ما نقد و به چالش كشيدن هنر اوست، از گپ و گفت سردبير با يگانه در مورد آهنگ‌هاي شاد گرفته تا مصاحبه‌ي فني و تحليلي و مقدمه ي مصاحبه با او....
 
نكته‌ي سوم اينكه گفتيد چرا از كارشناسان و متخصصين موسيقي پاپ براي تهيه ي مطالب استفاده نمي كنيم، كه اولا اعتقاد داريم نويسندگان و خبرنگاراني كه در مورد موسيقي پاپ در مجله‌مان نوشته اند در مورد موضوعاتي كه نگاشته‌اند بسيار آگاه و كارشناس هستند كه در غير اينصورت مطمئن باشيد مطالب آنها منتشر نمي‌شد.
اما دليل اينكه چرا از شخصيت هاي مشهورتر استفاده نكرديم به چند دليل مي گردد، اول اينكه ما پولي نداريم به آنها بدهيم، دوم اينكه اعتقاد داريم تمام بزرگان و كارشناسان پاپ اگر وجود خارجي هم داشته باشند قبلا حرف هايشان را زده اند و حرف جديدي نمانده، سوم اينكه خيلي نگاه آنان با نگاه و سياست مجله‌ي ما سازگار نيست، به اين دليل كه ما در موسيقي پاپ نگاهي نو داريم كه با نگاه اكثر اهالي پاپ در تناقض است، آنان كمتر موسيقي پاپ را هنر مي‌دانند، برخي از آنان موفقيت يك آلبوم موسيقي پاپ را در تعداد و كميت مخاطبين آن آلبوم مي‌دانند، ما موفقيت را در مقدار تاثيرگذاري حسي روي مخاطب مي دانيم، برخي از آنان آهنگسازي به روش كامپيوتري را اصلا قبول ندارند ما ارزش خلق يك اثر هنري را جدا از طرز تهيه‌ي آن و طرز خلق آهنگ‌ها مي‌دانيم، بسياري از انان بنده‌ي سلايق شخصي و گروه بندي هاي موسيقايي هستند ولي ما به اينطور سليقه ها و گروه بندي ها اعتقاد نداريم.
برخي از انان بصورت مادرزاد با خواننده هاي نوظهور مخالف هستند ولي ما چنين تعصبي ندارم.
برخي از آنان ارزش يك اثر هنري را در سطح فني كارها و بطور مثال قدرت فني خواننده‌ها مي ‌دانند اما ما ارزش يك اثر هنري را در ميزان احساس و صداقت حسي هنرمند و قدرت هنرمند در انتقال آن احساسات به روي مخاطب مي‌دانيم.
 
در نهايت هم به نظر بنده ما كارشناسي در حوزه موسيقي پاپ نداريم كه فني بنگارد (كه اگر هم داشته باشيم راضي نمي شود برايمان بصورت رايگان مطلبي بنويسد.) كه اكثرا سليقه‌اي مي‌نويسند ولي ما در نوشته هايمان عمدتا سليقه ديده نمي‌شود، ما به جز‌ء كمتر وارد مي‌شويم سعي مي كنيم كلي بحث كنيم، در همه‌ي مقاله ها هم اينطور است.
 كمتر صفحه اي در شماره مي توانيد پيدا كنيم كه بگويم اين خواننده خوب است اين خواننده بد اين نوازنده خوب اين نوازنده بد، هر نظري هم در مورد هنرمند داديم خيلي با احتياط و در خفا با دليل و مدرك نظري را داديم.
اصولا هم ما اگر مجله منتشر مي كنيم كه نگفته ها را بگوييم. همانطور كه مصاحبه با دكتر طباطبائي و كلا پرونده‌ي فقه و موسيقي گفتني هايي از نگفته ها بود، پرونده‌ي كنسرت ها در ايران و پخش سوپرماركتي هم تا به حال گفته نشده بود همانطور كه چند نوشته در مورد موسيقي پاپ تا به حال گفته نشده بود.
 
 
در مورد اخبار موسيقي هم بايد بگويم خب يك عده از مخاطبين ما هستند كه سايت را چك نمي‌كنند كه وجود اخبار موسيقي براي آنها مفيد است، اما در مورد تولد اساتيد ما بايد بگوييم كه به نظر بنده اين كار عبثي است كه بياييم تاريخ تولد اساتيد موسيقي را به عنوان خبر موسيقي در سايت قرار دهيم. آنوقت هر شماره بايد تاريخ تولد چند ده نفر و تاريخ فوت چند صد نفر را در مجله قرار دهيم كه آنوقت مجله از حالت موسيقي به دفترچه‌ي ثبت احوال شبيه خواهد شد.
 
البته بله خوب است كه يك نويسنده‌ي سطح بالا بطور مثال بيايد به مناسبت تولد استاد شجريان يك نقد يا معرفي مفصل و كاملي در مورد آثار او در طول اين چندده سال انجام دهد ولي خب چنين نويسنده‌هايي اصولا يافت مي‌نشوند.
 ولي اينكه ما بياييم به مناسبت تولد استادي سه صفحه تعريف و تمجيد بنويسيم در سياست‌گذاري مجله‌ي ما نيست.
آيا تعريف و تمجيد چه دردي از موسيقي دوا مي‌كند؟ بله بازديد مجله را زياد مي‌كند و دوستداران استاد را شاد
ولي باعث چه حركت ريشه‌اي مي‌شود؟ آيا باعث مي‌شود مخاطبيني كه از زيبايي آثار استاد شجريان بي‌بهره مانده اند تمايلي به آثار موسيقي سنتي پيدا كنند؟ آيا باعث مي‌شود به مخاطبين موسيقي سنتي جمعي اضافه شود؟ بعيد مي‌دانم
ما بايد كاري كنيم كه تاثيرگذار باشد.
پرونده فقه و موسيقي تاثيرش را خواهد گذاشت، مقاله سوپرماركت‌ها هشدار جدي به اهالي ارشاد و تهيه كنندگان است. پرونده‌ي كنسرت ها راهي مي‌تواند باشد براي اهالي هنرمندان
 
ولي در نهايت اعتقاد دارم توان ما در حد همين شماره بود كه اگر ضعف و كاستي وجود داشت شرمنده‌ي همه اهالي موسيقي هستيم.
در پايان هم به شما جناب صحافي از ته دل مي‌گويم كه اي كاش به جاي اين چند صفحه اي كه من و شما نگاشته‌ايم، انرژيمان را براي پيشرفت موسيقي مي‌گذاشتيم، اي كاش به جاي اينكه زحمات چندماه‌ي ويراستار ما را كه بدون هيچ چشم داشتي اين همه زحمت كشيد با پوچ‌گويي‌تان نابود مي‌كرديد، كمكمان مي‌كرديد تا اين سايت و مجله پيشرفت كند كه همانطور كه گفتم اين سايت و مجله متعلق به همه‌ي اهالي و عاشقان موسيقي است.
با توجه به اينكه سايت و مجله ي موسيقي ايرانيان متعلق به همه‌ي عاشقان موسيقي است و از همه‌ي هنردوستان انتظار داريم ياري‌مان كنند مي‌گوييم كه اگر ضعف و كاستي در شماره‌ي نه ديده مي شود و ديده شده تنها ما مقصر نيستيم بلكه مقصر كساني هستند كه ميدان را خالي كردند و ما را وسط ميدان تنها رها كردند.
 
كه از همين‌جا مي‌گوييم هر كس مرد مبارزه در وسط ميدان است بسم‌الله
ما ميدان را خالي مي كنيم و جايمان را به او مي‌دهيم...
 
حق‌‌يار

پاسخ اینجانب محمد جواد صحافی به اظهارات جناب موسوی

از خدا جوئیم توفیق ادب ، بی ادب محروم ماند از لطف حق

پس از آنکه نقدی از این حقیر در این وبلاگ بر شماره جدید مجله موسیقی ایرانیان منتشر گردید ، گویا مسئولان محترم وب سایت موسیقی ایرانیان و مجله وابسته به آن بر آشفته و به جای آنکه پاسخی منطقی و صحیح ودر نهایت احترام به این حقیر دهند با سخنانی که ماهیت اصلی این عزیزان را آشکار می نماید این حقیر را مورد لطف خود قرار دادند و ثابت نمودند آنچه در این ملک و دیار جایی ندارد نقد است . پس خود نیز ناراحت نگردند که چرا زمانی که از دیگران نقد می نمایند مورد بی مهری قرار میگیرندکه روح و جان خود این عزیزان اینگونه است که نقد پذیر نیستند . نمیخواهند ایرادات را قبول کنند و تنها عاشق تعریف و تمجیدهای بیهوده هستند . تا شاید مرحمی باشد بر ایراداتی که خود نیز بیش از حقیر و امثال من بدان واقفند .

این جوابیه ای که در ذیل میخوانید تنها دفاعیه ای است که لازم دانستم از خود نمایم تا خدا ناکرده حق تضییع نگردد . باشد که خوانندگان عزیز خود سره را از نا سره تمیز دهند .

جناب موسوی عزیز ، توصیه ای به شما دارم به عنوان یک برادرو آن اینکه هیچگاه خود را بالاتر از دیگران نبینید که غرور و کبر و خود ستایی ناپایدار است همیشه خود را خاک پای اهل هنر بدانید چرا که ناگزیر هستید اینگونه باشید که قدم در راهی گذاشته اید که اینگونه میطلبد و اگر چنین نباشد به زمین پست خواهید خورد .

پاسخگویی به یک علاقه مند به موسیقی چونان من(که هیچ از موسیقی نمیداند ) توسط شما مطمئنا نه تنها افتخار دادن نمیخواهد که وظیفه ایست بر گردن شما خواه این پاسخ چیزکی باشد یا چیزی . در وبلاگی غیر رسمی باشد یا در وبلاگی رسمی . البته در این مورد بنده بسیار تلاش نمودم تا بتوانم تفاوتهای یک وبلاگ رسمی را با یک وبلاگ غیر رسمی بدانم . در بسیاری موارد این قدرت تشخیص به راحتی بوجود می آید . به عنوان مثال وب سایتی که طرفداران یک هنرمند آن را ایجاد نموده اند وب سایت غیر رسمی یک هنرمند محسوب میگردد و وب سایتی که هنرمندی خود آن را ایجاد نموده باشد یک وب سایت رسمی ، و یا مجله ای که در هر زمینه چاپ گردد را میتوان مجله ای رسمی قلمداد نمود اما مجله ای که به صورت اینترنتی و در قابل فایلی PDF  منتشر گردد مجله غیر رسمی تلقی میگردد . این دو مثال را از آنجایی که شما خودتان هم هنرمند هستید و هم سر دبیر یک مجله بیان کردم  تا بهتر متوجه گردید .

در بخشی از نوشتارتان اشاره فرموده بودید که ابتدا وقتی دیدید اینجانب نقدی را برایتان نوشتم خوشحال شدید اما بعد از آنکه تبلیغات نوشتارم را در فیس بوک خواندید فهمیدید که مشکلی با ویراستار یا با مجموعه دارم . یعنی وب سایتی چون  فیس بوک میتواند بر خوب بودن یا مخرب بودن یک نوشتار تاثیر گذارد ؟ متاسفم بر شما که با عدم دقت در مطالعه مطالب نظر میدهید . بهتر است کمی با دقت مطلبی را بخوانید تا ببینید واقعا این نقد سازنده است یا مخرب . شما مثلا سر دبیر هستید آخر جناب موسوی !!!

در ضمن شما در چه حدی هستید که بر خود این جسارت را میدهید تا با تهمت به افراد به آنها انگ مشکل دار بودن با فرد یا مجموعه ای را بزنید . این را مطمئن باشید که اگر بنده با مجموعه مشکلی نیز داشته باشم که آنهم به عدم کفایت گردانندگان آن باز میگردد هیچگاه با ویراستار محترم مشکلی نداشته و نخواهم داشت که ایشان را بر خلاف شما فردی بسیار محترم و نقد پذیر میدانم و ایشان را به عنوان یکی از قدیمی ترین موسیقی نویسان ایران می ستایم . اگر توهینی به شخص شما گردیده است شما میتوانید در مقام دفاع از خود برآئید اما حق ندارید اینگونه از جانب دیگران کسی را محکوم کنید .

دوست عزیز جناب موسوی بنده به زحماتی که در این سایت و مجله کشیده میشود کاملا واقف هستم و میدانم که طراحی چنین مجله ای بسیار بسیار سخت و زمان بر است ، و بارها نیز بدان در نوشتارم اشاره کرده ام که بی مزد و منت خدماتی را برای موسیقی انجام میدهید که شایسته تقدیر است . اما همیشه باید بدانید هر کس که نقدی یا ایرادی بر شما میگیرد از جهت آن نیست که شما دشمنی دارد و زحمات شما را نمیداند . اینها همه از آن جهت هستند که مجله بیش از شماره های پیشین پربار تر گردد . شما بجای آنکه بر منتقدان خود برچسب های نا روا بزنید  ، شایسته است نظرات آنها را بررسی نموده و در شماره های آتی اعمال فرمائید ، دوست عزیز همانقدر که فردی بر مجله شما نقدی می نگارد نشان از اهمیت آن مجله دارد و مطمئن باشید به به و چه چه های بیهوده و از سر جهالت و نادانی هیچگاه پله ترقی شما نمیگردند . بیاد داشته باشید که هیچگاه در صدد توجیه ایرادات خود نباشید ، و سعی در رفع آنها نمائید .

متاسفم از اینکه این اندازه ظرفیت نقد پذیری شما اندک است و باید بگویم در حد صفر است . از کسی که ادعای نویسندگی دارد بعید است اینگونه جملات سخیف و بی ارزشی چون «  " مثلا انتقاد " » . دوست عزیز یک چهارم مجله دارای بیش از ده غلط املایی بود . شما میتوانید نام آن را تایپی بگذارید . اگر فردی این مسائل را متذکر میگردد آیا با شما خصومتی دارد ؟ آیا ذکر این ایرادات میشود " مثلا انتقاد " اگر این به قول شما " مثلا انتقاد " است ، پس انتقاد چیست ؟ چرا همیشه عادت به مغلطه و جوسازی دارید ؟ از شما به عنوان یک " مثلا نویسنده " بعید است .

من نمیدانم شما نام این ایرادات را چه مینامید غلط املایی یا غلط تایپی ، هر چه باشد ایرادی املاییست که در متن تان آمده است . این ایراد کاملا طبیعیست که در هنگام تایپ کردن حادث شده ، ولیکن بنده در عجبم که شما چرا میخواهید این ایرادات را به نوعی به ویراستار محترمتان متصل نمائید . توگویی شما خود با ایشان مشکلاتی دارید ، این اشکالات هیچ ارتباطی به سرکار خانم نورانی نداشته و ایراداتیست که تایپی بوده اند و طبیعیست که باید اصلاح گردند . توجیه دیگر برای چیست ؟

در ضمن بنده در هر جایی که با تیتر " مجله موسیقی ایرانیان با غلطهای املایی زیاد منتشر شد " مقاله جدیدم را تبلیغ کرده ام لطف کرده و به من اطلاع دهید من از همه آن عزیزان عذر خواهی نمایم . چرا فرافکنی و دروغ پراکنی میکنید ؟ اگر قرار است ایراد تایپی عادی شود پس من از شما معذرت میخواهم ، از این به بعد مجله تان را با غلطهای تایپی بسیار منتشر کنید . جناب موسوی به شما توصیه میکنم ابتدا ایرادات مجله اینترنتی تان را برطرف کنید و سپس به ایراد گیری از بنده بپردازید .

در بخشی دیدگاه خودتان را از زرد بودن یک نشریه بیان داشته اید ، و اعتقاد داشته اید که سه نوع نشریه که حاوی مطالبی سطحی ، حاشیه ای انسانی و غیر انسانی باشند میتوان آن را زرد نامید . پس با این حساب خودتان هم بر این نکته تاکید می نمائید که نشریه تان آرام آرام به سمت زردی میگراید ؟ چرا که مقاله ای از من چاپ نموده اید که ساده و سطحیست . بنده در این جا سئوالی مطرح مینمایم و درخواست پاسخ از شما دارم : « شما در چه حدی هستید که اینگونه بی شرمانه مقاله ای را سطحی مینامید ؟ حال آنکه خود هیچ اطلاعی از آداب نوشتن ندارید  ؟ بر اساس چه معیاری مقاله ام  را  سطحی قلمداد نموده اید ؟ »

در بخشی از نوشتارتان در مجله که پرونده ایست برای کنسرت اینگونه نوشته اید : « به واقع دو هدف اول که نام برده شد کاملا عبث و نابود شدنی و پوچ هستند ، هدف اول که جزو هنر نیست و جزو سرگرمی حساب میشود ، اینکه با ریتم تند درامز مردم را شاد کنیم که هنر نیست ، بیشتر یک نوع سرگرمی است ، دیگر کنسرت نباید اسمش را گذاشت بلکه باید اسمش را دیسکو گذاشت ! »  

شما که خود هنوز روش نگارش را نمیدانید چگونه به خود جسارت میدهید تا مقالات را اینگونه دسته بندی کنید ؟ ابتدا اداب نوشتن را بیاموزید سپس اعتقاداتان را به دیگرانتقال دهید .

در مورد موسیقی پاپ نیز بنده نظراتم را بیان نمودم ، حال شاید شما با توجه به دسته بندی هایی که در ذهن خود انجام داده اید ازنوشتار من چنان برداشت کرده اید که بنده آنها را زرد قلمداد نموده ام . تنها توصیه من به شما آن بود که مراقب باشید رنگی نشوید !!! آقای محترم . تو خواه پند گیر خواه ملال . به قول خودتان اختیار با شماست !

و اما در مورد چاپ و بیان تاریخ تولد اساتید موسیقی . نمیدانم شما در کجا زندگی میکنید و وسعت مجله تان تا چه حد است و چگونه برداشتی از این نوشتار من نموده اید . اما بنده هدفم تنها هنرمندان داخل کشور بوده و نه خارج کشور که عدد آنها به صدها برسد ،  شاید در عرض یک ماه ، تعداد آنها دو تا هم نشود .

نمیخواهد تاریخ تولد خودتان را هم بنویسید منظور من تنها هنرمندان بوده است که چندان زیاد نیستند . اگر از درج مشخصات خود و سایر افراد صرف نظر نمائید و تنها به هنرمندان داخل کشور بسنده کنید دیگر شبیه دفترچه ثبت احوال نمیگردد .

در بخشی بنده توصیه نموده بودم که از پرداختن بیش از اندازه به کنسرتهای هنرمندان که در روزها و ماههای گذشته انجام گردیده است صرفنظر نمائید . دوست عزیز سی صفحه از دویست صفحه مجله را اخبار سوخته و کنسرتهای تاریخ مصرف گذشته پر کرده است . علی الخصوص کنسرتهای موسیقی پاپ با توضیحات مفصل اش . به گمانم تبدیل شدن مجله به دفترچه ثبت احوال بسیار بسیار بهتر از مبدل گشتن آن به دفترچه ثبت اسناد باشد ! آهنم با آن وضع . البته این نیز صحیح است که برخی نسبت به مطالعه چنین مطالبی تمایل نشان میدهند اما باید در نظر داشت که این عده آیا جزو اکثریت مخاطبین هستند یا اقلیت ؟ به نظر حقیر بهتر است آرای اکثریت نسبت به اقلیت لحاظ گردد .

و در پایان هم بنده به شما جناب موسوی از ته دل عرض میکنم که همه این نوشته ها از سر دلسوزی برای موسیقی ، رشد آن ، کمک به مجلات و وب سایتهای موسیقی برای رشد بیشتر و بهتر و جلوگیری از اختلاط موسیقی سخیف با موسیقی فاخر چه در حوزه پاپ و چه در حوزه اصیل است . سخنان بنده به هیچ وجه پوچ گویی نبوده اند و در کمال احترام و ادب با شما سخن راندم و با تعجب با پاسخی توهین آمیز مواجه گشتم و تصمیم به نگاشتن این جوابیه گرفتم . هیچگاه از یاد نمیبرم آنهمه کمکی را که نه برای مجله که برای اعتلای موسیقی ایران زمین در حق نهمین شماره مجله موسیقی ایرانیان انجام دادم و بسیار متشکرم از شما که اینگونه نابخردانه جواب زحمات من را دادید . و مرا متهم به پوچ گویی نمودید. ای وای بر من ...

 جناب موسوی درخت هرچه پر بار تر باشد افتاده تر میگردد ، از شما نیز انتظار همان میرود ، حال که جایگاه خود را در اندک زمانی از آغاز فعالیتتان یافته اید شایسته است با افتادگی تمام فعالیت خود را ادامه دهید و در پی جذب مخاطبین باشید و نه دفع آنها . " هرگز نخورد آب زمینی که بلند است "

همیشه به یاد داشته باشید ادب و شخصیت آدمی بزرگترین نعمتیست که خداوند بر وی داده است . بهتر است همیشه در کمال ادب سخنان خود را مطرح نمائیم تا خدای ناکرده توهینی به هیچ فردی نگردد .

از خدا جوئیم توفیق ادب --- بی ادب محروم ماند از لطف حق

 

با مهر و احترام

محمد جواد صحافی

 مطالب مرتبط : نقدی بر شماره جدید مجله موسیقی ایرانیان